در میان همهی میراثهای هنر معماری سنتی ایرانی، هیچچیز بهاندازهی گچبری سنتی ایران توان بیان روح خلاق ایرانیان را ندارد. این هنر، نهتنها دیوارها و گنبدها را میآراید، بلکه بازتابی از سبک زندگی، باورهای دینی و ذوق هنرمندانهی مردمانی است که از دیرباز، با دستهایشان تاریخ را حجاری کردهاند.
در میان منظومهی هنرهای معماری کهن این سرزمین، هیچ هنری به اندازهی گچبری سنتی ایران روح خیالپرداز ایرانی را مجسم نمیکند. این فن، فقط دیوار و گنبد را نمیآراید؛ آینهی زیست ایرانی، باورهای دینی و سلیقه هنرمندانه مردمی است که قرنها با دستانشان تاریخ را بر تن بناها نقش زدهاند.
راز دوام گچبری در همین مادهی بهظاهر ساده نهفته است: گچ مقرونبهصرفه، فراگیر و انعطافپذیر بود؛ اما در دست استادکار به کتیبهای پر معنا، محرابی باشکوه و آرایهای شکوهمند بدل میشد که قامت بنا را بلندتر نشان میداد. بخش عظیمی از جلوهی بصری معماری ایرانی، وامدار همین تزئینات گچی است؛ جایی که هنرمند، به گچ جان میدمد و آن را ماندگار میکند.
گچ برای معمار ایرانی صرفاً مصالح نیست؛ نقشها که مینشیند، دیوار نفس میکشد. –محمدکریم پیرنیا
گچ برای معمار ایرانی صرفاً مصالح نیست؛ نقشها که مینشیند، دیوار نفس میکشد.
–محمدکریم پیرنیا
گچ به سبب دسترسپذیری، قابلیت شکلدهی بالا و سفیدی مطلوب، همیشه در هنر و معماری ایران منزلتی ویژه داشته است.
سنگ گچ در طبیعت فراوان است. با پخت و آسیاب آن، اندود گچی بهدست میآید که در معماری ایران نقشی کلیدی داشته است.
گچ در معماری کهن ایران کارکردهای گوناگونی دارد:
هنر گچبری ایران عمدتاً در دو شیوه انجام میشود: اجرای درجا و قالبگیری. هر کدام ویژگیها و کاربردهای خاص خود را دارند و در دورههای مختلف نمونههای درخشانی بر جای گذاشتهاند.
در این روش، گچبر خمیر گچ را مستقیم روی بستر مینشاند، سطح را هموار میکند و پس از نیمگیر شدن، نقوش را میتراشد. بخش عمدهای از تزئینات گچی بناهای اسلامی مانند محراب و طاق به این شیوه شکل گرفتهاند.
اینجا طرح ابتدا در قالب شکل میگیرد و سپس با دوغاب گچ اجرا میشود. این شیوه در دو حالت رواج داشته است:
علاوه بر دو شیوهی اصلی، روشهای خاصی به کار میرفت که جلوهای متفاوت میآفرید:
گچبری ایرانی یکی از متکثرترین هنرهای تزئینی معماری است؛ از سادهترین برجستگیها تا کارهای پرکار و مجوف، هرکدام روایتگر خلاقیت ایرانی است.
این نوع ساده و رایج با برجستگی اندک (۲ تا ۳ میلیمتر) بیشتر در خانههای قدیمی یزد، بالای بازشوها دیده میشود و طرحهایی چون آبشاری، خزهای، عشقهای و انتزاعی دارد.
گچبری ساده با جزئیات کم، عمدتاً در کتیبههای مذهبی؛ نمونه شاخص در مرقد حضرت معصومه (س) در قم.
گچبری برهشته با برجستگی زیاد؛ مانند محراب مسجد جامع گلپایگان و محرابهای دوره ایلخانی.
در این شیوه، چند لایه گچ رنگی روی هم مینشیند و با تراش انتخابی تا لایههای دوم، سوم یا چهارم، سطوحی صاف با فرورفتگیهای رنگین پدید میآید. نمونه شاخص در مدرسه فیضیه قم، کنار دری به سوی مرقد حضرت معصومه(ع).
معرقهای گچی به دو روش «نقری/تُخمهگذاری» و «لایهای/تُخمهدرآوری» اجرا میشود و اساس آن، اندودهای رنگیِ گچ آمیخته با رنگدانه معدنی است. نمونههای شاخص:
شیوهای ظریف و سوراخدار؛ نمونههای کهن در مسجد جامع نیریز و ظریفترین در مسجد جامع ارومیه.
