بازسازی فراموشی: «فرار از قصر» و مسئولیت روایت تاریخ

سینماگر و مستندساز اگر بتواند با دقت و وسواس سراغ وقایع تاریخی برود، در حقیقت پلی می‌سازد میان گذشته و اکنون و همین پل می‌تواند اندیشه‌ای تازه در مخاطب برانگیزد.

محسن سلیمانی فاخر نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره مستند «فرار از قصر» نوشت: در سال‌های اخیر، سینمای مستند ایران بیش از گذشته به سراغ وقایع تاریخی رفته است؛ رخدادهایی که در حافظه جمعی ما یا کم‌رنگ مانده‌اند یا عمداً به حاشیه رانده شده‌اند. یکی از نمونه‌های شاخص در این زمینه، مستند «فرار از قصر» است که به واقعه بزرگ‌ترین فرار از زندان در تاریخ سیاسی ایران در پاییز ۱۳۲۹ می‌پردازد؛ رویدادی که طی آن شماری از اعضای کمیته مرکزی حزب توده ایران، از جمله نورالدین کیانوری، خسرو روزبه و عبدالحسین نوشین با نقشه‌ای پیچیده موفق به گریز از زندان قصر شدند.

آنچه در وهله اول اهمیت دارد این است که اساساً نقب زدن به تاریخ می‌تواند یک کار رسانه‌ای و فرهنگی ثمربخش باشد. تاریخ، برخلاف تصور رایج، صرفاً گذشته‌ای مرده نیست، بلکه آینه‌ای است که می‌تواند مسیر آینده را روشن کند. اگر سینماگر و مستندساز بتواند با دقت و وسواس سراغ وقایع تاریخی برود، در حقیقت پلی می‌سازد میان گذشته و اکنون و همین پلی است که می‌تواند اندیشه‌ای تازه در مخاطب برانگیزد. «فرار از قصر» نمونه‌ای است از همین تلاش برای بازخوانی گذشته در راستای فهم بهتر امروز.

پژوهش و بازآفرینی زمینه تاریخی

یکی از نخستین نقاط قوت مستند، اتکای آن به منبع‌شناسی و پژوهش دقیق است. وقتی با واقعه‌ای مهجور روبه‌رو هستیم، بدون استناد به اسناد آرشیوی، خاطرات شفاهی یا تحلیل‌های آکادمیک، اثر ناگزیر به سطحی‌نگری و کلیشه‌گویی فرو می‌غلتد. فیلمساز در این اثر تا حد زیادی توانسته است این خطر را دور بزند و برای مخاطب تصویری قابل اعتماد بسازد.

اما نکته کلیدی در مستندسازی تاریخی این است که رویداد نباید به شکل یک «جزیره جدا افتاده» روایت شود. اگر صرفاً داستان فرار تعریف شود، مستند بیشتر به گزارش پلیسی یا ماجرایی شبیه خواهد شد. فیلمساز در اینجا تلاش کرده است واقعه را در بستر سیاسی و اجتماعی ایران پس از جنگ جهانی دوم قرار دهد؛ دورانی پرتلاطم که کشمکش‌های قدرت، حضور نیروهای خارجی و جنب‌وجوش احزاب سیاسی، فضای ویژه‌ای به جامعه داده بود. این زمینه‌سازی به مخاطب کمک می‌کند بفهمد فرار از قصر صرفاً یک حرکت ماجراجویانه فردی نبود، بلکه در بطن کشمکش‌های سیاسی آن زمان معنا پیدا می‌کرد.

یکی از شاخص‌ترین وظایف مستند تاریخی نه فقط بازگویی رخداد، بلکه بازآفرینی زمینه‌ای است که آن رخداد در دل آن شکل گرفته است. بدون این بستر، واقعه به حادثه‌ای مجرد و بی‌ریشه تبدیل می‌شود که برای مخاطب امروز چندان معنایی ندارد. نشان دادن پیوندهای ساختاری میان سیاست‌های کلان، وضعیت اقتصادی، تحولات اجتماعی و حتی تغییرات فرهنگی آن دوره، به بیننده امکان می‌دهد تا بفهمد چرا چنین اتفاقی اصلاً رخ داد و چه نیروهایی در شکل‌گیری آن دخیل بودند. تنها از رهگذر این «کانتکست‌سازی» است که واقعه مهجور، دوباره به رویدادی زنده و قابل فهم بدل می‌شود.

