هیچ بنایی در ایران نیست که چنین نجوا کند: «من آغازگر تاریخم«. آرامگاه کوروش نه فقط یک مقبره، که یادمانی است از اندیشهای که برای نخستینبار، آزادی و کرامت انسان را معنا کرد. این اثر شکوهمند، بخشی از مجموعه پاسارگاد است؛ همان جایی که در ۵۵۰ پیش از میلاد، کوروش بزرگ مسیر جهان را تغییر داد.
هیچ سازهای در ایران چنین زمزمه نمیکند: «آنجا که تاریخ آغاز شد، من ایستادهام». آرامگاه کوروش تنها یک گور نیست؛ یادبودی است برای اندیشهای که آزادی، مدارای دینی و حرمت انسان را صورتبندی کرد. این بنای یگانه، بخشی از مجموعه جهانی پاسارگاد است؛ همان جایی که در ۵۵۰ پیش از میلاد کوروش، مسیر سیاست و تمدن را دگرگون ساخت.
سنگبهسنگ این یادمان، روایتی از شکوه شاهنشاهی هخامنشی و پادشاهی است که فرمانروایی را با عدالت آشتی داد. اگر میخواهید فراتر از یک سازه، به فلسفه و تاریخی گام بگذارید که در فهرست یونسکو برای ایران ثبت شده، با این نوشته از دستی بر ایران همراه شوید؛ سفری به قلب ایدههایی که دنیای امروز هنوز از آن وامدار است.
اسکندر چون به آرامگاه کوروش رسید، آن را بزرگ داشت و دستور داد تا به حال نخست بازآورند؛ زیرا که کوروش، شاهی بود که مردمان را به عدل نگاه میداشت. -آریان مورخ یونانی (آناباسیس اسکندر)
اسکندر چون به آرامگاه کوروش رسید، آن را بزرگ داشت و دستور داد تا به حال نخست بازآورند؛ زیرا که کوروش، شاهی بود که مردمان را به عدل نگاه میداشت.
-آریان مورخ یونانی (آناباسیس اسکندر)
مقبرهی کوروش و پهنهی باستانی پاسارگاد در استان فارس و در مجاورت شیراز جای گرفته است. برای یافتن موقعیت دقیق و برنامهریزی بازدید، از لوکیشن زیر بهره بگیرید:
ایشتوویگو (آستیاگ)، واپسین پادشاه ماد در شمالغرب ایران امروزی، بر قوم ماد فرمان میراند. روایتها او را فرمانروایی سختگیر میدانند که مردم را به ستوه آورده بود. در همان روزگار، کوروش دوم بر انشان حکومت داشت. بنا بر دیدگاه برخی تاریخنگاران، او فرزند ماندانا و نوهی ایشتوویگو معرفی شده است؛ هرچند گروهی این نسبت را بیشتر روایتی سیاسی برای افزایش پذیرش کوروش نزد مادیان میدانند.
در دشت مرغاب، کوروش دوم بر سپاه پدربزرگ چیره شد و همین کامیابی، اتحاد ماد و پارس و شکلگیری امپراتوری توانمند هخامنشی را رقم زد.
کوروش کبیر بنیان دولت پایدار هخامنشی را گذاشت و اقوام و سرزمینهای گوناگون را زیر چتر حکومتی واحد گرد آورد تا در صلح و تعامل زندگی کنند.
او نخستین چهره تاریخ بود که لقب «کبیر» گرفت و برای نخستینبار حکومتی متمرکز و کارآمد در فلات ایران پدید آورد. اساس سیاستش بر مدار مدارا با باورها و سنتهای متفاوت میچرخید.
در ساختار اداری او، کشور به «ساتراپی»ها بخش میشد و مردمان گوناگون بیآنکه فشار دینی و فرهنگی یا تبعیضی حس کنند، در کنار هم میزیستند.
پس از پیروزیها، کوروش تصمیم گرفت در همان جایی که ایشتوویگو شکست خورد، شهری بنیاد کند و آن را پارسکده/پاسارگاد نام نهد؛ به معنای جایگاه پارسیان.