همه نمونههای شناختهشده به پس از قرن چهاردهم میلادی تعلق دارند. با کرباس آهارخورده ساخته و پس از گچکاری روی دیوار نصب میشد.
گچبری گلویی در اتصال دیوار و سقف اجرا میشود؛ هم زیباشناسانه است و هم از ترک در گوشهها میکاهد. در قاجار و پهلوی بسیار رایج و امروز هم پرکاربرد است.
شیوهای با برجستگی زیاد که در قرن نوزدهم از قفقاز به ایران آمد. در عصر ناصرالدینشاه برای آراستن مجموعه کاخ گلستان بهکار رفت؛ از جمله در عمارت بادگیر و کاخ الماس.
همخانواده با لعابپران در کاشیکاری؛ برای تنوع، بخش میانی نقش را به اندازه یک دانه عدس میکَندند؛ از اینرو «تُخمهکن» نام گرفته است.
با رواج گرهسازی در آجر، اجرای گره در گچ نیز رونق گرفت. محراب مسجد جامع فریود نمونهای ظریف از آن است.
روال کلی کار:
بهجای تراش آجر، بندها یا فضای خالی میان آجرها با گچ پر میشد و پیش از خشکشدن، مهرهای نقشدار چوبی یا سفالی روی آن فشرده میگردید. نقوش معمول: الگوهای هندسی، اسلیمیها و گاه کلمات مقدس. این شیوه در سلجوقی و ایلخانی رایج بود و نمونههایش هنوز پابرجاست.
ابتدا بستری از چوب/آجر/سنگ با لایهای گچ پوشانده میشود؛ پس از خشک و صیقلی شدن، لایه نازکتری میآید و طرح روی آن تراش میخورد؛ سپس رنگ یا زراندود میشود. برجستگی اندک (کمتر از نیم سانت) اما بسیار ظریف؛ در عالیقاپو فاصله نقش تا زمینه گاه یک میلیمتر است. هشتبهشت و چهلستون نیز نمونههای برجستهاند.
ترکیب ظریف آینهکاری و گچبری: قطعات آینه روی گچ نیمخشک چسبانده میشود، لایهای گچ روی آن میآید و بعد از خشک شدن بر اساس طرح تراش میخورد تا آینهها از زیر گچ بدرخشند. در این شیوه بیشتر از آینههای کوژ استفاده میشد. نمونه چشمگیر در کاخ هشتبهشت اصفهان.
برای رنگ و نور، گچبری با کاشی یا شیشههای رنگین همراه میشد. روزنهها در گچ ایجاد و با کاشی فیروزهای یا شیشه پر میگردید تا با عبور نور، فضایی درخشان بسازد. نمونهها: پیر بکران و مسجد اشترجان (گچ+کاشی)، مسجد امام خمینی و کلیسای بیدخم اصفهان (گچ+شیشه) و خانه عباسیان کاشان.
تنگبری از فاخرترین شیوههاست که در صفوی به اوج رسید. گچ به صورت ظروف توخالی/صراحیهای ظریف تراش میخورد؛ این حفرهها کارکرد نمایش ظروف چینی و اشیای نفیس نیز داشتند؛ از اینرو فضا «چینیخانه» نام میگرفت. کاخ عالیقاپو اصفهان و بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی از مشهورترین نمونههاست.
در این شیوه، رشتههای باریک گچ (فتیله) آماده و روی دیوار چسبانده میشود؛ سطح بیرونی معمولاً زراندود و زمینه پیرامون رنگآمیزی میگردد. برای طولانیتر کردن زمان گیرش، موادی چون سریش افزوده میشد. آثار معتبر در مسجد جامع اشترجان، بقعه سید شمسالدین یزد و خانه وثیقانصاری اصفهان.
در نواحی خشک، ترکیب گچ با گل/کاهگل برای استحکام بیشتر کاربرد داشت؛ اغلب برای قابها، ترنجها و پشتبغلها با ظاهری سادهتر. نمونهها: خانه داوید (دانشکده مرمت اصفهان) و باشگاه ارامنه کنار کلیسای وانک.
آرایهای سهبعدی و آویخته در زیر طاقها و کنجها که با نورپردازی جلوهای خیرهکننده مییابد. نمونههای برجسته در مسجد جامع یزد، کاخهای صفوی اصفهان و بناهای قاجاری.
گچبری ایرانی پیشینهای چند هزار ساله دارد و همگام با نیازهای معماری و ذوق دورهها تکامل یافته است. از شواهد پیشاتاریخی تا شکوه اسلامی، این هنر بخشی جداییناپذیر از هویت معماری ایران بوده است.
