طی سالهای اخیر، به دلیل افزایش نوسانات و تغییرات اقلیمی، سیلابهای سرگردان، افزایش چشمگیری داشته است. یکی از راهکارهای چارهجویی برای مسئله آب کشور، مهار و استفاده از این سیلابهاست.
خبرگزاری تسنیم؛ گروه اقتصادی ــ دکتر محمدتقی امانپور از شخصیتهای اثرگذار در کشاورزی و منابع طبیعی ایران و از مؤسسان جهاد سازندگی پس از انقلاب اسلامی است. او در تمام دوران فعالیت وزارت جهاد سازندگی، مسئولیت معاونت آموزش و تحقیقات را بر عهده داشت و در این جایگاه، پایهگذار رویکردهای نوینی چون کاربردیسازی پژوهشها و ترویج فناوریهای بومی شد. با هدایت او، پروژه ملی 37 ایستگاه آبخیزداری در اقلیمهای متنوع کشور و با اعتباری گسترده اجرا شد؛ دستاوردی که بهعنوان نقطه عطفی در تاریخ آبخیزداری و مدیریت منابع آب ایران شناخته میشود. دکتر امانپور در عرصه نظری نیز بهعنوان تحلیلگری آیندهنگر، همواره مرجع اندیشه و سیاستگذاری در حوزه توسعه پایدار کشاورزی و حکمرانی آب بوده است. متن زیر، یادداشت هشتم، از سلسلهیادداشتهای این چهره شناختهشده حوزه کشاورزی و منابع طبیعی کشور، در موضوع «آب» است.
بیشتر بخوانید یادداشت امانپور | مصرف بهینه آب، با اصلاح و تقویت خاک گفتوگو| راههای صرفهجویی در مصرف آب کشاورزی با توجه به منابع خاک و بهبود کودها
بیشتر بخوانید
مقدمه
در زمینهی چارهجویی برای چالش آب، تاکنون هفت یادداشت تدوین و منتشر شده است. تمامی این یادداشتها بر معرفی دستاوردهایی متمرکز بودهاند که قابل پیادهسازی با مشارکت مردم و با پشتوانهی علمی معتبر هستند.
از جملهی این دستاوردها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بااینحال، ممکن است برخی صاحبنظران همچنان بر طبل «چالش آب» بکوبند و بر غیرممکن بودن حل آن با مشارکت مردم تأکید کنند، یا آنکه تنها راهکارهای ویژه و خاص خود را مدنظر داشته باشند. چنین افرادی شاید همچنان در انتظار ارائهی راهکارهایی «خاصتر و جالبتر» باشند.
اکنون، برای ایجاد یک همافزایی عملیاتی، در این یادداشت به یک راهکار ملموستر پرداخته میشود؛ راهکاری که برای بسیاری از صاحبنظران قابل درک و فهم است و فناوریهای مرتبط با آن پیشتر در یادداشت نخست بهگونهای بهعنوان دستاورد مطرح شد. این راهکار در قالب چند پروژه معرفی میشود که اجرای آنها میتواند فوریت داشته باشد. پروژههایی که برای طراحان، مجریان و بهرهبرداران، خالق کسبوکار ارزشمند، قابلاجرا و سریع خواهد بود.
پیش از ورود به معرفی این پروژهها، لازم است اندکی به بررسی وضع موجود بپردازیم. ناگفته نماند که در یادداشت هشتم نیز چند پروژهی مهار سیلابهای سرگردان ــ که بهسرعت قابلاجرا هستند ــ معرفی خواهد شد؛ پروژههایی که به برکت عنایت آقا امام هشتم حضرت علیابنموسیالرضا (ع) تدوین شدهاند.
بررسی وضع موجود
امروز کشور با چالش آب روبهروست؛ چالشی که نزاعهای گستردهی بینحوزهای بر سر آب در نقاط مختلف کشور شکل گرفته است.
در استانهای اصفهان، کهگیلویه، چهارمحال، قزوین، البرز، تهران، سمنان و همچنین استانهای حاشیهی دریای خزر و شرق کشور، همگی در پی یافتن راهکاری برای انتقال آبهای بینحوزهای هستند. تغییر مداوم مدیران و حکمرانان، همراه با کماطلاعی افراد تازهمسئول از سوابق، این چالشها را بهطرزی مضاعف تشدید میکند.
