در یکی از مهمترین اکتشافات باستانشناسی دریایی سالهای اخیر، پژوهشگران برای نخستین بار موفق به شناسایی بقایای کشتیهایی در بندر تاریخی ناسائو در باهاما شدهاند که بهطور مستقیم با دزدان دریایی واقعی دریای کارائیب مرتبط هستند. این کشف میتواند بخشی از واقعیتهای تاریخی نهفته در پس افسانهها و روایتهای مشهور دزدان دریایی را آشکار سازد.
به گزارش خبرنگار میراثآریا، یک مأموریت بینالمللی پژوهشی به سرپرستی دکتر «شان کینگزلی» و دکتر «مایکل پیتمن» موفق شده است در جریان نخستین کاوش رسمی در مناطق حفاظتشده بندر ناسائو، شش کشتی غرقشده را شناسایی کند که دستکم سه فروند از آنها به دوره موسوم به «عصر طلایی دزدی دریایی» تعلق دارند؛ دورهای تاریخی که از اواخر قرن هفدهم تا اوایل قرن هجدهم میلادی، آبهای کارائیب و اقیانوس اطلس را به صحنه رقابتهای تجاری، درگیریهای دریایی و فعالیت گسترده دزدان دریایی تبدیل کرده بود.
این کشف از آن جهت اهمیت دارد که ناسائو، پایتخت امروزی باهاما، در فاصله سالهای ۱۶۹۰ تا ۱۷۲۰ میلادی یکی از مهمترین پایگاههای عملیاتی دزدان دریایی جهان محسوب میشد و بسیاری از مشهورترین چهرههای این دوره از جمله «ریشسیاه» (بلکبرد)، «کالیکو جک راکهام» و «هنری اوری» از این بندر بهعنوان مرکز برنامهریزی و پشتیبانی عملیات دریایی خود استفاده میکردند. با این حال، تاکنون هیچ بقایای کشتی مرتبط با این دوران در آبهای ناسائو بهطور قطعی شناسایی نشده بود.
پژوهشگران در میان یافتههای خود بقایای یک کشتی چوبی نیمهسوخته را نیز کشف کردهاند؛ شواهدی که میتواند تصویری کمنظیر از شیوههای عملیاتی دزدان دریایی ارائه دهد. بررسیهای اولیه نشان میدهد آثار گسترده سوختگی بر روی بدنه این شناور با روایتهای تاریخی درباره به آتش کشیدن کشتیهای غارتشده پس از سرقت اموال و نابودی شواهد جرایم دریایی مطابقت دارد.
افزون بر این، کاوشگران مجموعهای ارزشمند از اشیای تاریخی مرتبط با فعالیتهای نظامی و روزمره دزدان دریایی را از بستر دریا بازیابی کردهاند. این مجموعه شامل توپ آهنی، توپهای گردان کوچک، ۲۵ گلوله سربی تفنگ، سنگهای مخصوص تیز کردن شمشیر و دهها پیپ سفالی است؛ آثاری که تصویری ملموس از زندگی، نبردها، مناسبات اجتماعی و فرهنگ مادی دریانوردان آن عصر ارائه میکنند.
از منظر پژوهشی، یکی از جذابترین فرضیههای مطرحشده در این پروژه به احتمال ارتباط یکی از کشتیهای کشفشده با کشتی افسانهای «فَنسی»، متعلق به دزد دریایی مشهور «هنری اوری»، بازمیگردد. اوری در سال ۱۶۹۵ میلادی با حمله به یک کاروان دریایی در اقیانوس هند، یکی از بزرگترین غارتهای دریایی تاریخ را رقم زد و مقادیر عظیمی طلا، نقره، زمرد و الماس را تصاحب کرد؛ رویدادی که نام او را به یکی از شناختهشدهترین چهرههای تاریخ دزدی دریایی تبدیل کرد.
با این حال، اعضای تیم پژوهشی تاکید کردهاند که انتساب قطعی این بقایا به کشتی «فَنسی» نیازمند مطالعات تکمیلی، آزمایشهای دقیق چوبشناسی، تحلیل دادههای باستانشناسی زیر آب و مقایسه گسترده با اسناد تاریخی است.
کارشناسان معتقدند این کشف میتواند فصل تازهای در مطالعات باستانشناسی دریایی حوزه کارائیب بگشاید و به بازسازی علمی تاریخ واقعی دزدان دریایی کمک کند؛ تاریخی که تاکنون عمدتا از خلال افسانهها، روایتهای ادبی و بازنماییهای سینمایی شناخته شده است. اکنون شواهد بهدستآمده از اعماق بندر ناسائو این فرصت را فراهم کرده است تا مرز میان افسانه و واقعیت در یکی از پررمزورازترین دورههای تاریخ دریانوردی جهان با دقتی بیشتر بازخوانی شود.
انتهای پیام/
باستانشناسان آلمانی در جریان کاوشهای پیش از اجرای یک پروژه انرژی بادی، بقایای یک سکونتگاه قرونوسطایی را کشف کردهاند که بیش از ۶۰۰ سال از نقشهها و حافظه تاریخی منطقه ناپدید شده بود. این کشف که در ایالت نوردراین-وستفالن آلمان صورت گرفته، پنجرهای تازه به زندگی روستایی اروپا در سدههای میانه گشوده است.
بررسیهای جدید منتشرشده از سوی پژوهشگران حوزه گردشگری نشان میدهد بحران نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل تنها به منطقه خاورمیانه محدود نمانده و با اختلال در شبکه حملونقل هوایی، افزایش هزینههای سفر و کاهش احساس امنیت گردشگران، آثار گستردهای بر صنعت گردشگری جهان بر جای گذاشته است. کارشناسان هشدار میدهند که تداوم نااطمینانیهای ژئوپلیتیکی میتواند روند سفرهای بینالمللی و گردشگری فرهنگی را در سال ۲۰۲۶ تحت تأثیر قرار دهد.
شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) در گزارشی هشدار داد که تداوم درگیریهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، صنعت سفر و گردشگری خاورمیانه را با زیانی معادل دستکم ۶۰۰ میلیون دلار در روز مواجه کرده است؛ رقمی که ناشی از اختلال در حملونقل هوایی، کاهش اعتماد گردشگران و محدود شدن ارتباطات منطقهای است.
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) با تاکید بر تحول کارکرد موزهها و محوطههای میراثفرهنگی در جهان معاصر، اعلام کرد این نهادهای فرهنگی به بسترهایی راهبردی برای گفتوگوی میانفرهنگی، تقویت همبستگی اجتماعی و گسترش درک متقابل میان ملتها تبدیل شدهاند؛ رویکردی که میراثفرهنگی را به یکی از مؤثرترین ابزارهای توسعه صلح، همزیستی و تعامل جهانی بدل میکند.
Δ