شهر تازه، vitrine هنر و معماری هخامنشی شد و نخستین طرحهای باغ ایرانی در آن شکل گرفت. دشت مرغاب در آن روزگار سرسبز بود؛ باغها و پرندگان، منظر پاسارگاد را چشمگیر میکردند. کوروش در همانجا میزیست و سرانجام پس از کشتهشدن در نبرد، همانجا به خاک سپرده شد.
آرامگاه کوروش در پاسارگاد نزد بسیاری از دوستداران تاریخ ایران، مهمترین بنای این سرزمین است.
کوروش از پادشاهانی نبود که فقط از تخت فرمان براند؛ در میدانهای نبرد با دشمنانی چون هپتالیان نیز حاضر میشد. گفتهاند یورش هونهای سفید از مرزهای شرقی، تهدیدی جدی بود و تا زمانی که هخامنشیان بر ایران حکم میراندند، این قوم نتوانست از مرزهای ایران بگذرد. سرانجام کوروش در یکی از همین نبردها جان باخت و بعدها مهاجمان به سوی اروپا رفتند.
بر پایه شواهد، نام پاسارگاد نخستینبار در روزگار هخامنشیان به این دشت داده شد. کوروش بزرگ آن را قلب فرمانروایی خود ساخت. کهنترین اشارهها به «پارسه/پاسارگاد» در نوشتههای کتزیاس، پزشک یونانی، و هرودوت آمده است؛ هرودوت از قبیلهی «پاسارگاد» در میان پارسها نام میبرد و خاندان هخامنشی را از همان قبیله میشمارد.
این نام تا عصر ساسانی پایدار ماند و پس از اسلام به «مرغاب» دگرگون شد.
از سنخ معماری بنا، ذوق هنری عصر کوروش و گزارشهای مورخان یونانی چنین برمیآید که ساخت آرامگاه به فرمان خود او انجام گرفته است.
منابع ایرانی، درباره این سازه هخامنشی کمگو و پراکندهاند. از کهنترین یادکردها، اشارهی ابنبلخی در «فارسنامه» است که از «گور مادر سلیمان» سخن میگوید.
این بنا تا سدههای اخیر به نام مقبره مادر حضرت سلیمان شناخته میشد تا اینکه در 1818 میلادی، سِر رابرت کر پورتر، نویسنده و دیپلمات انگلیسی، با دیدار از پاسارگاد دریافت این همان آرامگاه کوروش کبیر است که نویسندگان باستانی اروپا وصف کردهاند. او نخستین کسی بود که با اطمینان این بنا را به کوروش نسبت داد.
کلودیوس ریچ در 1821 مینویسد: «وقار این بنای سنگی چنان احترامی برمیانگیخت که یکسره به تأمل فرو رفتم و دریافتم با آرامگاه نامدارترین پادشاه مشرقزمین روبهرویم.»
نخستین چیزی که چشم را میگیرد، سادگی باشکوه بناست. این یادگار ۲۵ قرنه از آزمون فرسایش و آسیب گذشته و هنوز پذیرای مشتاقان است.
آرامگاه از دو جزء تشکیل شده: سکوی پلکانی و اتاق تدفین. بلندای آن حدود ۱۱ متر است و از سنگهای مکعبی بزرگ ساخته شده که بدون ملات و با بستهای فلزی دمچلچلهای و سرب به هم پیوستهاند؛ ابتکاری هخامنشی. با گذشت زمان بسیاری از بستها ربوده شد و برای استحکام، مرمتگران شکافها را با ملات و سنگ معدن سیوند پر کردند.
پلکان بنا شش ردیف دارد: سه پله نخست در مجموع نزدیک یک متر و سه پله بعدی حدود نیم متر ارتفاع میدهند. بر سنگ بالای در و زیر بام شیبدار، نقش گلی خورشیدمانند حجاری شده که امروز نیمهمحو است: ۱۲ پر درونی، سپس ۲۴ پر، و در بیرون ۲۴ پر نوکتیز؛ نمادی آفتابی که با نام کوروش پیوند مییابد.
کف با دو سنگ گران شکل گرفته که یکیشان بر اثر حفاریهای جستوجوگران آسیب دیده است.