بهعنوان نمونه، در قزوین ــ استانی که مقام معظم رهبری طی 25 سال گذشته همواره بر توسعهی پایدار آن تأکید کردهاند ــ بخشی از نیاز آبی از سد طالقان تأمین میشود. اما سهمیهی این آب که در ابتدا 270 میلیون مترمکعب در سال بود، بهتدریج کاهش یافته و اکنون به 90 میلیون مترمکعب سالیانه رسیده است. دستاندرکاران در تلاشاند تا با جذب منابع مالی دولتی در حدود 15 تا 30 همت، آب موردنیاز استان را از دیگر حوزههای بیناستانی تأمین کنند؛ درحالیکه چنین بودجه و مجوزی عملاً قابل دستیابی نیست. افزون بر این، استانهای تهران و البرز آمادهاند تا هر ظرفیت آبی از این دست را قبضه کنند.
درگیریها و نزاعهای مشابه بیناستانی در مناطق دیگر نیز وجود دارد. این درحالیست که سیلابهای سرگردان در بسیاری از استانهای پرآب و کمآب کشور بهطور کامل از دست میرود. در گلستان، سیلابهای مخرب همچنان جولان میدهند. در کارون، با آورد سالیانهی 20 میلیارد مترمکعب و مدیریت تنها 8 میلیارد مترمکعب آن در 4 سد، مازاد سیلابها به میزان 12 میلیارد مترمکعب مستقیماً به خلیج فارس ریخته میشود.
همچنین در استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر حدود 17 میلیارد مترمکعب سیلاب وحشی رها میشود که سرانجام به دریای عمان و خلیج فارس تقدیم میگردد. بااینحال، در عوضِ این منابع عظیم، با صرف 20 میلیارد دلار (قابل افزایش تا 30 میلیارد دلار) کمتر از 2 میلیارد مترمکعب آب شور و آلودهی دریا شیرین شده و به ایران مرکزی منتقل میشود.
پس پرسش اساسی این است: چالش آب چگونه میتواند در کوتاهمدت با مهار سیلابها چارهجویی شود؟ برای پاسخ به این مسئله، ما با انجام بازدیدها و مطالعات میدانی در نقاط مختلف کشور، هرجا سیلاب سرگردانی را قابل بهرهبرداری بیابیم، راهکارهای عملی ارائه خواهیم کرد.
راهکارهای فوری، اقتصادی و قابل اجرا
1) گام نخست در ایران مرکزی
آنچه سبب شده است صنایع کشور بهسوی شیرینسازی و انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، با هزاران کیلومتر لولهگذاری و هزینهای بالغ بر 20 میلیارد دلار (قابل افزایش تا 30 میلیارد دلار) اقدام کنند، فریاد کمبود آب موردنیاز برای صنعت، شرب و کشاورزی در ایران مرکزی است.
این درحالیست که در شهرستان خور و بیابانک، طی 15 سال گذشته با اجرای چندین پروژهی آبخیزداری و آبخوانداری سالیانه حدود 50 میلیون مترمکعب سیلاب مهار و منطقه آباد و سیراب شده است. هماکنون نیز ظرفیتی از سیلاب قابل مهار وجود دارد که بسته به سالهای پرباران یا کمباران، بین 30 تا 70 میلیون مترمکعب و بهطور متوسط حدود 50 میلیون مترمکعب در سال، به بیابانهای جندق سرازیر و در آنجا تبخیر میشود؛ درحالیکه در مناطق مجاور، فریاد «العطش» بلند است.
در همین منطقه، حدود 9 مسیل این سیلابها را جمعآوری کرده و در نهایت در قالب یک مسیل ــ که مردم آن را «نُهاو» (بهمعنای 9 آب) مینامند ــ به هم میپیوندند و بهسوی بیابانها روانه میشوند تا به تباهی و تبخیر سپرده شوند.
با یک مطالعهی اولیه، امکانپذیری مدیریت جامع زیرحوضههای آبخیز و سپس تهیهی سند مدیریت جامع فراهم است. پس از آن، اجرای اقدامات آبخیزداری، با اولویت احداث یک سد در خروجی سیلابهایی که از حوضهی بالادست به مناطق بیابانی سرازیر میشوند، میتواند زمینهی مهار و بهرهبرداری سریع از سیلابها را فراهم کند. سپس اقدامات تکمیلی تا اتمام تمامی فعالیتهای مستندشده در سند مدیریت جامع ادامه خواهد یافت. در این صورت، آب مهارشده به سفرههای زیرزمینی تغذیه میشود و از طریق قنوات، چشمهسارها و چاههای مجاز میان شهرها و روستاهای اطراف توزیع خواهد شد.
