آیین زرتشت یا مَزدَیَسنا، یکی از دین های ایرانی است که پیروان آن «اهورامزدا»، آفریدگار تمام نیکوییها را پرستش میکنند. مزداپرستی که به نام دین «بِهی» نیز شهرت دارد، دینی دوگانهگراست؛ به این معنا که مزدیسنا بر شکلگیری اساس هستی بر مبنای تقابل دو نیروی خیر (اهورامزدا) و شر (اهریمن) تکیه دارد. در جهانبینیِ مزدایی، سرانجام، نیکی بر بدی غلبه مینماید و جهان را در بر میگیرد.
مزدیسنا یا همان آیین زرتشت یکی از کیش های کهن ایرانی است که پیروانش اهورامزدا، آفریننده نیکی ها، را می ستایند. این دین که به مزداپرستی و بهی نیز شناخته می شود، بر دوگانه خیر و شر بنا شده است؛ در این نگاه، بنیاد هستی از کشاکش نیروهای نیک و بد شکل می گیرد و در پایان، روشنایی و خوبی چیره می شود.
آنچه بسیاری دین زرتشت می نامند همان مزدیسنا است که زرتشت اسپیتمان، مصلح و پیام آور ایرانی، آن را تبلیغ و تبیین کرد. جان کلام سروده ها و گفتار او این است: جهان میدان رویارویی خیر و شر است و سرانجام نیکی پیروز می شود.
زرتشت را به عنوان پیامبر، اندیشمند و شاعر ایرانی می شناسند که به ساز و کار دو نیروی خیر و شر اعتقاد داشت. از نگاه او، انسان مختار است میان این دو راه، انتخاب آگاهانه کند. بن مایه های فکری او پایه های دین مزداپرستی را شکل داده است.
در آیین زرتشت عناصر طبیعت چون آتش، آب، باد و خاک حرمت دارند. در این میان آتش جایگاهی برجسته دارد و در آیین ها و نیایش ها نقش محوری ایفا می کند. آذر نماد روشنایی خرد و پاکی دانسته می شود.
آتش در آسمان به صورت خورشید می تابد، در هوا به شکل آذرخش جلوه می کند و بر زمین از مالش دو چوب پدید می آید. زرتشتیان آتش را از بزرگترین آفریده های اهورامزدا می دانند و واسطه رساندن ستایش ها به سوی او می شمارند. در یسنا، بارها از آتش به عنوان پسر اهورامزدا یاد شده است؛ هرچند در دیگر ادیان، برای خدا فرزندی قائل نیستند. در متون اوستایی از پنج گونه آتش چنین نام آمده است:
گاهی به سبب ایستادن زرتشتیان رو به آتش، آنان را آتش پرست پنداشته اند؛ در حالی که قبله آنان آتش نیست. آتش در آتشکده ها همچون نشانه ای برافراشته است و زرتشتیان رو به نور به ستایش خدای یکتا، اهورامزدا، می ایستند و دعا می خوانند.
زرتشت پیروانش را به پرستش اهورامزدا فراخواند. در این کیش، اهورامزدا سرچشمه خیر و اهریمن منشأ شر دانسته می شود و جهان عرصه کشمکش این دو نیرو است. هسته تعالیم او در کتاب اوستا گرد آمده است.
به طور کلی دین زرتشت در شمار ادیان باستانی ایران جای می گیرد و می توان آن را به دوره های پیش از زرتشت، هم روزگار زرتشت و پس از او تقسیم کرد.
نشان فر کیانی که به فرَوَهر نیز معروف است، پیکری بالدار را نمایش می دهد و گاه به عنوان نماد دین زرتشت معرفی شده است. این برداشت دقیق نیست، زیرا خداوند موجودی مادی و قابل تصویر نیست. این نشانه در سده نوزدهم میلادی به عنوان نماد فروهر شناخته شد.
گروهی از پژوهشگران فر کیانی را نشان فر پادشاهی می دانند و شواهدی در تایید آن آورده اند. این نگاره انسانی را در میان بال های شاهین نشان می دهد و نمی توان هویت شخصی برای آن قائل شد؛ از این رو بیشتر به سنت شاهی ایران نسبت داده می شود. با این حال در روزگار هخامنشی، زرتشتیان این نقش را بر فراز آتشکده ها نصب می کردند و آن را نشانی از تبار خود می شمردند.
