سه ماه کلاس زبان رفتم، اما هنوز نمی‌توانستم انگلیسی حرف بزنم؛ مشکل کجا بود؟

سه ماه کلاس زبان رفتن روی کاغذ باید زمان کافی برای دیدن یک تغییر محسوس باشد؛ اما برای خیلی از زبان‌آموزها ماجرا این‌طور پیش نمی‌رود. ممکن است در این مدت چندین درس گرامر خوانده باشند، لغات زیادی یاد گرفته باشند و حتی تکالیفشان را منظم انجام داده باشند، اما وقتی نوبت به صحبت کردن انگلیسی […]

سه ماه کلاس زبان رفتن روی کاغذ باید زمان کافی برای دیدن یک تغییر محسوس باشد؛ اما برای خیلی از زبان‌آموزها ماجرا این‌طور پیش نمی‌رود. ممکن است در این مدت چندین درس گرامر خوانده باشند، لغات زیادی یاد گرفته باشند و حتی تکالیفشان را منظم انجام داده باشند، اما وقتی نوبت به صحبت کردن انگلیسی می‌رسد، جمله‌ها به‌سختی شکل می‌گیرند. مشکل همیشه از کم‌کاری زبان‌آموز نیست؛ گاهی روش تدریس، فرصت کم برای مکالمه، تعداد زبان‌آموزان کلاس یا حتی انتخاب نادرست دوره باعث می‌شود مسیر یادگیری آن‌طور که باید پیش نرود. به همین دلیل، انتخاب یک آموزشگاه زبان تهران فقط به شهریه یا تعداد دوره‌ها محدود نمی‌شود. کیفیت استاد، شیوه آموزش مکالمه، تعیین سطح دقیق و میزان تمرین Speaking از عواملی هستند که می‌توانند تفاوت بین «کلاس زبان رفتن» و «واقعاً زبان یاد گرفتن» را رقم بزنند.

سه ماه گذشت؛ چرا هنوز برای گفتن یک جمله ساده انگلیسی مکث می‌کردم؟

سه ماه گذشته بود و تقریباً هر چیزی که برای یک زبان‌آموز تازه‌کار لازم بود، روی کاغذ داشتم؛ چندین درس گرامر خوانده بودم، لغات جدید یاد گرفته بودم و حتی بعضی جمله‌ها را آن‌قدر دیده بودم که معنی‌شان را بدون فکر کردن می‌دانستم. اما یک مشکل همچنان سر جای خودش بود: وقتی کسی از من یک سؤال ساده انگلیسی می‌پرسید، برای جواب دادن مکث می‌کردم.

دلیلش را بعدها بهتر فهمیدم. دانستن زبان با توانایی استفاده از آن در لحظه یکی نیست. ممکن است قواعد را بلد باشیم، اما اگر در کلاس زبان فرصت کافی برای صحبت کردن، شنیدن و ساختن جمله نداشته باشیم، مغز در موقعیت واقعی برای پیدا کردن کلمات و کنار هم گذاشتن آن‌ها زمان می‌خواهد.

اینجا بود که متوجه شدم انتخاب کلاس زبان فقط به کتاب یا تعداد جلسات محدود نمی‌شود. روش تدریس استاد، میزان تمرین مکالمه، فضای کلاس و حتی تعداد زبان‌آموزان می‌تواند روی پیشرفت Speaking تأثیر بگذارد. در واقع، یک آموزشگاه زبان خوب باید مسیری ایجاد کند که زبان‌آموز فقط انگلیسی را «مطالعه» نکند؛ بلکه از همان جلسات ابتدایی، آن را به کار بگیرد.

هر جلسه گرامر می‌خواندم، اما چرا فرصتی برای حرف زدن نداشتم؟

مشکلات کلاس زبان در آموزشگاه

۱. کلاس بیشتر برای «دانستن» بود تا «استفاده کردن»

یادم هست یک جلسه نزدیک به یک ساعت درباره زمان‌های انگلیسی صحبت کردیم. مدرس مثال می‌زد، ما هم می‌نوشتیم و تمرین‌های کتاب را حل می‌کردیم. آخر کلاس احساس می‌کردم چیزهای زیادی یاد گرفته‌ام؛ اما اگر همان لحظه کسی از من می‌خواست با همان گرامر چند جمله بگویم، دوباره مکث می‌کردم. بعدها فهمیدم یادگیری گرامر به‌تنهایی برای تقویت مکالمه کافی نیست. کلاس زبان باید فرصتی برای استفاده از آموخته‌ها، ساختن جمله و تمرین Speaking هم ایجاد کند.

۲. تعداد زیاد زبان‌آموزان، سهم هر نفر از مکالمه را کم می‌کرد

در کلاس‌های شلوغ، حتی اگر استاد زبان انگلیسی روش تدریس خوبی داشته باشد، زمان محدودی برای صحبت کردن هر زبان‌آموز باقی می‌ماند. گاهی کل جلسه منتظر می‌ماندم تا نوبتم برسد و وقتی نوبت من می‌شد، فقط چند جمله کوتاه فرصت داشتم. این موضوع باعث شد متوجه شوم هنگام انتخاب آموزشگاه زبان تهران، فقط نام دوره و کتاب اهمیت ندارد؛ تعداد نفرات کلاس و میزان مشارکت واقعی زبان‌آموزان هم باید بررسی شود.

