زیبایی در هنر معماری ایران نهتنها در شکوه گنبدها و ایوانها، بلکه در جزئیاتی نهفته است که چشم را خیره و ذهن را شگفتزده میکند. یکی از این جزئیات خلاقانه مقرنس کاری است. این تزئین هندسی و سهبعدی از دل ریاضیات و ذوق هنرمندانهی ایرانیان زاده شده و قرنهاست سقفها و سردرهای بناهای تاریخی را چون کندوی زنبور، از نظم و هماهنگی پر کرده است.
زیبایی در هنر معماری ایران فقط در عظمت گنبدها و شکوه ایوان ها خلاصه نمی شود؛ بخش مهمی از جذابیت این معماری در ریزه کاری هایی نهفته است که نگاه را میخکوب و ذهن را درگیر می کند. یکی از ظریف ترین و هوشمندانه ترین این جزئیات، مقرنس کاری است؛ آرایه ای سه بعدی و هندسی که بر پایه محاسبات دقیق و ذوق هنرمندان ایرانی شکل گرفته و قرن هاست سقف ها و سردرها را مانند کندوی زنبور، سرشار از نظم، تکرار و هماهنگی کرده است. مقرنس در نگاه اول تنها یک تزئین پرکار و چشم نواز به نظر می رسد، اما در لایه های عمیق تر، بازتابی از نگاه ایرانی به نظم عالم و زیبایی پنهان در ساختار جهان است. از مسجد جامع اصفهان گرفته تا آرامگاه شیخ لطف الله، هر جا مقرنس دیده می شود، روح معماری ایرانی حضور پررنگی دارد.
مقرنس ایرانی هنری است که سنگینی سازه را به بازی نور و لطافت فضا بدل می کند؛ چنان است که انگار طاق ها در روشنایی حل می شوند و بنا میان ماده و معنا معلق می ماند. -آندره گدار (معمار فرانسوی)
مقرنس ایرانی هنری است که سنگینی سازه را به بازی نور و لطافت فضا بدل می کند؛ چنان است که انگار طاق ها در روشنایی حل می شوند و بنا میان ماده و معنا معلق می ماند.
-آندره گدار (معمار فرانسوی)
مقرنس نوعی کاربندی سه بعدی است که در مرز میان دیوار و سقف یا در فضای داخلی گنبدها و ایوانها به کار گرفته می شود. این سازه از ردیف های متعدد تاس، طاسه و شاپرک تشکیل می شود و حالتی پلکانی و قندیل شکل به خود می گیرد. به بیان دیگر، مقرنس کاری را می توان یکی از برجسته ترین تجلی های تزئینات معماری ایرانی دانست که در آن هندسه، زیبایی شناسی و مهارت سازه ای در هم می آمیزند. در گذشته، مهم ترین کارکرد مقرنس، تبدیل پلان مربع به دایره و آماده کردن زمینه برای استقرار گنبد بود؛ اما به مرور زمان این نقش سازه ای به کارکردی نمادین و تزئینی نزدیک شد. در معماری سنتی ایران، مقرنس هم عنصر اتصال دهنده بخش های مختلف سازه است و هم نشانه ای از آسمانی شدن فضا و افزایش شکوه بصری بنا. از مساجد و بقعه ها تا کاخ ها و مدارس تاریخی، مقرنس برای ایجاد عمق، ریتم و حرکت در فضا به کار رفته است.
کاربرد مقرنس کاری در بناهای ایرانی بسیار گسترده و گوناگون است. این آرایه حجمی بیش از همه در نقاطی دیده می شود که لازم است گذار بین سطوح افقی و عمودی انجام شود یا باید ورودی ها و بخش های مهم فضا برجسته شوند. مقرنس را می توان بر روی نیم کار، چشمه، سرستون، سر مناره، گیلویی، سقف ها، کتیبه، طاق سردر، طاقچه، سقف تالار و زیر نعلبکی گلدسته مناره اجرا کرد. طاق مقرنس معمولا بخشی از سقف ثانویه یا کاذب است که تنها از داخل بنا دیده می شود. مهم ترین کاربردهای مقرنس در معماری ایرانی عبارت است از:
بیشتر مقرنس ها تنها از فضای داخلی بنا قابل مشاهده اند و در مواردی بخشی از سقف کاذب را تشکیل می دهند؛ سقفی که ضمن آراستن فضا، با طراحی حساب شده خود نور و سایه را با جلوه ای چشمگیر در محیط پخش می کند.