در آموزه های زرتشتی، جهان از آن خداست و ترک دنیا و رهبانیت پسندیده نیست. چون آفرینش و فزون بخشی از صفات پروردگار است، انسان نیز باید با کار و کشاورزی در آبادانی جهان سهیم باشد.
در برخی منابع سنتی این آیین، تجرد طولانی، هم جنس خواهی و سقط جنین بازدارنده فزونی آفرینش نیک دانسته و ناروا شمرده شده اند. مزدیسنا بر اخلاق عملی تاکید دارد؛ کار فضیلت است و سستی و تن پروری به گسترش تنگدستی می انجامد.
حرمت آتش به عنوان نمودی از روشنایی نیز جایگاه ویژه ای دارد؛ آیین های آتش در معابد پیرامون آتش برگزار می شود و چهارشنبه سوری در میان زرتشتیان ارج دارد.
سه رکن مشهور دین زرتشت چنین است. این فرمان ها با اصول عقیدتی تفاوت دارد، اما بنیاد رفتار دیندارانه به شمار می رود:
مزدیسنا بر نه اصل استوار است که احکام اعتقادی آن را می سازد:
در این آیین از سه نجات بخش از خاندان زرتشت یاد می شود. بر پایه آموزه ها، تاریخ جهان به سه هزاره تقسیم شده است و در پایان هر دوره یکی از این منجیان ظهور می کند و با برآمدن آخرین آنان، کار جهان به فرجام می رسد.
گاه درباره ازدواج در مزدیسنا داوری های ناسازگار دیده می شود. زرتشت در هات 53 گات ها درباره پیوند دخترش پروچیستا با جاماسب، وزیر گشتاسب، سخن می گوید و توصیه هایی درباره ازدواج درست دارد. او هرگز پیروانش را به ازدواج با خویشاوندان نزدیک فرابخوانده است.
در این دین گونه های زیر از ازدواج گزارش شده است:
بر پایه گفته های بالا، ازدواج میان خواهر و برادر در تعالیم زرتشتی توصیه نشده است. هرچند درباره برخی پادشاهان و بزرگان گزارش هایی از ازدواج با محارم آمده، بسیاری منابع این امر را ویژگی دین زرتشت نمی دانند.
نیایش برای گفت وگو با اهورامزدا و سپاس نعمات او در مزدیسنا سفارش شده است. در متون، راز و نیاز پنجگانه آمده و این عمل مایه تقرب به خدا و نیک اندیشی دانسته می شود. امروزه اجرای نمازهای پنجگانه عمدتا در میان موبدان رایج است و بیشتر زرتشتیان به دعاهای صبح و شام می پردازند.
در باور زرتشتی، سنجش میان نیکی و بدی با الهه وجدان، دئنا، پیوند دارد. پس از مرگ، روان انسان به جهان مینوی می رود و به داوری میترا سپرده می شود.
در ترازو، اندیشه و گفتار و کردار نیک در یک کفه و بدی ها در کفه دیگر نهاده می شود. اگر کفه نیکی سنگین تر باشد، دئنه به هیات دوشیزه ای انسان نما یارش می شود تا از پل چینوت گذشته و به پردیس وارد شود. اگر بدی ها بچربد، گذرگاه چون لبه کاردی باریک می شود و پیرزنی کریه صورت او را به سراشیب تاریکی می کشاند.
همه ارواح، حتی آنان که به بهشت رسیده اند، تا روز رستاخیز در انتظار می مانند تا شر به کلی برچیده شود.
با پژوهش های فراوان هنوز اجماعی درباره محل تولد زرتشت به دست نیامده است. در بندهش از ایرانویچ کوستگ آذربایجان و در زادسپرم از چیچست یاد شده است. در روایات پهلوانی چیچست همان دریاچه ارومیه دانسته شده.
گروهی از مورخان ایرانی و عرب، شیز یا تخت سلیمان در آذربایجان غربی را زادگاه زرتشت معرفی کرده اند.
آرامگاه منسوب به پیامبر مزدیسنا در بلخ افغانستان و شهر مزار شریف دانسته شده و روایت است که او در 77 سالگی در نبردی میان فرمانروای بلخ و تورانیان کشته شد. البته سند قطعی برای این انتساب در دست نیست.