هزینهی چنین اقدامی «کمتر از یک همت» است و تأمین آن طبق مقررات جاری، بهویژه ماده 38 برنامه هفتم، با مشارکت سرمایهگذار مردمی و از طریق تهاتر بهعنوان هزینههای قابلقبول مالیاتی امکانپذیر خواهد بود. فروش آب تولید و تغذیهشده به سفرهها نیز بهعنوان درآمد پایدار سالیانه یک کسبوکار بینظیر را رقم خواهد زد.
چنانچه این اقدامات در قالب سند مدیریت جامع اجرا شود و عرصهی مدیریتشده وفق مقررات به سرمایهگذار واگذار گردد، یک معاملهی چندسرسود شکل میگیرد. زیرا اصل سرمایه در فرآیند تهاتر بهعنوان هزینههای قابلقبول مالیاتی منظور میشود، و علاوه بر آن، فروش سالیانهی آب تولیدشده درآمدی بادآورده بههمراه دارد.
اکنون میدان، نیازمند یک داوطلب شجاع است که با گفتن «بسمالله» اعلام آمادگی کند تا مطالعهی امکانپذیری انجام، و سپس سند مدیریت جامع تدوین و آمادهی اجرا شود. انشاءالله به همت یک کارآفرین، ایران مرکزی با آبخیزداری و آبخوانداری، با کمترین هزینه، سیراب خواهد شد.
2) گامی بلندتر بهسوی جنوب
برویم بوشهر؛ رودخانهی موند؛ این رودخانهی طغیانی و وحشی، با آورد سالیانهی حدود 1/7 میلیارد مترمکعب و دبی طغیانی نزدیک به 17 هزار مترمکعب در ثانیه (پیش از مدیریت بخشی از سیلابها در سالهای گذشته)، همواره از جمله رودخانههای مورد توجه مرکز تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری کشور برای بهرهبرداری از سیلابها بوده است.
در ادامه، همان شرکت دولتی ــ که اکنون به بخش خصوصی واگذار شده ــ با تجربه و تخصص پیشین خود، در پی مولدسازی منبع آبی موند برآمده است. رودخانهای که پس از عبور از مجاورت کوههای نمک شور شده و به دریا تخلیه میشود. این رودخانه در گذشته میتوانست تا یک میلیارد مترمکعب سیلاب مهارنشده تحویل دهد، و اکنون نیز مهار 500 میلیون مترمکعب سیلاب آن برای بهرهبرداری، کاملاً امکانپذیر است.
ایجاد یک کانال و تونل انتقال، پیش از کوههای نمک، میتواند سیلابها را به دامنهی جنوبی ارتفاعات برساند. در آنجا دشتی ناهموار، با وسعت حدود 15 تا 20 هزار هکتار، آمادهی پذیرش سیلاب است. تأمین 500 میلیون مترمکعب آب در منطقهی اطراف عسلویه، بوشهر، دیر و روستاها و بخشهای پیرامونی، نعمتی بزرگ و با برکت برای نجات صنعت، کشاورزی و شرب مردم خواهد بود. به برکت پخش سیلاب در اراضی یادشده، یک نخلستان بزرگ دیم نیز احداث میشود. افزون بر آن، سفرههای زیرزمینی منطقه تغذیه شده و امکان برداشت پایدار آب از طریق حفر چاه و چشمهسارهای تغذیهشده فراهم خواهد آمد.
کافی است وزارت نفت بهعنوان مشتری نخست، برای عقد قرارداد خرید آب اعلام آمادگی کند. آنگاه، سرمایهگذار آغازگر مطالعه و تهیه سند مدیریت جامع حوضه آبخیز موند خواهد شد و همزمان، عملیات انتقال سیلاب، آبخوانداری، حفر چاه و احداث نخلستان آغاز میگردد.
منطقهی مذکور میتواند به یک مدل نوآورانه برای توسعهی پایدار دریامحور بدل شود؛ تمدنی نوین و قابل اجرا در دامنهی جنوبی ارتفاعات مشرف به سواحل تشنه و خشک، که بهسرعت به بهشتی آباد تبدیل خواهد شد. بهشتی که علاوه بر تأمین حجم قابل توجهی آب ارزان، زمینهی توسعهی پایدار کشاورزی، ایجاد بزرگترین نخلستان جهان و فرصتهای بیمانند برای گردشگری را فراهم میکند؛ فرصتهایی که هر یک میتواند بستر جذب و فعالسازی سرمایهگذاریهای تازه باشد.