در مقرنس کاری ایرانی از مصالح مختلفی استفاده می شود و نوع آن ها بسته به شرایط اقلیمی، کاربری بنا و دوره تاریخی متفاوت است. متداول ترین مصالح مقرنس عبارت اند از:
ترکیب هوشمندانه این مصالح، در بسیاری از بناها جلوه ای چندبافتی و رنگارنگ ایجاد کرده و نشان می دهد که چگونه معماران ایرانی هنر و مهندسی را در قالب مقرنس در کنار هم قرار داده اند.
این عنصر معماری از اجزای متعددی ساخته می شود. در ادامه، هر یک از بخش های تشکیل دهنده مقرنس معرفی می شوند:
می توان مقرنس ها را از منظر ظاهر و شیوه ساخت در چند گروه اصلی بررسی کرد:
در این شیوه، خود مصالح اصلی بنا (آجر، سنگ و مانند آن) در قالب مقرنس تراشیده و شکل داده می شود و آرایه مستقیما از دل بدنه بیرون می آید. سادگی و استحکام از ویژگی های مهم این نوع است. از نمونه های شناخته شده می توان به گنبد دکان داوود و مقبره سکاوند اشاره کرد.
در این نوع، لایه هایی از گچ، آجر یا کاشی روی هم چیده می شوند تا عمق، سایه روشن و حجم بیشتری ایجاد شود. این مقرنس ها غالبا در ایوان ها و زیر گنبدها دیده می شوند و در دوره های سلجوقی و ایلخانی به اوج شکوفایی خود رسیدند.
این نوع مقرنس یادآور قندیل های آهکی غارهاست و از آویزان شدن واحدهای گچی یا کاشی کاری شده در سطح مقعر شکل می گیرد. جلوه بصری آن بسیار ظریف و تزئینی است، هرچند از نظر مقاومت سازه ای نسبت به انواع دیگر ضعیف تر به شمار می رود.
این نوع مقرنس از نظر شکل کلی یادآور لانه زنبور است و معمولا از ده ها حفره کوچک چندضلعی، به ویژه شش ضلعی، تشکیل می شود. لانه زنبوری را می توان از چشم نوازترین شیوه ها در معماری صفوی دانست؛ نمونه های شاخص آن را می توان در سردر مسجد شیخ لطف الله و مدرسه چهارباغ مشاهده کرد. مقرنس کاری در معماری ایران مجموعه گسترده ای از فرم ها را شامل می شود و بر حسب شکل، محل استقرار و شیوه اجرا به گروه های گوناگونی تقسیم می شود. این تنوع هم از منظر زیبایی شناسی و هم از نظر سازه ای و تطبیق با اقلیم اهمیت دارد. مقرنس ها با ترکیب هندسه پیچیده، تقارن، نور و سایه شکل می گیرند و در هر دوره تاریخی با روحیه و سلیقه همان زمان بازآفرینی شده اند. بر اساس شواهد موجود در مساجد، آرامگاه ها و کاخ های ایرانی، مقرنس ها به صورت پله پله و چندوجهی طراحی می شوند تا علاوه بر نقش تزئینی، در انتقال بار در بخش هایی چون گنبدها یا ایوان ها نیز کمک کننده باشند.
برای اجرای مقرنس کاری باید مجموعه ای از مهارت های معماری، هندسی و هنری در کنار هم قرار گیرد. روند کار از طراحی اولیه و ترسیم دقیق نقشه های هندسی آغاز می شود و تا ساخت و نصب قطعات ادامه پیدا می کند. هر مرحله نیازمند دقت بالا و تجربه است؛ زیرا کوچک ترین خطا در اندازه ها یا زاویه ها، نظم سه بعدی مقرنس را بر هم می زند. در گذشته، استادکاران ایرانی با تکیه بر قاعده های ریاضی و استفاده از پرگار و گونیا، طرح مقرنس را روی کاغذ یا سطح کار می کشیدند و سپس بر اساس آن، اجزا را با گچ، آجر، کاشی یا چوب به صورت پلکانی و طبقه طبقه اجرا می کردند.
فرایند ساخت و نصب مقرنس را می توان در چند مرحله اصلی خلاصه کرد:
در طول تاریخ، دو روش اصلی برای اجرای مقرنس رواج داشته است:
آرایش و تزئین سطح مقرنس یکی از مهم ترین مراحل کار است و تاثیر مستقیم بر زیبایی نهایی بنا دارد.
در برخی آثار برجسته مانند مسجد شیخ لطف الله و کاخ عالی قاپو اصفهان سطح مقرنس ها با ورق طلا و رنگ های گیاهی تزئین شده که هنوز هم جذابیت و درخشش خود را حفظ کرده اند.