سقف از درون تخت و از بیرون شیروانیاست و شیب دوطرفهاش نمای عدد هشت را تداعی میکند. برخی پیکر کوروش را در فضای میان سقف درونی و بام شیبدار دانستهاند؛ عدهای هم این فضای خالی را تمهیدی سازهای برای سبکسازی تلقی میکنند.
از حیث پلان، شباهتهایی میان آرامگاه کوروش و زیگورات چغازنبیل دیده میشود. پوشش شیروانی یادآور معابد اورارتویی موساسیر است و میتوان اثرپذیری معماران هخامنشی از همسایگان شمالغربی را دریافت.
نمونهای تقریباً همسان در ایران دیده نمیشود؛ جز بنای کوچکتری در دشا بسپر (بزپر) نزدیک کازرون که به «گور دختر» مشهور است و واندنبرگ، باستانشناس بلژیکی، در ۱۳۳۹ آن را معرفی کرد؛ احتمالاً آرامگاه نیاکان کوروش.
از درون آرامگاه لوحی به دست نیامده؛ اما مورخان یونانی از دو نوشته با مضمون زیر یاد کردهاند:
ای رهگذر، هر که باشی و از هر کجا که آمدهای—و میدانم خواهی آمد—من کوروشم که برای پارسیان فرمانروایی گستردهای بنیاد نهادم؛ بر این مشتی خاک که تن مرا میپوشاند رشک مبر. منم کوروش، پسر کمبوجیه، بنیانگذار فرمانروایی ایران و پادشاه مشرقزمین؛ بر آرامگاهم حسد مدار.
درباره نحوه استقرار پیکر کوروش، روایتها متفاوت است. آریانوس از تابوتی زرین در اتاق تدفین سخن میگوید. برخی باستانشناسان نیز جایگاه پیکر را فضای خالی میان سقف درونی و بام شیبدار دانستهاند. اشیای نفیسی در بنا بوده که بخشی از آن در دوره یورش یونانیان تاراج شد.
نقاشیها و سفرنامهها نشان میدهد محوطه پیرامون آرامگاه در گذشته خالی نبوده و ستونهایی در اطراف دیده میشده که احتمالاً به سازههای مجاور تعلق داشته است.
با توجه به قرارگیری پاسارگاد در محدوده مرودشت شیراز، بهترین زمان بازدید نیمه دوم سال تا پایان فروردین است؛ هوا معتدلتر است. تابستانها گرم و خشکاند، اما اگر با گرما کنار میآیید، بازدید در این فصل نیز ممکن است.
در اطراف آرامگاه، جاذبههای متعددی انتظار شما را میکشند:
در کنار آثار هخامنشی، مجموعهای از یافتههای پیشاتاریخی تا اسلامی در بخشهای گالری، گنجینه، سمعیـبصری و کتابخانه به نمایش است. حجم بیرونی بنا شبیه تپهای طبیعی است و هسته آن زیرزمینی طراحی شده تا محتوای کهن محوطه در پناه بماند.
نمونهای اثرگذار از باغ ایرانی با معماری ویژه که پژوهشگران بسیاری را جذب کرده است. در روزگار هخامنشی کاخهایی در این باغ قرار داشت که امروز تنها ردپاهایی از آنها برجاست.
بنایی با کاربری آیینی/تدفینی که به «زندان سلیمان» نیز شهرت دارد و شباهتهایی با «کعبه زرتشت» در نقشرستم دارد. امروز تنها یک دیوار از آن پابرجاست و در مسیر کاخهای اختصاصی و بارعام دیده میشود.
در جنوب محوطه، تنگهای ۱۸ کیلومتری با گذر رود سیوند، پوشش گیاهی چشمگیر و مجموعهای از محوطههای باستانی—بعضاً کهنتر از عصر هخامنشی—قرار دارد.
برای رسیدن به آرامگاه، هم خودروی شخصی و هم قطار و تاکسی گزینهاند. با خودرو باید به شیراز بروید، وارد جاده شیراز–اصفهان شوید، از سعادتشهر بگذرید و در جاده فرعی به سمت روستای «مادر سلیمان» برانید؛ از آنجا با چهار کیلومتر دیگر به مجموعه پاسارگاد میرسید. فاصله شیراز تا آرامگاه حدود ۱۳۲ کیلومتر است.