کهنترین نشانههای گچ در تپه گوران و هفتتپه به هزاره نخست پیش از میلاد/عیلام بازمیگردد؛ بیشتر بهعنوان ملات و پوشش طاقها؛ مانند آرامگاه تپتی آهار.
در حفریات «محوطه مادی باباجان» لرستان نیز کاربرد گچ گزارش شده است.
پوشش ستونهای چوبی با گچ مرسوم بود. در «کاخ خزانه» تختجمشید و کاخ شوش نشانههایی از گچبری (از جمله گلهای لاله) یافته شده؛ کتیبه گچی مقعر در کاخ داریوش و قطعات گچ رنگی در کاخ اردشیر اول نیز گزارش شده است.
یافتههای «کوه خواجه» کاربرد گچ بر دیوارهای خشتی و نقاشی/کَندهکاری بر روی آن را نشان میدهد؛ نمونهای از قرن نخست میلادی با الگوهای هندسی ساده مانند صلیب شکسته، خطوط مستقیم و دایرههای متداخل.
اوج گچبری پیش از اسلام در این دوران است؛ هم کندهکاری و هم قالبی. نقوش گیاهی (پالمت، انار، کنگر، تاک و لوتوس) و هندسه متقارن بسیار رایج بود. نمونههای درخشان در تیسفون، تاق بستان، بیشاپور، فیروزآباد و چال ترخان دیده میشود و همسنگ سنگتراشیهای هخامنشی ارزیابی شدهاند.
پس از اسلام، دستاوردهای ساسانی ادامه یافت اما همسو با آموزههای اسلامی تغییر کرد؛ نقشهای طبیعی انتزاعیتر شد و اسلیمیها و خطوط قرآنی جایگزین مضامین انسانی/حیوانی در بناهای مذهبی شدند. اوج این جریان را در محراب اولجایتو مسجد جامع اصفهان (قرن ۱۴ میلادی) میتوان دید.
گچبری ایرانی چه در روزگار باستان و چه در دوره اسلامی، بازتاب فرهنگ و ذوق عصر خود بوده است. در بناهای مذهبی اسلامی، بهجای تصویرگری مستقیم، خطوط، اسلیمیها و آیات جای ویژه یافتند.
از سده هفتم میلادی، هندسه جایگاهی ممتاز یافت: خطوط راست، صلیب شکسته، دایرههای درهم، رشتههای مرواریدی و گرهها؛ نماد نظم و توازن هستی.
نقوش اسلیمی با الهام از طبیعت و در قالبی انتزاعی نمود مییابند: دهناژدری، پیچ تاک، برگ کنگر و گلوبوته در محرابها، ایوانها و کتیبهها فراوان دیده میشود و اغلب حامل معانی نمادین است.
پیش از اسلام، نقشهایی چون اسب، اژدها، اردک و سیمرغ رواج داشت. پس از اسلام، بهویژه در بناهای مذهبی، این تصاویر محدود شد؛ هرچند در کاخها و فضاهای غیرمذهبی، صحنههای شکار و بزم استمرار یافت.
از قرن دهم میلادی، خط کوفی به عنصر تزئینی برجسته بدل شد. جایگاه بلند خوشنویسی در اسلام، کاربرد خطوطی چون کوفی گلدار، مشجر، بنایی/معقلی، نسخ، ثلث و نستعلیق را در محرابها و طاقنماها گسترش داد؛ هم زیبا و هم آموزشی/مذهبی.
از روزگار اشکانی، رنگآمیزی گچ دیده میشود؛ در دوره اسلامی به اوج رسید. از سده هشتم میلادی، لاجوردی، آبی، سبز، قرمز و زرد در محرابها بهکار میرفت. در سلجوقی آبی برجسته شد و در ایلخانی تنوع رنگها افزایش یافت؛ «برجستهکاری بلند» همراه رنگهای زنده شاهکارهایی پدید آورد.
نخستین شیوه اسلامی در ایران خراسانی است (تا قرن دهم میلادی). گچبری ساده و بیپیرایه، عمدتاً شیر و شکری. نمونهها: مسجد فهرج، تاریخانه دامغان و بناهای نیشابور و ری.
از قرن دهم تا سیزدهم میلادی، شیوه رازی پدیدار شد: گچبری پیچیدهتر، اسلیمیهای درهم، لایهلایه و توخالی. نمونههای برجسته در مسجد اشترجان و مقبره پیر بکران.
آذری ادامه و تکاملِ رازی تا عصر صفویان. به تعبیر «پوپ»، این دوره «قرن گچ» است: شکوفایی برجستهکاریها، برهشته و آژدهکاری (لانهزنبوری).
