با نگاهی به خلاصه تاریخ ایران درمییابیم که شاپور اول جانشین اردشیر بابکان و دومین پادشاه سلسلهی ساسانیان بود که بر ایران حکومت کرد. او در دورهی حکمرانیاش، ضمن جنگهای متوالی با رومیان، بینالنهرین و حران و نصیبین و انطاکیه را به تصرف خود درآورد. از مهمترین اقدامات این پادشاه ساسانی اسیرکردن والِرین، امپراتور روم و همچنین، فتح ارمنستان و افزودن آن به قلمروی ایران محسوب میشود.
با مرور فشرده تاریخ ایران میبینیم شاپور نخست پس از اردشیر بابکان بر تخت نشست و دومین شهریار ساسانی شد. دوران فرمانروایی او با رشتهای از نبردها علیه روم همراه بود که به تصرف بینالنهرین، حران، نصیبین و انطاکیه انجامید. از کامیابیهای شاخص این پادشاه میتوان به اسیر گرفتن والِرین، امپراتور روم، و نیز تسخیر ارمنستان و پیوستن آن به قلمرو ایران اشاره کرد.
در ادامه، ضمن معرفی دقیقتر شاپور، به کارنامه سیاسیـنظامی او، رخدادهای مذهبی آن عصر، یادگارها و نکات تکمیلی میپردازیم.
شاپور نخست، دومین شاهنشاه ساسانی، بنا بر گمانهها در سال ۲۴۰ یا ۲۴۱ میلادی جانشین پدرش اردشیر بابکان شد. او پیش از تاجگذاری نیز در اداره کشور کنار پدر نقش داشت؛ تدبیری که ظاهراً برای سامان دادنِ بیحاشیه به موضوع جانشینی و با توجه به وجود دیگر شاهزادگان اندیشیده شد.
همکاری شاپور با اردشیر را از سنگنگارههای پیرچاوش در سلماس (آذربایجان غربی) درمییابیم؛ نگارهای که صحنهای از پیروزی ایرانیان بر رومیان را نشان میدهد و در آن اردشیر و ولیعهدش شاپور نقش بستهاند.
شاپور برای بسط مرزهای ایران سه دور با رومیان جنگید. روایت این کارزارها در پی میآید:
پیش از شاپور، اردشیر با فتح هترا ضربهای سخت به روم وارد کرده بود و همین امر پس از درگذشت او آتش تنشها را شعلهورتر ساخت. در سال ۲۴۳ میلادی، گوردیان سوم از انطاکیه آهنگ سوریه کرد و با گذر از فرات، در نبرد رأسالعین (راسائنا) توانست برخی شهرهای تحت اختیار ساسانیان مانند حران و نصیبین را بازپس گیرد.
او سپس به آسورستان رفت و قصد حمله به تیسفون، پایتخت ساسانیان، را داشت. در شمال تیسفون و نزدیکی مشیک، سپاه ایران به فرماندهی شاپور راه را بر او بست. نتیجه کارزار، پیروزی ایرانیان و کشتهشدن امپراتور بود و از همین رو شاپور نام «پیروز شاپور» را بر مشیک نهاد.
به روایت نویسندگان رومی، نقش دسیسه فرمانده گارد، فیلیپ عرب، در مرگ امپراتور پررنگ بود. فیلیپ در ۲۴۴ میلادی با شاپور صلح کرد؛ بر پایه این پیمان، میانرودان و ارمنستان به ایران واگذار شد و رومیان در برابر آزادی اسیران خود غرامت پرداختند. همچنین بهای نگهداری دژهای قفقاز که پیشتر از روم گرفته میشد، به ایرانیان رسید.
ارمنستانِ بزرگ بهسبب موقعیت ویژهاش از روزگار اشکانیان محور کشاکش ایران و روم بود. پس از صلح ۲۴۴، پیوند فیلیپ با شاه اشکانی ارمنستان گسست و ساسانیان که از عهد اردشیر برای این سرزمین میکوشیدند، پس از مرگ خسرو بزرگ (۲۵۳ میلادی) آن را به تصرف درآوردند. دستیابی به ارمنستان پایگاهی برای یورشهای پیدرپی شاپور به قفقاز فراهم آورد.
به سبب سیاستهای مداخلهجویانه روم در ارمنستان، صلح ۲۴۴ پایدار نماند. شاپور میان سالهای ۲۵۲ تا ۲۵۳ میلادی دور دوم نبردها را آغاز کرد. با وجود تهدیدهایی که در مرزهای شرقی پدید آمد، او جبهه غربی را وانگذاشت؛ پایداریای که به فتح نصیبین انجامید. سپس در نبرد باربالیسوس یکی از نیرومندترین سپاههای روم را درهم شکست.
او آنگاه ۳۶ شهر رومی را گرفت، انطاکیه را محاصره کرد و به قلمرو ایران افزود. پس از انطاکیه، شهر مرزی دورا اروپوس زیر محاصره رفت؛ ایرانیان با کندن تونل و بهرهگیری از آمیختهای قیر و گوگرد و کشتن نگهبانان، آن را نیز به سرزمین خود پیوستند.
در این دوره، والِرین بر تخت امپراتوری روم بود. او که از فتوحات ساسانیان خشمگین بود، در ۲۵۴ میلادی به ایران تاخت و انطاکیه را بازستاند.