قطار اصفهان–شیراز نیز در ایستگاهی نزدیک سعادتشهر توقف دارد و از آنجا تاکسیها شما را به پاسارگاد میرسانند.
خیر. مومیاییای با زره فلزی در پاسارگاد یافت شد و رسانهها آن را—بیپایه—به کوروش نسبت دادند. خوانش کتیبههای میخی روی زره نشان داد این نسبتدادن نادرست است و سپس مدیران میراث فرهنگی استان فارس نیز خبر را تکذیب کردند.
روایتی مشهور است که برای در امان ماندن بنا در هجوم قرن هفتم میلادی، محلیان نام آرامگاه را «مقبرهی مادر سلیمان» گذاشتند؛ حتی نام روستای مجاور نیز «مادر سلیمان» است.
پس از اسلام، بنا با عنوان مقبره مادر حضرت سلیمان حرمت یافت. در روزگار اتابکان سعد، با این گمان که اینجا آرامگاه مادر سلیمان است، مسجدی در اطراف آن ساختند که بعدها از میان رفت. برخی ستونهایی که در نگارههای سیاحان دیده میشود، احتمالاً بازمانده همان مسجد است. در دوره پهلوی این ستونها برداشته شد و آرامگاه، تنها بنای دشت مرغاب ماند.
نخستین مرمت در سال ۱۳۵۰ برای آمادهسازی جشنهای ۲۵۰۰ ساله انجام گرفت. بار دوم بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷ تعمیراتی صورت پذیرفت که درباره شیوه آن بحثهایی شکل گرفت. در خلال کار، استخوانهایی میان درز سنگها پیدا شد که هویتشان روشن نشد.
از شهر باشکوه پاسارگاد امروز تنها بخشهایی برجا مانده است. با این همه، شاهان بعدی هخامنشی پیش از جلوس، به اینجا میآمدند تا به بنیانگذار کشور ادای احترام کنند و آیین تاجگذاری را در کنار آرامگاه او بهجا آورند.
بازدید از این محوطه، آشنایی با چگونگی پیدایش ایران، باغ ایرانی، معماری هخامنشی و آیینهای کهن را ممکن میکند.
با ورود اسکندر به پارس، پاسارگاد همچون تختجمشید آسیب دید. گفتهاند آرامگاه در میان درختان بلند پنهان بود و پس از یافتنش، کتیبهای درون آن دیده شد:
«من کوروشم، بنیادگذار شاهنشاهی پارس و شاه سراسر آسیا؛ بر آرامگاهم رشک مدار.»
با وجود نگهبانان، گروهی از سپاه غارت کردند؛ اما اسکندر خطاکاران را کیفر داد و فرمان مرمت داد تا خود را جانشین شایسته کوروش بنمایاند.
آنچه امروز در پاسارگاد میتوان دید، عبارت است از:
کاخ اختصاصی پیش از اتمام، آسیب دید و به همین سبب، تقارن آن کامل نیست. نقشه مستطیلی با سی ستون دارد و پیرامون دروازه آن نگارههایی حک شده است.
تالار عمومی یا کاخ بارعام، بزرگترین سازه مجموعه است و برای مراسم رسمی به کار میرفته. هشت ستون بلند با پایههای تیره و بدنههای روشن دارد؛ روی بدنه شیار دیده نمیشود و سرستونها به شکل شیرهای شاخدار تراش خوردهاند. در دوره اتابکان شماری از ستونها برای ساخت مسجد برداشته شد و بعدها بازگردانده شد.
نخستین سازهای که در بخش شرقی شهر برپا شد و محل دیدار مقامات با شاه بود. امروزه تنها نشانههایی از آن برجاست، اما نگاره «مرد بالدار» هنوز دیده میشود: مردی چهاربال با تاج و ریش به نیمرخ. تا حدود یک قرن پیش، بالای این تختهسنگ کتیبهای با معرفی کوروش بود که اکنون برداشته شده است.
سازهای با الگوی تدفینی/آیینی که به کعبه زرتشت در نقشرستم شباهت دارد. امروز تنها یک دیوار از آن باقی مانده که «زندان سلیمان» نامیده میشود.