۳. تمرین مکالمه به تکلیف خانه موکول شده بود

مشکل دیگری که دیر متوجهش شدم این بود که بیشتر تمرین‌ها نوشتاری بودند. شب‌ها لغت حفظ می‌کردم و تمرین گرامر انجام می‌دادم، اما کمتر پیش می‌آمد مجبور شوم درباره یک موضوع واقعی به انگلیسی صحبت کنم. در حالی که مکالمه هم مثل هر مهارت دیگری با تمرین مداوم شکل می‌گیرد. اگر هدف از کلاس زبان انگلیسی، صحبت کردن روان‌تر باشد، تمرین شنیداری و مکالمه باید بخشی از خود کلاس باشد، نه کاری که فقط به بعد از کلاس موکول شود.

۴. دوره‌ای را انتخاب کرده بودم که با هدف واقعی من هماهنگ نبود

من در ابتدا فقط می‌خواستم «انگلیسی‌ام بهتر شود» و همین هدف مبهم باعث شد دوره‌ای را انتخاب کنم که دقیقاً برای نیازم طراحی نشده بود. بعد فهمیدم کسی که هدفش مکالمه روزمره است، الزاماً به همان مسیری نیاز ندارد که برای آیلتس یا مهاجرت آماده می‌شود. یک آموزشگاه زبان خوب باید قبل از شروع دوره، سطح و هدف زبان‌آموز را جدی بگیرد؛ چون تعیین سطح دقیق و انتخاب دوره مناسب می‌تواند از همان ابتدا مسیر یادگیری زبان را کوتاه‌تر و مؤثرتر کند.

اول‌های کلاس فکر می‌کردم شلوغ بودن کلاس یعنی آدم‌های بیشتری برای تمرین و یادگیری دارم؛ اما بعد از چند جلسه فهمیدم ماجرا همیشه این‌طور نیست. حدود بیست نفر در کلاس بودیم و وقتی استاد سؤال می‌پرسید، قبل از اینکه نوبت به من برسد چند نفر دیگر جواب داده بودند. گاهی هم برای اینکه زمان کلاس از دست نرود، استاد خودش پاسخ درست را می‌گفت و سراغ تمرین بعدی می‌رفت.

نوبت من برای صحبت کردن کی می‌رسید؟ ماجرای کلاس‌های شلوغ زبان

اول‌های کلاس فکر می‌کردم شلوغ بودن کلاس یعنی آدم‌های بیشتری برای تمرین و یادگیری دارم؛ اما بعد از چند جلسه فهمیدم ماجرا همیشه این‌طور نیست. حدود بیست نفر در کلاس بودیم و وقتی استاد سؤال می‌پرسید، قبل از اینکه نوبت به من برسد چند نفر دیگر جواب داده بودند. گاهی هم برای اینکه زمان کلاس از دست نرود، استاد خودش پاسخ درست را می‌گفت و سراغ تمرین بعدی می‌رفت.

مشکل اصلی زمانی خودش را نشان داد که متوجه شدم در یک جلسه نود دقیقه‌ای، شاید فقط چند دقیقه واقعاً انگلیسی صحبت می‌کنم. در حالی که هدفم تقویت مکالمه و Speaking بود، بیشتر زمان کلاس صرف گوش دادن به توضیحات استاد، نوشتن و حل تمرین می‌شد.

آن تجربه به من یاد داد هنگام انتخاب آموزشگاه زبان تهران، فقط به ساعت برگزاری کلاس یا شهریه توجه نکنم. تعداد زبان‌آموزان، امکان مشارکت همه افراد، فعالیت‌های دونفره و گروهی و زمانی که استاد برای اصلاح اشتباهات هر زبان‌آموز اختصاص می‌دهد، اهمیت زیادی دارد.

کلاس شلوغ لزوماً کلاس بدی نیست؛ اما اگر فرصت صحبت کردن در آن کم باشد، ممکن است برای کسی که هدفش مکالمه انگلیسی است، انتخاب مناسبی نباشد. گاهی یک کلاس با تعداد نفرات کمتر، فرصت بیشتری برای حرف زدن و تمرین واقعی زبان فراهم می‌کند.

وقتی استاد خوب باشد، چه چیزی در تجربه یادگیری زبان تغییر می‌کند؟

بعد از چند ماه فهمیدم مشکل فقط تعداد کلاس‌ها یا حجم کتاب نبود؛ استاد زبان هم نقش مهمی در تجربه یادگیری دارد. یک استاد خوب فقط گرامر را توضیح نمی‌دهد و منتظر نمی‌ماند زبان‌آموز تمرین‌های کتاب را حل کند. او باید کاری کند که زبان‌آموز کم‌کم از «فهمیدن انگلیسی» به «استفاده کردن از انگلیسی» برسد.