نام زرتشت در زبان های فارسی میانه، پارتی، مانوی و سغدی به صورت های گوناگون آمده و امروز به شکل هایی چون زرتشت، زردهشت و زرتشت نوشته می شود.
معنای دقیق نام روشن نیست. در منابع عربی و سریانی ریشه آن را «زر» و «وشت» به معنای زر شاهانه دانسته اند، در یونانی آن را ستاره پرست معنا کرده اند و در برخی برداشت ها با ایشتار پیوند داده شده است.
بیشتر زبان شناسان جزء دوم نام را همریشه با «شتر» می دانند؛ بر این پایه احتمال داده می شود که زرتشت پرورش دهنده شتر بوده یا شتری زردفام داشته است.
مهمترین منبع برای شناخت زندگی زرتشت، سروده های او یعنی گاتاها است؛ هرچند همه دوره های عمر او را پوشش نمی دهد. بخش های متاخر اوستا نیز نام هایی از خاندانش آورده اند، اما بخش های مربوط به زندگینامه کهن از میان رفته است.
آثار پهلوی مانند دینکرد و گزیده های زادسپرم هم به نقل هایی از زندگینامه زرتشت اشاره دارند. گرچه آمیخته با روایت های اسطوره ای اند، اما برگرفته از اوستا محسوب می شوند.
زمان دقیق زندگانی زرتشت روشن نیست. برخی آن را حدود هزار سال پیش از میلاد، یا 258 سال پیش از اسکندر، یا پنج هزار سال پیش از روزگار خشایارشا دانسته اند.
گروهی او را همروزگار هخامنشیان پنداشته و ویشتاسب اوستا را همان ویشتاسب، پدر داریوش، دانسته اند؛ اما عده ای با استناد به نیامدن نام شاهان هخامنشی در اوستا این نظر را نمی پذیرند. بر پایه پژوهش های معاصر، تاریخ تقریبی زندگانی او حدود 700 پیش از میلاد برآورد می شود.
درباره خاستگاه زرتشت اختلاف نظر بسیار است و در بخش های کهن اوستا نشانی روشن از محل زندگی او نیست.
رخدادهای روایت شده بیشتر به شرق ایران نسبت داده می شود و دو لهجه اوستایی کتاب از دید زبان شناسان به نواحی شمال شرق ایران وابسته اند. برخی او را از بلخ یا سمرقند، برخی از سیستان و گروهی از ری دانسته اند که سپس به آذربایجان رفته و دعوت خود را از آنجا گسترش داده است. در مجموع، محدوده ای میان افغانستان و تاجیکستان امروزین برای فعالیت او محتمل دانسته می شود.
گاتاها که گاه گاهان نیز خوانده می شود، سروده های خود زرتشت است؛ مجموعه ای از پیام ها و آموزه هایی که بنیان مزدیسنا را می سازد.
اوستا به معنای آگاهی نامه یا دانش نامه، مجموعه ای از کهن ترین نوشته ها و سروده های زرتشتیان است و بخشی از آن به سروده های خود زرتشت اختصاص دارد.
به نظر می رسد بخش های مختلف اوستا در دوره های گوناگون و به دست افراد متعدد نوشته شده است. سروده های او شامل نیایش اهورامزدا، امشاسپندان و دیگر ایزدان، ستایش نمادهای طبیعت، نکته هایی درباره کردار انسان و توصیف های بهشت و دوزخ است.
بر پایه روایت های تاریخی، اسکندر نخست کاخ شاهی ایران را به آتش کشید و اوستای کهن با 815 فصل نیز طعمه آتش شد. در روزگار اشکانیان تلاش شد آنچه برجای مانده بود از شهرهای گوناگون گردآوری شود و 348 فصل بازسازی شد.
اوستای امروز از پنج بخش تشکیل شده است:
مزدیسنا به سبب گسترش دیرپا و پیوند با جوامع زیر فرمان ایران، نفوذی فراگیر داشته است. باور به منجی، بهشت و دوزخ، اختیار انسان و داوری پس از مرگ از آموزه های این دین است.