شاپور در ۲۶۰ میلادی شهرهای حران (کاره) و ادسا را گرفت. سپاه والرین در ادسا با ایرانیان روبهرو شد؛ شاپور رومیان را شکست داد و خودِ امپراتور را به اسارت گرفت. سپس بار دیگر انطاکیه را محاصره و فتح کرد و کیلیکیه و بزرگترین شهر کاپادوکیه، یعنی قیصریه، را نیز در اختیار گرفت.
آغاز پادشاهی شاپور همزمان با ظهور مانی بود. مادر او از تبار اشکانیان بود و گمان میرود پدرش نیز به همان دودمان وابسته بوده باشد. مانی در عهد اردشیر به هند سفر کرد و پس از بازگشت، آیینی دوگانهگرا را با بهرهگیری از اصطلاحات زرتشتی ترویج داد؛ امری که به گسترش مزدیسنا در سده سوم میلادی انجامید.
شاپور با مانی مدارا کرد و به درخواست او اجازه داد پیروانش آزادانه تبلیغ کنند، در سراسر سرزمینهای ساسانی سفر کنند و با احترام مورد پذیرش قرار گیرند. این خواسته پذیرفته شد.
در کنار مانی، کرتیر نیز در این دوره قدرت گرفت. از آنجا که نیاکان اردشیر موبد بودند، پیوند حکومت و دین مزدیسنا از همان آغاز ساسانی برقرار بود. کرتیر، بهعنوان پیشوای عالی روحانیان (موبد موبدان)، این پیوند را به ابزاری سیاسی بدل ساخت؛ برخی مورخان البته مقام او را در روزگار شاپور «هیربدی» دانستهاند. کرتیر با مانی سرِ مخالفت داشت.
اداره امور دینی را شاپور به کرتیر سپرد. این موبد در روزگار شش پادشاه، از اردشیر تا نرسه، زیست و پیوسته در منصب اثرگذار خویش ماند.
گمان میرود شاپور نخست در سیویکمین سال پادشاهی، یعنی ۲۷۰ یا ۲۷۱ میلادی، درگذشته باشد. شواهد حکایت از آن دارد که او بر اثر بیماری در بیشاپور جان سپرد؛ گزارشی که از کتاب قبطیِ مانویان برداشت میشود.
از دستاوردهای مهم شاپور، بنیاد نهادن شهرهای تازه بود؛ میراثی که هنوز نام او را زنده نگه داشته است. از میان آنها میتوان به نمونههای زیر اشاره کرد:
این شاه ساسانی علاوه بر تأسیس شهرها، به مرمت و آبادانی نقاط موجود نیز پرداخت؛ از جمله در «پیروز شاپور» که به انبار تدارکات و مرکز گردآوری مهمات و آذوقه بدل شد.
از دیگر یادگارهای او سنگنوشته کعبه زرتشت، غار شاپور و نگارههای نقش رستم، حاجیآباد، تنگ براق و… است که شهرت بسیار دارند.
بر مبنای منابع تاریخی، ایران در عهد هخامنشی به اوج قدرت و گستره جغرافیایی خود رسید. پس از آن سلوکیان و سپس اشکانیان زمام امور را در دست گرفتند؛ اما تقسیم قلمرو در دوره اشکانی و اداره نواحی بهدست حاکمان محلی از اقتدار مرکزی کاست. با روی کار آمدن ساسانیان، بهویژه در عصر شاپور نخست، کشور بار دیگر به سطحی از توان و انسجام نزدیک به روزگار هخامنشی دست یافت.
«دستی بر ایران» با معرفی این شهریار ساسانی میکوشد پیوند ما با داشتههای تاریخیمان را نیرومندتر کند؛ چراکه ملتی بیدانش از گذشته، لغزشهای پیشین را دوباره تجربه خواهد کرد.
پرسش و پاسخهای زیر برای فهم بهتر محتوای این نوشته تنظیم شدهاند. خوشحال میشویم دیدگاهها و نکتههای شما را هم بدانیم.
بله؛ در سومین دوره رویارویی با رومیان، والِرین به اسارت شاپور درآمد.
این نبرد با پیروزی ایران پایان یافت و والرین اسیر شد.
فتح ارمنستان نقطه عطفی در فتوحات او بود و زمینه تاختوتازهای پیاپی به قفقاز را فراهم کرد.
استاندار خوزستان با تقدیر از وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی، نیرو و کشور به دلیل همکاری برای برگزاری رویداد هنرهای تجسمی فجر، بر ضرورت مدیریت مصرف آب در همه بخشهای صنعت، خدمات و مصارف روزانه تأکید کرد و رسالت هنرمندان را در این مسیر اساسی و کارساز خواند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین آغاز به کار هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر در شوشتر، آب را امری قدسی و فراتر از یک عنصر مادی دانست و تاکید کرد: هنر ایرانی از دیرباز با آب عجین بوده و سازههای آبیتاریخی شوشتر جلوهای درخشان از این پیوند تاریخی است.
خدمات ماندگار زندهیاد عبدالکریم بهنیا، آبشناس برجسته و ملقب به «پدر علم قنات ایران»، در حاشیه هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر تجلیل شد.
هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر با شعار «سرزمین من/ ایران، تجسم آب» شامگاه چهارشنبه در میراثجهانی سازههای آبیتاریخی شوشتر رسماً کار خود را آغاز کرد.
Δ