پیچیدگی این هنر از هندسه چندوجهی، هماهنگی دقیق اجزا و تنوع در مصالح و ترکیب بندی ناشی می شود. هر مقرنس از ده ها یا حتی صدها واحد کوچک مانند تاس، شاپرک، ترنج، تخت و شمسه تشکیل شده است که باید با دقت ریاضی در کنار هم چیده شوند تا هم سازه پایدار بماند و هم تعادل بصری حفظ شود. به طور خلاصه، مقرنس کاری آمیزه ای از معماری، ریاضیات و هنر تزئینی است. نظم تکرارشونده و هندسه منظم آن نوعی ریتم فضایی ایجاد می کند که نور را به شکلی خیره کننده بازتاب داده و عمق دید را افزایش می دهد. به همین دلیل، اجرای مقرنس نیازمند آگاهی دقیق از زاویه سازی، تقارن و محاسبه حجم ها است. کوچک ترین اشتباه در طراحی یا قالب گیری می تواند کل نظم سازه را بر هم بزند. این هماهنگی ظریف میان کارکرد سازه ای و جلوه هنری است که مقرنس را فراتر از یک تزئین ساده، به نمادی از اوج هنر معماری ایرانی تبدیل کرده؛ جایی که استحکام و زیبایی در تعادل کامل در کنار هم قرار می گیرند.
هرچند مقرنس، کاربندی و رسمی بندی همگی در زمره عناصر شاخص معماری سنتی ایران قرار می گیرند، اما از نظر ساختار، هدف و شیوه اجرا با یکدیگر تفاوت دارند.
به زبان ساده، کاربندی، اسکلت سازه ای را فراهم می کند، رسمی بندی، نقشه هندسی را ترسیم می کند و مقرنس، جلوه سه بعدی تزئینی همین ساختارهاست. ترکیب این سه عنصر، زمینه ساز خلق شاهکارهایی مانند مسجد شیخ لطف الله، گنبد سلطانیه و مسجد جامع اصفهان شده است.
به دلیل تخریب بخش بزرگی از آثار معماری پیش از اسلام، به ویژه بناهای دوره ساسانی، تعیین تاریخ دقیق پیدایش مقرنس دشوار است؛ با این حال، شواهد نشان می دهد که کاربندی و مقرنس به شکل های ابتدایی در دوره های قبل از اسلام نیز وجود داشته است. نخستین نمونه های شناخته شده مقرنس را می توان در شکل های اولیه و تکامل نیافته در معماری صخره ای و سنگی، به ویژه در دوران هخامنشی، مشاهده کرد. از سوی دیگر، از معماری قرون نخستین اسلامی آثار محدودی برجای مانده است. نخستین کاربندی شناسایی شده در مسجد جمعه شیراز و متعلق به دوره صفاریان در قرن نهم میلادی است. با این همه، روند تکامل و گسترش این نوع کاربندی از دوره سلجوقی شتاب بیشتری گرفت. ورودی آجری برج گنبدکاووس، مقبره امیر اسماعیل سامانی، محراب مسجد جامع نائین، اردستان و مسجد جامع اصفهان از نخستین نمونه های کاربندی و زمینه های پیدایش مقرنس به شمار می روند. در نهایت، مقرنس کاری در سده های سیزدهم تا شانزدهم میلادی (قرون نهم تا دوازدهم هجری) پیچیده ترین صورت خود را در معماری ایران پیدا کرد.
زمان و مکان دقیق تولد این هنر تزئینی مشخص نیست؛ اما بر اساس منابع تاریخ معماری ایران، به احتمال زیاد هنرمندان آغازین، الهام خود را برای خلق این فرم از قندیل های یخی و آهکی غارها گرفته اند.
می توان یکی از نخستین نمونه های نزدیک به مقرنس را در معماری صخره ای عصر ماد مشاهده کرد. گوردخمه ای سنگی در کرمانشاه، در سه کیلومتری سرپل ذهاب، به نام «دخمه داوود» یا «دکان داوود» وجود دارد که به نوعی به مقرنس های پیش آمده شباهت دارد. نمونه دوم، «مقبره سکاوند» در «هرسین» است که در بالای آن سه برجستگی در گوشه ها دیده می شود و نمونه ای از مقرنس های جلوآمده به شمار می آید. نمونه سوم، مقبره «دا و دختر» در فارس است که ساختاری مشابه سکاوند دارد و در زیر قرنیز آن برجستگی ظریفی مشاهده می شود.