از صفوی تا پایان قاجار، اصفهانی بر معماری ایران سایه انداخت. ظرافت و رنگآمیزی گچبریها به اوج رسید و شیوههایی مانند معرق گچی، گچتراش و گچبری رنگین رواج یافت. نمونهها: مسجد شیخ لطفالله، عالیقاپو، بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی.
از قاجار به بعد، سفرهای اروپایی و آشنایی با سبکهای نو سبب ورود شیوههایی چون گچبری کلوخی شد؛ آغاز مسیری که به گچبری معاصر در دکوراسیون داخلی انجامید.
در معماری معاصر ایران، گچبرگ بخشی از گچکاری سنتی را جایگزین کرده است: پارتیشنهای سبک، سقف کاذب، پوشش تأسیسات، نورهای مخفی و عناصر دکوراتیو. سرعت نصب، هزینه کمتر و بازسازی آسان، آن را محبوب کرده است.
گچبرگ صفحهای مرکب از گچ و الیاف سلولزی است؛ سطحی یکنواخت، وزن کم و اجرای سریع دارد و بدیلی مناسب برای سفیدکاری سنتی در ساختمانهای امروز بهشمار میآید.
کناف از شناختهشدهترین برندهای گچبرگ است. کیفیت و استاندارد بالا، بهویژه در مقاومت رطوبتی و حریق، آن را در پروژههای مسکونی، اداری و تجاری پرکاربرد کرده است.
گچبرگهای کناف با توجه به افزودنیها و کاربرد، چنین دستهبندی میشوند:
اگر گچبری برایتان الهامبخش است، در دستی بر ایران با دیگر هنرهای تزئینی نیز آشنا شوید: از کاشیکاری و مقرنس تا آینهکاری و منبت. هر یک تجلیِ نگاه زیباییشناسانه هنرمندان ایرانی است. ادامه مسیر را در بخش معماری سنتی دنبال کنید.
اگر پاسخ خود را در موارد زیر نیافتید، در بخش دیدگاهها مطرح کنید؛ در اولین فرصت پاسخ داده میشود.
🏺گچبری ایرانی به دو شاخه سنتی و مدرن تقسیم میشود. در شاخه سنتی میتوان به مجوف، مقرنس، کُپبری، شیر و شکری، زِبره، معرق، برهشته، مُهری، تُخمهکن، مشبک، پته، برجسته و گچوگل اشاره کرد.
🧰کاغذ طراحی، خطکش، مداد، پرگار، گونیا، کاردک، زغال، انواع دَمبُر، بومخار، نقالی، ابزار کشو، وَردنگی، قلم قاشقی و شمشه.
🕰️از عصر ایلخانی آغاز و در قاجار به اوج رسید. گچ در قالب ریخته و پس از گیرش، قطعات آماده روی بنا نصب میشدند؛ نمونههای متعدد در آثار ایلخانی، صفوی و قاجاری دیده میشود.
🔁سنتی بهصورت دستی و بسیار ظریف اجرا میشود و بیشتر در بناهای تاریخی میبینیم؛ مدرن با قالبها و ابزار صنعتی، سریعتر و سادهتر پیادهسازی میشود.
📌کاخها و مساجد اصفهان، آثار صفوی، کاخ گلستان تهران و خانههای تاریخی یزد و کاشان از مهمترین نمونهها هستند.
🎨زیرا افزون بر زیبایی، حامل هویت و فرهنگ ایرانی است و در خلق فضاهای معنوی و هنری نقشی تعیینکننده دارد.
عمارت نوفللوشاتو فعالیت خود در سال ۱۴۰۵ را با دو نمایش از اردیبهشت ماه آغاز میکند.
با مشخص شدن زمان پخش سریال «کلینیک رویا»، به کارگردانی سجاد مهرگان و تهیهکنندگی علیاکبر تحویلیان، نخستین پوستر رسمی این سریال منتشر شد.
هنر توان بازنمایی جنگ را دارد. در این بیان هنری، آنچه بازنمایی میشود، میزان ویرانی، قهرمانی و ابعاد مختلف است؛ از طرفی امروز در جنگها از جنگافزارهایی همچون هواپیمای بیسرنشین و آلات مدرنی استفاده میشود که جنگ را از حالت نبرد رو در رو خارج کرده است. ماهیتی انسانزدایی در جنگها وجود دارد، اما هنر روی کنش انسانی نقشآفرین است و اجازه این انسانیتزدایی را از جنگ میگیرد.
در پی شرایط ناشی از جنگ تحمیلی و محدود شدن فعالیتهای فرهنگی و هنری مدت اعتبار عضویت هنرمندان و فعالان فرهنگی در صندوق اعتباری هنر از سه سال به پنج سال افزایش پیدا کرد.
Δ