این اندیشه ها بر سنت ها و ادیان پس از خود چون فلسفه یونان، بهائیت، گنوسی، بودیسم، یهودیت، مسیحیت و اسلام اثر گذاشته اند. در ادامه به برخی نمودهای این تاثیر می پردازیم:
از آنجا که مزدیسنا برای سده ها دین غالب ایرانیان بود، رد آن در اسطوره و فرهنگ ایرانی آشکار است و پس از اسلام نیز بخشی از میراث فرهنگی ایرانیان باقی ماند.
با فتح بابل به دست کوروش و آزادی یهودیان، آموزه های ایرانی در متن های دینی آنان راه یافت و بعدها جزئی از باورهای یهودیت شد. همچنین با گسترش قدرت ایران در غرب، اندیشه های زرتشتی به فلسفه یونان راه برد. یونانیان پیش از آن سرنوشت را در دست خدایان می دیدند، حال آنکه فلسفه ایرانی بر اختیار انسان تاکید داشت.
این تاثیر را در آثار غربی نیز می توان جست؛ برای نمونه در کمدی الهی دانته تصویر سفر به بهشت و دوزخ دیده می شود. پس از رنسانس، در بسیاری نقاط اروپا زرتشت را فیلسوف، ساحر و ستاره شناس می پنداشتند.
هرچند آیین زرتشتی از ادیان رسمی ایران است، پیروان آن تنها در ایران زندگی نمی کنند. بزرگترین جوامع زرتشتی در غرب هند، ایران مرکزی و جنوب پاکستان حضور دارند.
گروه های کوچک تر زرتشتیان مهاجر نیز در نقاط گوناگون جهان زندگی می کنند؛ از جنوب و مرکز آسیا و عراق تا آمریکای شمالی و سوئد.
شناخت ادیان ایرانی افق تازه ای برای درک مسیر تکامل فکری بشر می گشاید و به فهم بهتر باورهای امروزین مردم جهان کمک می کند.
از همین رو دستی بر ایران می کوشد در کنار معرفی میراث ملموس، میراث ناملموس ایران را نیز بازشناساند و شما را به آشنایی با فرهنگ و ادیان باستانی و دیدار از جاذبه های ایران زمین دعوت می کند.
در ادامه برای تکمیل آگاهی شما چند پرسش و پاسخ آمده است. اگر سوال دیگری دارید در بخش دیدگاه ها بپرسید تا پاسخ دهیم.
نام پیامبر این دین چیست؟
اشو زرتشت اسپیتمان پیامبر این آیین است.
سه آتش مقدس مشهور کدام اند؟
سه آتش نامدار در این دین عبارت اند از:
رهبر دینی زرتشتیان چه کسی شمرده می شد؟
زرتشت به عنوان پیشوای دینی و اصلاحگر اندیشه زرتشتیان شناخته می شد و آنان را راهنمایی می کرد.
جمعیت زرتشتیان ایران چقدر برآورد شده است؟
بر اساس سرشماری سال 1390 خورشیدی، حدود 25271 نفر زرتشتی در ایران زندگی می کنند.
زرتشت در روزگار کدام پادشاه می زیست؟
روایتی منسوب به کسانتوس لیدیایی می گوید زرتشت 600 سال پیش از یورش خشایارشا به یونان می زیست؛ این نظر قطعی نیست و درباره زمان حیات او همچنان ابهام وجود دارد.
منصور مُلمُلی، شاعر خوزستانی، در ۶۸ سالگی درگذشت.
کتاب نمایشنامه «در اندرونی ماه» اثر سیفاله احمدی، نمایشنامهنویس خوزستانی منتشر شد.
نمایش خیابانی «ایران کربلایی» به یاد شکوفههای میناب در خرمشهر اجرا شد.
دایرهالمعارف محرم در شوشتر، نتیجه پیگیریهای جدی، تحقیق، پژوهش، مصاحبههای میدانی محمدعلی صالحه است که ا, با توجه به فوت بسیاری از پیشکسوتان و بزرگانِ تعزیهخوان، روضهخوان، وعاظ هیئتیها و افراد مطلعِ قدیمی، نویسنده به سختی توانست اطلاعاتی در خصوص سنتها و آیینهای عزاداری در محرم و صفرِ شوشتر، از دیگر معمّران و مطّلعان کسب و ثبت کند.
Δ