در معماری و نقش برجسته های سنگی بر جای مانده از دوره هخامنشی، شواهد ارزشمندی درباره حضور این عنصر تزیینی دیده می شود. این آلت تزئینی در این عصر دچار تحول و تنوع قابل توجهی شد و شکل های متنوعی از آن پدید آمد. بیشترین نمونه های نزدیک به مقرنس را می توان در مجموعه های پاسارگاد و تخت جمشید ردیابی کرد؛ از جمله:
در دوره اشکانی، روند تحول تزئینات سنگی ادامه یافت و این عنصر در قالب طرح های تازه ای ظاهر شد؛ به گونه ای که می توان حضور پررنگ تر این آلت تزئینی را در آثار این عصر دید. از بناهای شاخص این دوره می توان «کاخ آشور» را نام برد که در آن مقرنس های بریده و قطعه قطعه مشاهده می شود.
در دوره ساسانی، همگام با شکوفایی سایر هنرها، مقرنس نیز با کارکردی تزئینی در معماری و نقش برجسته ها به کار گرفته شد. ویژگی هایی چون شیارهای متوالی، گودی های منظم، فرورفتگی های خیاری و قرنیزهای ساده روی هم، از مشخصه های معماری این دوره است. در کاخ فیروزآباد از مقرنس های تزئینی متعددی استفاده شده است. می توان دوران ساسانی را زمان گسترش و پیچیده تر شدن این آلت تزئینی پیش از اسلام دانست.
با این حال، در دوره پس از اسلام، از نظر تعداد، گستره کاربرد و تنوع مصالح، این هنر جایگاهی ویژه یافت؛ تا آنجا که برخی پژوهشگران مقرنس کاری را از ویژگی های شاخص معماری اسلامی می دانند.
دوره سلجوقی نسبت به دوره پیش از خود، زمان جهش و تحول سریع در معماری بود. در بیشتر بناهای این عصر، مقرنس های چشمگیری به چشم می خورد. در قالب های مقرنس این دوره از تزیینات گچی، سنگی و چوبی، هم در فضای داخلی گنبد و هم در نماهای بیرونی استفاده شده است. در این دوران، فرم کلی بنا در درجه دوم اهمیت قرار داشت و تمرکز معماران و مقرنس کاران بیشتر بر تزئین فضا بود؛ به گونه ای که حاکمان سلجوقی نیز در ساخت بناها، پیش از هر چیز به پوشش تزئینی توجه می کردند. هنر مقرنس سازی در عصر سلجوقی با الهام از آرایه های ساسانی دگرگون شد. به ویژه استفاده از تالارهای مربع شکل بزرگ، به دلیل امکان اجرای گنبد بر روی گوشه ها، زمینه مناسبی برای گسترش مقرنس فراهم آورد. از مهم ترین بناهای دارای مقرنس در این دوره می توان به موارد زیر اشاره کرد:
در عصر ایلخانی، مقرنس کاری در بناها رونق بیشتری پیدا کرد و با ردیف های مفصل تر و متنوع تر، در نقاط مختلف ساختمان حضور یافت. در این دوره هر چهار نوع مقرنس، یعنی پیش آمده، روی هم قرارگرفته، معلق و لانه زنبوری، در داخل و خارج بنا به کار گرفته شد. از ویژگی های مهم مقرنس در این زمان، مفصل شدن و تنوع در استفاده از انواع مختلف بود. در پوشش نهایی، بیش از همه از ترکیب آجر و کاشی (معقلی) و گره سازی های پیچیده بهره برده شد. نمونه شاخص این شیوه را می توان در مسجد جامع اشترجان در جنوب غربی اصفهان دید؛ هرچند در گنبد سلطانیه، این هنر در ابعادی بسیار عظیم و تاثیرگذار جلوه کرده است.