نیازی به 20 میلیارد دلار و هزینههای گزاف نیست؛ سرمایهگذاری مورد نیاز برای تمام این فعالیتها کمتر از 500 میلیون دلار است. آن هم توسط بخش خصوصی و با مشارکت مردم منطقه. دستاورد نهایی نیز تنها تأمین آب نخواهد بود، بلکه تحقق توسعهی پایدار دریامحور در این منطقه خواهد بود.
3) گامی بهسوی سیلابهای مخرب و بزرگتر
برویم جنوبشرق؛ به استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر. این سه استان در مجموع، بهطور متوسط سالیانه حدود 17 میلیارد مترمکعب سیلاب را به خلیج فارس و دریای عمان تخلیه میکنند.
رودخانهی موند در بوشهر نمونهای از این مجموعهی عظیم است که تنها ظرفیتی متوسط را به نمایش میگذارد، اما در صورت مهار و بهرهبرداری، میتواند زمینهساز توسعهی پایدار منطقهای شود. سیستان و بلوچستان نیز از همین جنس است؛ سرزمینی که با وجود صرف اعتبارات فراوان دولتی، نیمهدولتی و خصولتی، و فعالیت دهها گروه خیر، هنوز هیچ مطالعهی کاربردی و جامع بر روی حوضههای آبخیز آن انجام نشده است.
این درحالیست که در دههی هفتاد، دو پروژهی موفق پخش سیلاب توسط جهاد سازندگی در استان اجرا شد؛ پروژههایی که نماد مدیریت کارآمد و فناوری آبخوانداری در ساماندهی سیلابها بودند. بااینحال، امروز همچنان سیلابها رها میشوند و تخریبگر باقی ماندهاند. دو سد بزرگ ساختهشده در استان نیز مرتب سرریز دارند.
گروههایی بدون انجام مطالعهی جامع حوضهی آبخیز، تنها نسبت به مهار اندکی از سیلابها اقدام کردهاند؛ اما همان آب مهارشده نیز بهسرعت تبخیر میشود و نه برای تغذیهی سفرههای زیرزمینی و نه برای فعالیتهای کشاورزی مؤثر، هیچ برنامهریزی دقیقی صورت نگرفته است. این در حالی است که با همان هزینههای صرفشده، امکان بهرهبرداری کارآمد وجود داشت.
اکنون اگر یک سرمایهگذار خصوصی معتبر قدم پیش نهد، با مهار سیلابهای این استانها، امکان تأمین دستکم 5 میلیارد مترمکعب ــ و بهاحتمال فراوان بسیار بیشتر ــ از این سیلابها فراهم خواهد شد. دستاوردی که قابل توجه و تحولآفرین است.
نمونههای این ظرفیت عظیم عبارتند از:
1-3) ایستگاههای پخش سیلاب در سراوان و نیکشهر
این ایستگاهها به همت مرکز تحقیقات منابع طبیعی و امور دام جهاد سازندگی سیستان و بلوچستان و با حمایت، پشتیبانی و تأمین اعتبار از سوی معاونت آموزش و تحقیقات جهاد سازندگی احداث شدهاند. عرصهی پخش سیلاب یکی از آنها با وسعت 700 هکتار و دیگری با وسعت 1200 هکتار است. مطالعات و طراحیهای آنها موجود است و ظرفیت توسعه تا دو برابر و بیشتر را دارند. همچنین قابلیت مولدسازی برای ایجاد نخلستان و الگوسازی توسعهی پایدار کشاورزی با آبیاری سیلابی در این عرصهها وجود دارد.
با رویکرد مولدسازی، پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری کشور بهعنوان متولی، آمادگی دارد این دو ایستگاه را برای سرمایهگذاران اجاره و بهرهبرداری نماید. هریک از این ایستگاهها یک ثروت ملی بیپایان برای الگوسازی مهار سیلابها محسوب میشوند. عرصههای مذکور در مرحلهی توسعهای از 1500 تا 3000 هکتار قابلیت بهرهبرداری دارند و پژوهشکده برای همراهی و مشارکت با سرمایهگذاران آمادگی کامل دارد.
