یکی از ویژگیهای زیباییشناختی علامت عزاداری، هنر حکاکی است. هنرمند با استفاده از قلمهای ظریف، نقوشی ازگل و برگهای در هم تنیده را بر سطح صفحه فلزی اجرا میکند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: محرم که میشود، کوچههای ایران با آمدن دستههای عزاداری، رنگ و بویی متفاوت به خود میگیرند. در میان این سوگواری عظیم، آنچه بیش از هر چیز خودنمایی میکند، علامتهای عزاداری است؛ نمادهایی اصیل ایرانی که سالیان متمادی در قلب مراسمهای عزاداری ایرانیان وجود داشتند. علامت، صرفا یک نماد مذهبی نیست، بلکه نشانگر تلاقی ایمان و هنر است. هر علامت، نشاندهنده مهارتهای پیچیده صنایع دستی مذهبی است که در آن هنر فلزکاری با ظرافت حکاکی، نقرهکوبی و حتی طلاکوبی در هم میآمیزد تا قطعهای هنری خلق شود. هر نقش و نگاری بر سطوح این فلزات، تنها برای زیبایی نیست، بلکه نمادی است که در ضمن هرکدام معنایی وجود دارد. از خطاطیهای مذهبی گرفته تا اسلیمیهای پیچیده که هر کدام بخشی از هویت و باورهای ما را بازگو میکنند. با این حال، این میراث اصیل، امروز با خطر فراموشی رو به رو است. آنچه در ایام و روزگاری، زیاد ساخته میشد، اکنون در مسیر خاموشی قرار گرفته است. به دلیل توجه اندک به این صنعت فرهنگی، کمبود استادکاران خبره و نبود نسل جدیدی که این هنر را ادامه دهد، اصالت این آثار در خطر جدی قرار گرفته است. اگر این هنر به بازشناسی و حمایت نرسد، شاهد از دست رفتن یکی از زیباترین نمادهای هویت فرهنگی و مذهبی ایرانیان خواهیم بود. در ادامه این گزارش، به تاریخچه و واکاوی مراحل ساخت علامت عزاداری میپردازیم تا بیش از پیش با این میراث اصیل و مذهبی ایرانی آشنا شویم.
چطور از بیدقهای ساده به علامتهای عظیم رسیدیم؟
ظهور علامت عزاداری را میتوان در دوران دیلمیان پیدا کرد. در آغاز، عزاداران با نشانههایی ساده چون بیدق (پرچم) عزاداری میکردند و با گذشت زمان، پیکانی آهنی و کاملاً سیاه که نماد عزا بود، بر سر چوبهای بیدق نصب شد. . اما با رشد و تکامل مراسمهای عزاداری، نیاز به شکوه بیشتری احساس شد؛ از همین رو پیکانهای سیاه قد کشیدند و به شکل سرنیزه درآمدند و رنگهای سیاه نشانه عزا، سرخ، نشانه شهادت و سبز، نشانه ارادت به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) به این اثر اضافه شد. پس از آن لازم شد کلاهخودهای مجهز به پرهای بلند به پیکانها اضافه کنند و برای زیبایی بیشتر، آنها را با شالهای تزئینی بپوشانند که به آن «طوق» میگفتند. در ادامه، «پنجهای» به شباهت دستهای قطعشده حضرت عباس(ع) به ساختار علم افزوده شد. همچنین، کبوترهای آهنی، پرهای بلند زینتی و زنگولههایی که یادآور صدای کاروان امام حسین(ع) بودند، به این اثر هنری اضافه شد تا جلوهای زیباتر پیدا کنند.
اما تحول اصلی در دوران پهلوی اول رخ داد. در آن دوران، به منظور جلب نظر تودههای مذهبی، دستور ساخت علامتی با شکوه و عظیم صادر شد. اسلحهسازان با تلاش و همت خود، علامت پنج تیغه را خلق کردند؛ علامتی با تیغههای بلندتر، پهناورتر و انعطافپذیرتر که با روشهای تیزابکاری و آبطلاکاری تزیین میشد. این مدل جدید که با فانوسها، کبوترهای بیشتر، اژدهای دهانباز و زنگولههای فراوان همراه بود، پیشاپیش دستهها حرکت میکرد. در اینجا بود که پس از استقرار قدرت، رضاخان تلاش کرد، سنتهایی چون سینهزنی و روضهخوانی را ممنوع و از برگزاری با شکوه این مراسمها بکاهد. در دوران محمدرضا شاه، این روند تکامل فیزیکی همچنان ادامه یافت؛ تا جایی که تعداد تیغههای علامت به ۳۳ عدد رسید و ابعاد آنها چنان عظیم شد که دیگر حمل فردی یا دونفره امکانپذیر نبود و برای جابهجایی این نمادهای سنگین، از کامیون استفاده میشد.
