بازطراحی گردشگری در عصر هوش مصنوعی (۴): وقتی هوش مصنوعی وارد قلب مقصد می‌شود

اسدالله حقانی، فعال رسانه، در یادداشتی نوشت: گردشگری زمانی موفق است که مقصد بتواند میان جذب گردشگر و ظرفیت واقعی خود تعادل برقرار کند. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی می‌تواند از یک ابزار برای پاسخ‌گویی به گردشگر فراتر برود و به بخشی از فرایند مدیریت مقصد تبدیل شود. یعنی همان فناوری که به گردشگر پیشنهاد […]

اسدالله حقانی، فعال رسانه، در یادداشتی نوشت: گردشگری زمانی موفق است که مقصد بتواند میان جذب گردشگر و ظرفیت واقعی خود تعادل برقرار کند. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی می‌تواند از یک ابزار برای پاسخ‌گویی به گردشگر فراتر برود و به بخشی از فرایند مدیریت مقصد تبدیل شود. یعنی همان فناوری که به گردشگر پیشنهاد می‌دهد کجا برود، می‌تواند به مدیر مقصد نیز کمک کند بفهمد گردشگران کجا هستند، چه زمانی به یک مکان هجوم می‌آورند و چگونه می‌توان جریان آنها را بهتر مدیریت کرد. اما این تحول، یک لایه مهم دیگر هم دارد به اسم میراث فرهنگی. اگر هوشواره قرار است تجربه گردشگر را تغییر دهد، موزه‌ها، محوطه‌های تاریخی و روایت‌های فرهنگی نیز نمی‌توانند بیرون از این تحول باقی بمانند.

تا همین چند سال پیش، وقتی از «گردشگری هوشمند» صحبت می‌کردیم، بیشتر توجه‌ها به تجربه گردشگر معطوف بود: رزرو آنلاین، نقشه‌های دیجیتال، پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده یا دسترسی سریع‌تر به اطلاعات. اما حالا مفهوم هوشمندی در حال حرکت به سمت دیگری است: هوشمندشدن خودِ مقصد.

یکی از مهم‌ترین کاربردهای هوشواره در این حوزه، تحلیل و پیش‌بینی جریان گردشگران است. اگر یک مقصد بتواند داده‌های مربوط به ورود و خروج، رزروها، تردد، ظرفیت جاذبه‌ها، زمان‌های اوج بازدید و الگوهای رفتاری گردشگران را در کنار هم قرار دهد، هوش مصنوعی می‌تواند به شناسایی الگوهایی کمک کند که برای انسان به‌سادگی قابل مشاهده نیستند.

این اطلاعات می‌تواند به مدیران مقصد کمک کند پیش از آنکه یک نقطه بیش از ظرفیت خود شلوغ شود، برای آن برنامه‌ریزی کنند. یا گردشگران را به سمت مکان‌ها و زمان‌های کم‌تراکم‌تر هدایت کنند. OECD نیز یکی از ظرفیت‌های مهم هوشواره در گردشگری را همین مدیریت جریان بازدیدکنندگان، بهینه‌سازی منابع و پشتیبانی از تصمیم‌گیری مبتنی بر داده می‌داند.

اهمیت این موضوع در مواجهه با پدیده «گردشگری بیش‌ازحد» یا Overtourism بیشتر می‌شود. برای مثال، اگر یک محوطه تاریخی در ساعات مشخصی با تراکم بالای بازدیدکننده مواجه است، مسئله فقط افزایش تعداد بلیت یا نیروی خدماتی نیست. می‌توان از داده و مدل‌های پیش‌بینی برای توزیع زمانی و مکانی بازدیدها استفاده کرد.

البته اینجا یک تناقض مهم وجود دارد: ‌همان الگوریتمی که می‌تواند گردشگر را از یک نقطه شلوغ دور کند، اگر درست طراحی نشود، ممکن است همه گردشگران را دوباره به همان مقصدهای مشهور هدایت کند. OECD نیز تاکید کرده است که سیستم‌های توصیه‌گر هوشواره در صورت مدیریت نادرست حتی می‌توانند به تشدید تمرکز گردشگران در مقاصد محبوب منجر شوند.