چنین اقدام ملی، توسعهای و خیرخواهانه منجر به رونق کسبوکار در این منطقهی محروم خواهد شد. در حال حاضر، دهها مؤسسهی خیریه در استان فعالیت دارند و همگی به ضرورت توسعهی پایدار آبمحور باور دارند، اما بهدلیل عدم مراجعه به مرجع اصلی برای مشاورهی راهبردی، در سرگردانی بهسر میبرند. فعالسازی این دو ایستگاه میتواند سالیانه صدها میلیون مترمکعب سیلاب را مدیریت کند و در مجموع بیش از 500 میلیون مترمکعب سیلاب را تحت بهرهبرداری قرار دهد. این کار علاوه بر تغذیهی سفرههای پاییندست، امکان توسعهی کشاورزی پایدار، زراعت، باغبانی با آبیاری سیلابی و دیگر فعالیتهای وابسته را فراهم خواهد کرد.
2-3) سدهای احداثشده در استان
در این استان تاکنون 32 سد احداث شده است. مهمترین آنها عبارتاند از:
این سدها مرتب آبگیری میشوند، اما در بسیاری از سالها بخش عظیمی از سیلابها سرریز و هدر میروند. از سوی دیگر، بهدلیل آنکه عملیات آبخیزداری در بالادست آنها انجام نشده است، رگبارهای تند و سیلابهای خروشان، خاکهای رویشی بالادست را بهصورت فرسایشی شسته و به مخزن سد منتقل میکنند. این فرایند موجب انباشت رسوب در مخازن سدها شده و هر سال کارآمدی ذخیرهی آب را کاهش میدهد.
یک مطالعهی امکانپذیری مدیریت جامع در حوزههای بالادست این سدها میتواند راهکارهای نوآورانهای ارائه کند: مولدسازی عرصههای بالادست، تأمین حجم بالاتری از آب در یک فرایند چندماهه، کاهش تبخیر در دریاچهی سد و نیز کاهش انباشت رسوب در مخازن.
3-3) گامی فراتر از نهضت سدسازی در استان
برخلاف جدال رایج میان سدسازان و آبخیزداران، یک سد که بر پایهی مطالعات دقیق و در چارچوب سند مدیریت جامع یک حوضهی آبخیز ساخته شود، در حقیقت بخشی از همان عملیات حسابشده و ارزشمند آبخیزداری است.
اکنون که در این استان 32 سد کوچک، متوسط و بزرگ اجرا شده، اما همچنان رگبارهای تند و بارانهای موسمی بهشدت مخرباند و نزولات را هدر میدهند، آیا زمان آن نرسیده که یک نهضت ملی برای تهیهی اسناد مدیریت جامع حوضههای آبخیز همین 32 سد (در اولویت اول) و دیگر حوضههای آبخیز آغاز شود؟
این نهضت میتواند یک کار مشترک میان پژوهشکده ملی حفاظت خاک و آبخیزداری، جهاد کشاورزی و استانداری سیستان و بلوچستان باشد. به همت استانداری، سرمایهگذاران ملی و استانی و مؤسسات خیریه داوطلب توسعهی کسبوکار فراخوان شوند و کارگاهی آموزشی بهمدت 2 تا 3 روز برگزار گردد. در این کارگاه، مزایا و مراحل مطالعات امکانپذیری، تهیهی اسناد مدیریت جامع، شیوهی تأمین هزینهها، فرایندهای درآمدزایی از تولید و فروش یا تغذیهی آب به سفرهها، و نیز چگونگی توسعهی کسبوکار پایدار آموزش داده شود.
جهاد کشاورزی نیز با ارائهی تسهیلات از طریق صندوق توسعهی سرمایهگذاری در بخش کشاورزی از کلیهی داوطلبان حمایت کند. نحوهی مشارکت کشاورزان و بهرهبرداران فعلی استان در هر یک از حوضهها با شفافیت مشخص شود تا برای آنان مزیتآفرینی گردد.
در این مسیر، یک شرکت خدمات کشاورزی کارآمد شکل گیرد؛ چه بهصورت سهامی خاص و چه با عنوان شرکت تعاونی ملی فراگیر. تمامی کارکنان شاغل و بازنشستهی استانداری، فرمانداریها، بخشداریها، دهداریها، شرکت آب منطقهای، آب و فاضلاب، جهاد کشاورزی و محیطزیست میتوانند سهامدار باشند. این شرکت بهعنوان کارگزار، وظیفهی تسریع در مطالعات امکانپذیری، تهیهی اسناد مدیریت جامع، پشتیبانی خدماتی از شرکتهای طراحی و اجرای عملیات آبخیزداری و سایر اقدامات را برعهده بگیرد و درصدی از درآمد سرمایهگذاران به آن اختصاص یابد.