برای اینکه هنگام انتخاب کلاس زبان یا آموزشگاه زبان تهران، فقط تحت تأثیر تعریف و تبلیغات قرار نگیریم، می‌توانیم چند معیار ساده را بررسی کنیم:

چیزی که باید بررسی کنیم یک استاد مناسب چه کاری انجام می‌دهد؟
فرصت مکالمه فقط خودش صحبت نمی‌کند و زمان کافی برای Speaking زبان‌آموزان ایجاد می‌کند.
اصلاح اشتباهات اشتباهات را به شکلی اصلاح می‌کند که زبان‌آموز از صحبت کردن نترسد.
روش تدریس گرامر و لغات را با موقعیت‌های واقعی و کاربردی آموزش می‌دهد.
توجه به سطح زبان‌آموز تمرین‌ها را متناسب با سطح و توانایی افراد انتخاب می‌کند.
تعامل در کلاس از فعالیت‌های دونفره، گروهی، مکالمه و پرسش‌وپاسخ استفاده می‌کند.
بازخورد فقط نمره نمی‌دهد؛ مشخص می‌کند زبان‌آموز دقیقاً در چه مهارتی باید پیشرفت کند.
ایجاد اعتمادبه‌نفس فضای کلاس را طوری می‌سازد که زبان‌آموز از اشتباه کردن و حرف زدن نترسد.

در نهایت، استاد خوب کسی نیست که فقط مطالب بیشتری در یک جلسه تدریس کند؛ کسی است که باعث شود زبان‌آموز بیشتر فکر کند، بیشتر صحبت کند و اشتباهاتش را بهتر بشناسد. به همین دلیل، هنگام مقایسه آموزشگاه‌های زبان، کیفیت مدرس و شیوه برگزاری کلاس باید در کنار شهریه، برنامه آموزشی و تعداد زبان‌آموزان بررسی شود.

اگر به سه ماه قبل برمی‌گشتم، این بار قبل از ثبت‌نام عجله نمی‌کردم که فقط یک کلاس زبان پیدا کنم. اول از خودم می‌پرسیدم دقیقاً برای چه چیزی می‌خواهم زبان یاد بگیرم و قرار است در پایان دوره چه کاری را بتوانم بهتر انجام دهم؛ مکالمه روزمره، آمادگی برای آزمون، مهاجرت یا فقط تقویت زبان عمومی.

بعد از تجربه‌ای که داشتم، این چک‌لیست برایم مهم‌تر از هر تبلیغی بود:

قبل از ثبت‌نام چه چیزی را بررسی کنم؟ چرا اهمیت دارد؟
تعیین سطح زبان مشخص می‌کند از چه سطحی باید یادگیری را شروع کنم.
روش تدریس استاد فقط آموزش گرامر مهم نیست؛ تمرین مکالمه و Speaking هم باید جدی گرفته شود.
تعداد زبان‌آموزان کلاس هرچه فرصت مشارکت بیشتر باشد، امکان تمرین مکالمه هم بیشتر می‌شود.
محتوای دوره باید با هدف من، مثلاً مکالمه، مهاجرت یا آیلتس، هماهنگ باشد.
تمرین شنیداری و گفتاری زبان فقط با حفظ لغت و حل تمرین پیش نمی‌رود.
بازخورد مدرس باید بدانم کجا اشتباه می‌کنم و چطور می‌توانم بهتر صحبت کنم.
برنامه آموزشی آموزشگاه مسیر پیشرفت باید مشخص باشد، نه اینکه فقط از یک ترم به ترم بعد برویم.

 

بعد از تجربه آن سه ماه، معیارهایم هم کاملاً تغییر کرده بود. این بار به جای اینکه فقط اسم آموزشگاه یا میزان شهریه را مقایسه کنم، درباره تعیین سطح، شیوه تدریس استاد، تعداد زبان‌آموزان، میزان تمرین مکالمه و ساختار دوره تحقیق می‌کردم.

در میان گزینه‌هایی که بررسی کردم، آموزشگاه زبان انگلیسی گات هم یکی از مجموعه‌هایی بود که آن را با همین معیارها نگاه کردم؛ نه به خاطر اینکه صرفاً نامش را جایی دیده بودم، بلکه چون برایم مهم شده بود بدانم یک آموزشگاه دقیقاً چه مسیری برای زبان‌آموز در نظر گرفته است و آیا آن مسیر با هدف من همخوانی دارد یا نه.

این بار یاد گرفته بودم که انتخاب آموزشگاه زبان تهران نباید از سؤال «کجا ثبت‌نام کنم؟» شروع شود؛ سؤال درست این است: «کدام کلاس می‌تواند من را به هدفی که برای یادگیری زبان دارم، نزدیک‌تر کند؟»

همین تغییر نگاه، شاید مهم‌ترین چیزی بود که از سه ماه تجربه ناموفقم یاد گرفتم؛ اینکه قبل از انتخاب آموزشگاه، باید اول هدفم را بشناسم و بعد ببینم کدام محیط آموزشی واقعاً برای رسیدن به آن هدف مناسب‌تر است.