پس «مقصد هوشمند» صرفا مقصدی نیست که فناوری بیشتری در اختیار دارد. مقصد هوشمند، مقصدی است که بتواند از داده برای تصمیم بهتر استفاده کند. چنین تصمیمی فقط به افزایش تعداد گردشگران فکر نمی‌کند، بلکه ظرفیت محیط، زیرساخت، میراث و جامعه محلی را نیز در نظر می‌گیرد. در این نگاه، هدف هوض مصنوعی نباید صرفا گردشگرِ بیشتر باشد، بلکه می‌تواند گردشگریِ بهتر مدیریت‌شده باشد.

اگر مدیریت جریان گردشگران یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی در مقصد است، میراث فرهنگی یکی از حساس‌ترین حوزه‌های آن خواهد بود. موزه‌ها و محوطه‌های تاریخی سال‌هاست از فناوری‌های دیجیتال برای معرفی مجموعه‌ها و بهبود تجربه بازدید استفاده می‌کنند. اما هوشواره می‌تواند این فرایند را یک مرحله جلوتر ببرد: از ارائه اطلاعات متناسب با علاقه هر بازدیدکننده گرفته تا ترجمه و دسترسی چندزبانه، جست‌وجوی هوشمند در مجموعه‌های موزه‌ای و ایجاد روش‌های تازه برای تعامل با آثار و روایت‌های تاریخی.

یونسکو نیز در سال‌های اخیر، نقش هوش مصنوعی در موزه‌ها را به‌عنوان یکی از موضوعات جدی آینده این نهادها بررسی کرده است؛ از افزایش دسترسی و بهبود تجربه بازدیدکننده گرفته تا مدیریت مجموعه‌ها و استفاده از فناوری برای حفاظت و تفسیر میراث.

تصور کنید بازدیدکننده‌ای وارد یک موزه می‌شود و به جای آنکه فقط فهرستی ثابت از اشیا را ببیند، بتواند بر اساس علاقه خود، مسیر متفاوتی را در میان مجموعه انتخاب کند. یک نفر ممکن است به معماری علاقه‌مند باشد، دیگری به تاریخ اجتماعی و فردی دیگر به فناوری‌های باستانی. هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات گسترده موزه را متناسب با این علایق سازمان‌دهی و ارائه کند.

در حوزه میراث نیز کاربردهای هوشواره می‌تواند فراتر از تجربه بازدید باشد. تحلیل تصاویر و داده‌های تاریخی، مستندسازی دیجیتال، پایش وضعیت برخی آثار و بناها و کمک به شناسایی تغییرات، از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند در آینده نقش بیشتری پیدا کنند. اما اینجا باید یک مرز بسیار جدی را حفظ کرد: هوش مصنوعی نباید به جای متولی میراث، روایت تاریخی تولید کند.

میراث فرهنگی با یک محصول تجاری معمولی تفاوت دارد. وقتی یک سامانه هوشواره‌ درباره یک بنای تاریخی، یک شیء موزه‌ای یا یک روایت فرهنگی توضیح می‌دهد، مسئله فقط جذاب‌بودن پاسخ نیست، صحت، منبع، زمینه تاریخی و اصالت روایت نیز اهمیت دارد.

یونسکو نیز در بحث هوش مصنوعی و فرهنگ بر همین پیچیدگی تاکید کرده است: هوش مصنوعی می‌تواند دسترسی و حفاظت از محتوای فرهنگی را تقویت کند، اما همزمان پرسش‌هایی درباره اصالت، سوگیری الگوریتمی، استفاده از محتوای فرهنگی و اعتماد به روایت‌های تولیدشده با هوشواره ایجاد می‌کند.

بنابراین آینده موزه یا محوطه تاریخی، لزوما موزه‌ای نیست که همه‌چیز را به ماشین بسپارد. برعکس، شاید هوشمندترین مدل، مدلی باشد که در آن هوشواره  کارهای محاسباتی و هوش مصنوعی ممکن است تحلیل کند، پیش‌بینی کند، پیشنهاد بدهد و حتی بخشی از کارهای روزمره را انجام دهد، اما گردشگری همچنان صنعتی انسانی است. راهنما، مدیر مقصد، کارمند موزه، فعال محلی و بسیاری از مشاغلی که امروز تعریف شده‌اند، احتمالا در برابر این فناوری حذف نمی‌شوند، بلکه وظایف و مهارت‌هایشان تغییر خواهد کرد.

در گردشگری مجهز به هوش مصنوعی، کدام بخش از کار را می‌توان به ماشین سپرد و کدام بخش همچنان به انسان نیاز دارد؟

انتهای پیام/