در این صورت، برای همهی ذینفعان مزیتآفرینی میشود. راه درست آن است که با خلق مزیت برای همگان، منافع همهی دستاندرکاران تأمین شود.
4)پیشبهسوی سیلابهای عظیم و تحولآفرین خوزستان
در این یادداشت ــ همچون یادداشتهای پیشین ــ به سیلابهای خوزستان و بهویژه کارون هم اشاره میشود. آورد متوسط سالیانهی کارون حدود 20 میلیارد مترمکعب است که تنها 8 میلیارد مترمکعب آن توسط چهار سد کارون مدیریت و ذخیره شده و در طول سال برای تولید برق و دیگر مصارف تعیینشده بهکار گرفته میشود. اما باقیمانده، یعنی حدود 12 میلیارد مترمکعب، بیهیچ بهرهبرداری به خلیج فارس تخلیه میگردد.
اینکه در سال جاری حجم سیلابها کمتر یا بیشتر از این مقدار بوده، تأثیری بر اصل موضوع ندارد؛ چراکه ملاک، میانگین بلندمدت مثلاً 30 یا 50 ساله است و نه آمار یک سال خشک یا پر بارش. پرسش اساسی این است: با این سیلابهای عظیم و تحولآفرین چه باید کرد؟ راهکارهای پیشنهادی در پنج محور تقدیم میشود:
1-4) پخش سیلاب و انباشت در سفرههای آب زیرزمینی
با کاهش ارتفاعات و آغاز سردشتها و ورود به دشت وسیع خوزستان، رودخانهی کارون در دو سوی خود آبرفتهای درشتدانه دارد. یاد دکتر سید آهنگ کوثر، پدر آبخوانداری کشور، گرامی باد؛ او با ایجاد ایستگاه تحقیقاتی گره بایگان فسا، فناوری آبخوانداری را در کشور پایهگذاری کرد و الگویی نجاتبخش ارائه داد. سپس، مرکز تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری جهاد سازندگی با حمایت و پرچمداری معاونت آموزش و تحقیقات وزارت جهاد سازندگی، این فناوری را به یک نهضت ملی و جهانی بدل ساخت.
دکتر کوثر در آثار علمی خود ــ از جمله مقالهای که با همراهی گروهی از جهادگران منتشر کرد ــ به آبرفتهای درشتدانهی اطراف کارون با وسعتی حدود 200 هزار هکتار اشاره کرده است. ظرفیتی عظیم و باورنکردنی، هم برای احیای عرصههای مذکور و هم برای تغذیه سفرههای آب زیرزمینی خوزستان.
پرشدن سفرههای زیرزمینی دشت پهناور خوزستان، از یکسو پشتوانهای تمدنی و ضامن توسعهی پایدار کشاورزی استان است و از سوی دیگر، ذخیرهای عظیم برای حفر چاه و انتقال آب به نقاط مختلف کشور. اگر جایی مفهوم انتقال آب بینحوضهای معنای واقعی داشته باشد، همینجاست: انتقال آب از سفرههای پرآبشدهی خوزستان ــ پس از پخش سیلابهای سرریز به خلیج فارس ــ به دیگر مناطق؛ ابتدا شهرستانهای خوزستان، سپس استانهای همجوار و در نهایت مناطق دوردست.
در این صورت، داوطلبان میتوانند از سازمان آب و برق خوزستان آب خریداری کرده و با خطوط انتقال، براساس اولویتهایی که شورای عالی آب و آبخیزداری کشور تعیین میکند، آن را به سرمنزل مقصود برسانند و سقای تشنگان دیگر مناطق شوند.
2-4) مدیریت راهبردی و مهندسی مالی
این طرح عظیم در حقیقت یک پروژهی ملی تأمین و فروش آب است. از اینرو، ضروری است به جزئیات آن پرداخته شود. نخست، پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری کشور باید به یک شرکت مهندسی مدیریت طرح تبدیل شود و شرح خدمات اجرای این پخش سیلاب عظیم را تدوین کند؛ سپس چگونگی واگذاری پروژه ــ چه بهصورت یکجا و چه قطعهای ــ به یک یا چند سرمایهگذار مشخص گردد.
کارفرمای این پروژه سازمان آب و برق خوزستان خواهد بود، با مشارکت جهاد کشاورزی و اداره کل منابع طبیعی استان. اجرای پروژه میتواند از طریق مزایده یا هر روش مناسب دیگری که به تصویب شورای عالی مدیریت جامع حوضههای آبخیز خوزستان به ریاست استاندار برسد، انجام شود.