یکی از ویژگی های مهم مقرنس در دوره تیموری، استفاده گسترده از آن در سطوح وسیع است. برای نمونه می توان به مقرنس های سردر حرم امام رضا اشاره کرد که با حدود بیست ردیف عمودی، از پرکارترین مقرنس های این دوره به شمار می آید. در این زمان، حضور چشمگیر مقرنس در ایوان ها و محراب ها به خوبی دیده می شود. مسجد جامع گوهرشاد، یکی از مساجد چهارایوانی برجسته این دوره است که به خاطر تزیینات و معماری، شهرت یافته است. کاشی های معرق فراوانی برای پوشش و آرایش مقرنس در این دوره به کار رفت. رنگ غالب این کاشی ها «فیروزه ای» و در مواردی چون مسجد کبود تبریز «آبی تیره» همراه با کتیبه ها و نقوش اسلامی سفید بود. از نمونه های مهم این دوره می توان نام برد:
در دوران صفوی، هر چهار نوع مقرنس همچنان متداول بود و در کنار آن، نوآوری های تازه ای نیز پدید آمد. شاید مهم ترین تفاوت مقرنس صفوی با دوره های پیشین را بتوان در روش ساخت، شیوه نصب و جایگاه آن در بنا جستجو کرد. پیش از صفویان، مقرنس ها هم زمان با بالا آمدن دیوارها و قوس طاق ها، با پس و پیش کردن آجرها ساخته می شد؛ تا جایی که در بخش های بالاتر از تعداد قرنیزها کاسته می شد و پوشش مقرنس دار زیر گنبد یا طاق ایوان تکمیل می گردید. اما در عصر صفوی، مقرنس ها بر روی قالب های جداگانه شکل می گرفتند و سپس از پایین به بالا، با بست هایی که از پیش در زیر طاق تعبیه شده بود، به سقف متصل می شدند. از دیگر ویژگی های این دوره، مفصل تر شدن سطح مقرنس است؛ به گونه ای که با افزایش گودی برخی بخش ها و تمرکز واحدهای مقرنس در اطراف آن ها، گودی های وارونه همچون سقف های مدور مستقل جلوه می کنند. به همین دلیل اصطلاح «تاس» و «نیم تاس» در این دوره مطرح شده است. مقرنس های سردر مسجد شاه عباس (مسجد شاه) در اصفهان، به دلیل گستردگی فضا، حجم مقرنس کاری و تنوع رنگ و نقش کاشی ها، جایگاه ویژه ای دارد. همچنین در این دوران، مقرنس های آویخته در مناره های بالکن دار رواج بیشتری یافت. از نمونه های این نوع مقرنس می توان به مناره های طرفین ورودی اصلی و ایوان جلوی تالار مربع مسجد شاه اصفهان و نیز مدرسه چهارباغ اشاره کرد.
از نمونه های شاخص مقرنس در دوره صفوی می توان به این بناها اشاره کرد:
در دوره قاجار، مقرنس ها عمدتا با گچ و قطاربندی، و با استفاده از ابزارهایی مانند موش پا، شاپرک، تخت، شمسه، تاس، مدنی، تنوره و تی اجرا می شدند. برخی از مهم ترین بناهای این دوران که مقرنس کاری چشمگیری دارند عبارت اند از:
همان طور که گفته شد، مقرنس یکی از مهم ترین عناصر تزیینی ایرانی ـ اسلامی است که بعدها در سراسر جهان اسلام گسترش یافت. معماران ایرانی برای استحکام و زیبایی بنا از ترکیب فنون مختلف بهره برده اند و در بسیاری موارد، الهام خود را از طبیعت و محیط پیرامون گرفته اند.
واژه «مقرنس» در متون کهن فارسی و عربی با صورت های مختلفی ثبت شده و ریشه دقیق آن به طور قطعی مشخص نیست، اما چند دیدگاه مطرح است:
هر مقرنس، بخشی از جان معماری سنتی ایران است؛ تجلی پیوند هندسه، نور و باور که طی قرن ها از دل گچ، آجر و کاشی سر برآورده است. این آرایه ها تنها نقش و رنگ نیستند، بلکه زبان خاموش استادانی اند که با دستان خود، آسمان را تا حد امکان به زمین نزدیک کرده اند. «دستی بر ایران» شما را دعوت می کند که هنگام بازدید از مساجد، آرامگاه ها و کاخ های تاریخی ایران، لحظه ای مقابل این شاهکارها مکث کنید، نظم حیرت انگیز آن ها را با دقت ببینید و عظمت فکری و ذوق هنری گذشتگان را حس کنید.
مستندهای «نه به کودک کشی»، «آن سوی درختان»، «نجوای چیزها»، «زخم و آینه» و «راش» دوشنبه ۱۸ خردادماه در سالن حقیقت مرکز گسترش نمایش داده میشوند.
تولید سریال ۲۴ قسمتی «شازده»، محصول مرکز انیمیشن سوره، به پایان رسید و به زودی روی آنتن میرود.
مستند «تنها نخواهم ماند» به کارگردانی یاسر طالبی و تهیهکنندگی فریبا عرب و یاسر طالبی موفق به دریافت جایزه فرانچسکو پاسینتی برای بهترین فیلم (Premio Francesco Pasinetti ۲۰۲۶) از بیست و سومین دوره جشنواره فیلم پاسینتی ایتالیا شد.
آیین رونمایی از مستند «رسم صد ساله» ساخته ابراهیم شفیعی با حضور حجتالاسلام سیدعلی قاضی عسگر تولیت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) و آیتالله سیدعلا بوشهری نماینده آیتالله سیستانی در سالن شیخ صدوق حرم عبدالعظیم حسنی (ع) برگزار شد.
Δ