هنر ظریف نقرهکوبی در علامت عزاداری
بدنه اصلی علامت عزاداری و صفحات تزئینی آن، معمولاً از فلزات مستحکمی چون مس، برنج یا فولاد ساخته میشوند. انتخاب این فلزات علاوه بر دوام و پایداری در برابر عوامل محیطی؛ قابلیت انعطافپذیری بالایی در برابر حکاکیها و انواع تکنیکهای هنری دارد. یکی از ویژگیهای زیباییشناختی علامت عزاداری، هنر حکاکی است. در این مرحله، هنرمند با استفاده از قلمهای ظریف و ابزارهای مخصوص، نقوش را بر سطح صفحه فلزی اجرا میکند. این نقوش، ترکیبی از دو سبک است: نخست، نقوش اسلیمی که شامل گل و برگهای در هم تنیده و اشکال هندسی است؛ دوم، هنر خطاطی، که در آن آیات قرآن کریم یا نامهای مقدسات با خطوطی مثل ثلث یا نستعلیق حک میشود. این حکاکیها اغلب به سبک برجسته انجام میشوند که باعث میشود در فاصله دور نیز قابل تشخیص باشد. در سطح بالاتر، با هنر نقرهکوبی و طلاکوبی روبرو هستیم. در این مرحله، هنرمند با استفاده از روشهای سنتی، طلا یا نقره را در شیارهای حاصل از حکاکی جایگذاری کرده یا لایههای بسیار نازک این فلزات را بر روی صفحه اصلی مینشاند. این کار که نیازمند دقت و صبر بسیار زیاد است، باعث میشود که علامتها نه تنها جنبه نمادین داشته باشند، بلکه به عنوان اشیای هنری ارزشمند در میان صنایع دستی مذهبی شناخته شوند.
شناسایی نمادهای نهفته در کالبد علامت
در این صنعت هنری، هیچ جزئیاتی اتفاقی و تصادفی نیست بلکه هرکدام از نمادهای علامت، فراتز از جنبه زیبایی آن حامل پیامی عمیق است. «شاه تیغ»، بزرگترین تیغه در علامت است که نماد سر مبارک امام حسین(ع) برنیزه میباشد. تعداد تیغههای علامت نیز مفهوم خاصی دارد، از علامتهای کوچک با پنج تیغه که نماد پنج تن آل عبا هستند تا علمهای بزرگتر با تیغههای بیشتر که یادآور شهدای کربلا میباشند. در این مجموعه، «تمثال دست» نیز به چشم میخورد که نشانهای از دستهای بریده حضرت ابوالفضل(ع) است. در علامت عزاداری از نمادهای حیوانات مختلف نیز به کار برده شده است که هرکدام معنای خاص خود را دارند. «کبوتر» مظهر آزادی است؛ یادآور کلام امام حسین(ع) که به سپاهیان دشمن فرمودند: «اگر دین ندارید، آزاده باشید». «طاووس» نیز با انتقال معنای زیبایی اهل بیت(ع) به مخاطب است. «اژدها» که در ابتدا و انتهای علامت قرار دارد، نمادی از ساربانهای کاروان اسراست؛ همچنین اژدهای کنار شاه تیغ، نشانگر باطنِ حاملان نیزه سر مبارک سیدالشهدا(ع) است. «شیر» نیز ریشه در روایات عامیانه دارد که معتقدند در روز عاشورا، شیرها برای حفاظت از خیمهها آمدند. در بخش دیگری از علامت، «گوی» با نوشتههایی از ائمه وجود دارد که نشانگر کره زمین است. قرارگیری این گوی در سطحی پایینتر از ششگوشه، نشانه برتری جایگاه حرم امام حسین (ع) بر تمام جهان دارد. در نهایت، «زنگوله»، نویدبخش وقوع یک واقعه است؛ واقعهای که میتواند همان حادثه عاشورا یا آغاز عزاداری سیدالشهدا (ع) باشد. صنعت ساخت علامت، نمونهای از تلاقی ایمان و هنر است. از میان رفتن این هنر و افراد متخصص آن، میتواند منجر به از دست رفتن بخشی از هویت بصری عزاداری در ایران شود. لذا نگاه ویژه به این حوزه، نه تنها به عنوان یک فعالیت مذهبی، بلکه به عنوان یک صنعت فرهنگی با ظرفیتهای هنری و اقتصادی بالا، از ضرورتهای امروز است.
یاسوج – مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کهگیلویه و بویراحمد گفت: صنایع دستی استان از حمایت محوری به اقتصاد محوری می رسد.
یاسوج-معاون صنایع دستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کهگیلویه و بویراحمد از آموزش بیش از هزار و ۸۰۰ نفر در رشتههای مختلف صنایع دستی طی سال ۱۴۰۴ خبر داد.
غرفه ایران در نمایشگاه فرهنگی «دهکده جهانی چاپولتپک» مکزیک، با استقبال گسترده بازدیدکنندگان، رسانهها و فعالان فرهنگی روبهرو شد.
یزد- رئیس نمایندگی وزارت امور خارجه در استان یزد گفت: دیپلماسی استانی به معنای تمرکززدایی از سیاست خارجی نیست بلکه ابزاری هوشمند برای تقویت دیپلماسی ملی و فعالسازی ظرفیتهای منطقهای است.
Δ