اینکه کدام شرکت یا داوطلب حاضر است بیشترین مبلغ را برای برداشت هر مترمکعب آب بپردازد، اهمیت دارد. البته با رعایت تمام مراحل کار: از پخش سیلاب تا تغذیه سفرهها، حفر چاه، برداشت و سپس انتقال. هزینههای انتقال و قراردادهای فروش نیز بهعهدهی همان سرمایهگذاران خواهد بود. چنین فرایندی میتواند به یک نهضت ملی برای تأمین آب، خلق ارزش افزوده و انباشت ثروت بدل شود.
3-4) صادرات آب؛ فرصتی فراموشنشده
بیتردید، یکی از پروژهها باید به یک سرمایهگذار اختصاص یابد که با احداث یک کارخانهی معظم تولید آب معدنی بستهبندی در حوالی شوش، شوشتر، دزفول یا اندیمشک، برای کل منطقهی خلیج فارس محصول صادراتی فراهم کند.
منابع مالی حاصل از فروش آب باید در یک صندوق ملی ذیل برنامهی توسعهی پایدار استان خوزستان انباشته شود و سپس در قالب تسهیلات قرضالحسنه و با اتکا به پروژههای سند مدیریت جامع حوضههای آبخیز خوزستان مصرف گردد. بخشی از این منابع (مثلاً 5 تا 7 درصد) میتواند بهعنوان هزینههای کارگزاری به دستاندرکاران پرداخت شود؛ در قالب وام قرضالحسنه، پاداش، اضافهکار یا هر عنوان تشویقی دیگر، تا همگان با اشتیاق بهدنبال ارتقای کارآمدی باشند.
آنگاه دیگر متخصصانی که در پاسخ به درخواست اقدامات مؤثر، تنها نبود منابع مالی را بهانه میکنند، سخنی نخواهند داشت. و حکمرانان محلی، استانی و ملی نیز باید بیاموزند که خلق منابع وظیفهی خودمان است و باید سرمایههای ملی همچون آب و زمین را به منبع خلق ارزش افزوده و حل مسائل تبدیل کرد. انشاءالله با پیگیری و برنامهریزی چنین اقداماتی، سکوتها جای خود را به عمل خواهد داد.
4-4) ابداع و خلق بهشت
خوزستان را همه بهعنوان سرزمینی گرم و خشک میشناسند؛ و آنان که دورترند، همواره مردمان این دیار را در حال «ذوب شدن» یا «برشته شدن» از شدت گرما تصور میکنند. امّا بیمناسبت نیست که سری به شمال خوزستان بزنیم: از دزفول و رامهرمز بالاتر برویم، به باغملک برسیم و از آنجا تا ایذه و نهایتاً مرز استانهای مجاور. در این مسیر، به سرزمین رویایی و محدود اما زیبا به نام دشت سوسن میرسیم؛ دشتی که پیرامون آن انباشتهای از آثار تاریخی از هخامنشیان تا ساسانیان وجود دارد.
این دشت با سد کارون 4 حدود 70 کیلومتر فاصله دارد و طول مسیر رودخانه از کارون 4 تا دشت خوزستان نزدیک به 150 کیلومتر است. در نقاط مناسب این مسیر میتوان با قطعات پیشساختهی بتنی، بندها و سدهای تنظیمی احداث کرد و هد آبی معادل 5 تا 7 متر (و در مواردی حتی 10 متر) پدید آورد. این ارتفاع، امکان تولید برقآبی جریانی را فراهم میسازد؛ فناوری آن امروزه شناختهشده و در دسترس است.
آب خروجی میتواند به استخرهای پرورش ماهی در کنار رودخانه هدایت شود و اطراف هر استخر نیز به مناطق گردشگری بدل گردد. بدینترتیب، افزون بر درآمد حاصل از پرورش ماهی و گردشگری، تنها با فروش برق هزینههای سرمایهگذاری بازخواهد گشت. علاوه بر این، پس از تولید برق و تأیید سازمان بهینهسازی وزارت نفت، تمام هزینههای سرمایهگذاری برای برق بدون مصرف سوخت فسیلی بهعنوان پاداش از وزارت نفت دریافت خواهد شد.