سازهای عظیم بر فراز تپه با بلوکهای سنگی بسیار بزرگ که با بستهای فلزی به هم متصل شدهاند. کوروش بنیان آن را گذاشت و داریوش افزودهای آجری بدان افزود که هنوز در بالادست تل تخت پیداست.
در قرن چهاردهم میلادی با سنگهای برداشتشده از کاخهای آسیبدیده کوروش ساخته شد. ناهمواری کف و دیوارها نشان میدهد مصالح بازیافتی بوده است.
آنچه به آرامگاه کوروش در پاسارگاد معنایی فراتر از زمان میدهد، نام کوروش است؛ معماری که ایران را بنا نهاد. انگیزه او برای ساخت حکومتی انسانمدار الهامبخش باقی مانده و نامش با دادگری و رواداری گره خورده است.
امروز این محوطه، هم مقصدی جهانی برای گردشگران و هم نشانهای هویتی برای ایرانیان است؛ یادآور اینکه این سرزمین چگونه به کشور بدل شد.
نماهایی از آرامگاه کوروش کبیر موجود است که شوق دیدار را بیشتر میکند. «دستی بر ایران» یکی از این ویدیوها را در اختیار شما میگذارد.
اگر پاسخ پرسش خود را اینجا ندیدید، در بخش دیدگاهها برایمان بنویسید. در کوتاهترین زمان پاسخ میدهیم.
📌پاسارگاد و مقبره کوروش بزرگ حدود ۶۰ کیلومتر شمال تخت جمشید و ۱۲۰ کیلومتر شمال شیراز قرار دارد و معمولاً با خودرو در کمتر از دو ساعت میرسید.
🏺این آرامگاه به فرمان کوروش بزرگ در سده ششم پیش از میلاد ساخته شد و از نخستین نمونههای برجسته معماری سنگی آرامگاهی در ایران است.
🏯سه سازه شاخص شناخته میشود:
بهعلاوه، اجزای دیگری مانند ایوانها، ستونها و آثار وابسته نیز در محوطه دیده میشود.
🛡️برای پاسداشت و ایمنی بنا در برابر تخریب، مردم محلی این عنوان را برگزیدند تا احترام مذهبی، حافظ سازه باشد.
🗡️با اینکه برخی سربازان غارت کردند، اسکندر پس از دیدن کتیبه دستور پاسداری و مرمت داد تا خود را وارث مشروع سنت هخامنشی نشان دهد.
استاندار گیلان با تأکید بر وجود اراده سیاسی میان ایران و روسیه گفت: شرایط تحریمی پیشروی دو کشور میتواند به فرصتی برای تقویت همکاریهای اقتصادی، تجاری و منطقهای تبدیل شود؛ فرصتی که با رفع موانع بانکی و گمرکی و بهرهگیری از ظرفیتهای بندری، کشاورزی و انرژی گیلان، قابلیت تبدیل شدن به منافع مشترک و پایدار را دارد.
در نشست مشترک با حضور رئیس امور توافقهای بینالمللی ریاستجمهوری، نمایندگان وزارت امور خارجه، سازمان برنامه و بودجه و مدیران تخصصی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، ابعاد حقوقی، راهبردی و کارکردی تداوم عضویت جمهوری اسلامی ایران در پنج نهاد مهم بینالمللی مورد ارزیابی کارشناسی قرار گرفت؛ نشستی که بر نقش تعیینکننده این عضویتها در تقویت دیپلماسی فرهنگی، صیانت از منافع ملی و ارتقای جایگاه جهانی ایران تاکید داشت.
ایران عزیز با ۲۹ اثر در حوزه میراث ملموس و طبیعی در ۱۱۴ سایت جهانی جزو ۱۰ کشور برتر جهان است. در حوزه میراث ناملموس با ثبت ٢٧ اثر در حال حاضر رتبه چهارم دنیا را دارد.
جمهوری اسلامی ایران با حمایت ۱۰۰ درصدی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از بخش خصوصی، در بیستونهمین دوره نمایشگاه بینالمللی گردشگری و سفر شرق مدیترانه (EMITT ۲۰۲۶) که از ۱۶ تا ۱۸ بهمنماه در شهر استانبول ترکیه برگزار میشود، حضور خواهد یافت.
Δ