روایت و دراماتورژی

یکی از چالش‌های بزرگ مستندسازان تاریخی این است که چگونه میان «واقعیت» و «قصه‌گویی» تعادل ایجاد کنند. مخاطب امروز نیاز دارد که با سیر کشف، گره و گشایش همراه شود؛ در غیر این صورت، اثر به گزارش صرف فروکاسته می‌شود. «فرار از قصر» توانسته با استفاده از لحظات پرتعلیق و بازسازی ذهنی، واقعه را از حالت گزارش بیرون بکشد و به آن ریتمی دراماتیک بدهد. با این حال، این دراماتیزه‌کردن تا حدی باعث شده که خودِ «فرار» در مرکزیت بیش از حد قرار گیرد و بخش‌های مهمی از سرگذشت حزب توده و فضای سیاسی آن دوران به حاشیه برود. شاید اگر عنوان و محور فیلم از ابتدا بر «سرگذشت حزب توده» یا «سیاست در دهه بیست» بنا می‌شد، مخاطب به ابعاد عمیق‌تری از ماجرا دست می‌یافت.

چندصدایی در روایت

یکی دیگر از الزامات یک مستند تاریخی، پرهیز از تک‌صدایی است. اگر تنها یک روایت یا زاویه دید ارائه شود، اثر به‌سرعت به تبلیغات سیاسی شباهت پیدا می‌کند. در حالی که حضور صداهای مختلف — از پژوهشگر و مورخ گرفته تا شاهدان عینی و حتی مخالفان فکری — به اعتبار اثر می‌افزاید و امکان خوانش چندلایه را برای مخاطب باز می‌گذارد. در «فرار از قصر» اگرچه برخی صداهای متنوع شنیده می‌شود، اما به دلیل غلبه عنصر دراماتیک، این چندصدایی چندان برجسته نیست. این کاستی سبب می‌شود که مستند در لحظاتی بیشتر شبیه روایتی یک‌طرفه جلوه کند.

نسبت گذشته با امروز

یک خطر جدی در مستندسازی تاریخی «موزه‌ای شدن» است؛ یعنی اینکه رویدادها صرفاً به شکل اشیای مرده در ویترین تاریخ نمایش داده شوند. ارزش «فرار از قصر» در این است که تا حدی توانسته از این دام پرهیز کند و مخاطب را به پرسش کلیدی برساند: این واقعه امروز چه نسبتی با ما دارد؟ اگر حزب توده و سرنوشت رهبران آن در دهه بیست و سی با فراز و فرودهایی همراه بود، امروز نیز جامعه ما همچنان با پرسش‌هایی درباره آزادی، قدرت، ایدئولوژی و فرار از ساختارهای مسلط روبه‌رو است، مستند زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند چنین پرسش‌هایی را در ذهن مخاطب زنده کند و «فرار از قصر» در این زمینه گام‌هایی مثبت برداشته است.

ضرورت بازخوانی رویدادها در زمان خودشان

در عین حال، نباید فراموش کرد که هر رویداد تاریخی را باید در زمان خودش بررسی کرد. امروز آسان است که از منظر قرن بیست‌ویکم به حزب توده، استراتژی‌هایش و حتی شکست‌هایش نگاه کنیم. اما وظیفه یک مستندساز مسئول این است که نشان دهد چرا در آن زمان، در فضای خاص سیاسی و اجتماعی آن دوران، فرار از زندان به چشم یک پیروزی یا نماد مقاومت دیده می‌شد. این وفاداری به زمان، کمک می‌کند تا روایت تاریخی از تحریف یا قضاوت‌های شتاب‌زده برکنار بماند.

«فرار از قصر» را می‌توان تلاشی ارزشمند در جهت احیای یک واقعه مهجور تاریخی دانست. احسان عمادی با بازآفرینی بستر اجتماعی و ایجاد ریتمی دراماتیک، موفق شده است مخاطب را به درون داستان بکشاند و از کلیشه‌های گزارش‌گونه دور شود. در بازنمایی یک واقعه تاریخی همواره خطری جدی وجود دارد؛ این‌که روایت به‌جای اتکا بر اسناد و شواهد معتبر، به دام «نوستالژی» یا «تحریف شاعرانه» بیفتد و تاریخ را به تصویری زیباشناسانه اما نادقیق فروبکاهد. ارزش این مستند دقیقاً در آنجاست که کوشیده است از این دام فاصله بگیرد؛ با حذف اغراق‌های دراماتیک و پرهیز از بازسازی‌های رمانتیک، روایت خود را بر پایه منابع معتبر و چندصدایی استوار ساخته و در عین حال جذابیت سینمایی را قربانی واقع‌گرایی خشک نکرده است. همین تعادل میان واقعیت تاریخی و بیان هنری، به اثر اصالتی بخشیده که آن را از سطح گزارشی صرف بالاتر می‌برد.

«فرار از قصر» ساخته احسان عمادی تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است. این مستند در فیلیمو اکران آنلاین شده است.

انتهای پیام/