این طرح، یک معاملهی چندسرسود است: هرجا در طول این مسیر 150 کیلومتری سایت گردشگری ایجاد شود، برای «دلسوختگان و برشتهشدگان» گرمای خوزستان، برجباغهایی ساخته خواهد شد. درآمد حاصل از این توسعهی منطقهای برآوردی معادل 500 میلیارد دلار دارد؛ رقمی که در همان صندوق توسعهی پایدار استان تزریق میشود و صرف نوآوریهای موردنیاز برای حمایت از پروژههای سند مدیریت جامع حوضههای آبخیز استان خواهد شد؛ چه در کشاورزی، چه در صنعت و چه در گردشگری.
5-4) قنوات و چشمهسارهای جدید
از پاییندست کارون 4 تا دشت خوزستان، هرجا بندی برای تولید برق جریانی احداث شود، میتوان خطی از انتقال سیلاب ــ با مجوز سازمان آب و برق خوزستان ــ به سمت تپهماهورها و سردشتهای منطقه هدایت کرد. این اقدام ضمن تأمین آب سیلابی برای زراعت و باغبانی، امکان انباشت آب در گودالها و چالههای محلی را نیز فراهم میسازد.
این رویکرد، همانند باغستانهای سنتی قزوین با آبیاری سیلابی باغات دیم، به توسعهی کشاورزی کمک میکند و در عینحال منجر به تغذیهی سفرههای زیرسطحی میگردد. بهمرور زمان، این تغذیهی طبیعی در اراضی پایینتر به ظهور چشمهسارهای جدید خواهد انجامید.
در مناطقی با شیب ملایم، میتوان قناتهای نوآورانه و جدیدالاحداث حفر کرد، و در مناطقی دیگر موجب پرآب شدن قنوات قدیمی شد. این فرایند، به توسعهی پایدار، غنیسازی مراتع، احیای جنگلهای کهن و شکلگیری جنگلهای جدید منجر خواهد شد. به این ترتیب، افزایش دبی خروجی قنوات و چشمهسارها پشتیبان اصلی زراعت و باغبانی سیلابی خواهد بود.
چنین سرزمینی، شایستهی بازمهندسی روستاهای قدیمی و تبدیل بافتهای فرسوده به سکونتگاههای مدرن است. در مناطقی که با سند مدیریت جامع انطباق دارد، میتوان برجباغهای نوآورانه احداث کرد؛ بهشتی سرشار از محصولات زراعی و باغی، دام و طیور، آبزیان و پرورش بوقلمون و گاومیش محلی.
آیا تاکنون تصور کرده بودید چنین برکات نهفتهای در این سرزمین مظلوم و محروم وجود داشته باشد؟ اکنون که این اندیشه آشکار شده، باید برای آن برنامهریزی کرد. قطعاً لازم است ساختارهای ملی و استانی بازمهندسی شوند، نخبگان مجرب و جوانان کارآمد فراخوان گردند و یک همافزایی ملی متکی به سند مدیریت جامع حوضههای آبخیز استان شکل گیرد. آموزش و کسب صلاحیت حرفهای برای دستاندرکاران الزامی است تا کارآمدی در مسئولیتها تضمین گردد. چنین رویکردی در الگوی مدیریت جهادی برای تحول و تمدنسازی پیشبینی شده است.
یک اخطار ضروری
ضروری است مراقبت شود تا صاحبان قدرت و سیاسیکاران در این مسیر مداخلهای فراتر از چارچوبهای سند مدیریت جامع هر حوضهی آبخیز نداشته باشند. طرح دیدگاههای خیرخواهانه نباید بهانهای برای خدشهدار کردن این فرایند علمی و مؤثر گردد.
به همان اندازه که آنان و اطرافیانشان انتظار کسب درآمد دارند، این درآمد با همان رویکرد علمی و دقیق تأمین خواهد شد. بنابراین نیازی به اعمال نفوذ و تغییر در فرآیندها نیست. تمام اقدامات ــ از مطالعهی امکانپذیری مدیریت جامع تا تهیهی سند، طراحی و اجرا ــ باید در مسیر علمی و با مشارکت مردمی، اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی، و نه با بودجههای دولتی، پیش رود.
امید است دستاندرکاران، شعار «همه با هم، جهاد سازندگی» را اینبار بر پایهی جهاد علمی و تقوای الهی سرلوحهی خود قرار دهند؛ یا علی بگویند و با همت بلند، آغازگر تحول و تمدنسازی شوند.
انتهای پیام/
بر اساس ابلاغیه رئیس مجلس به رئیس جمهور، در مورد یکی از مصوبات هییات دولت در خصوص قانون مقررات صادرات و واردات، ممنوعیت واردات برنج در فصل برداشت مغایر با قانون است.
در حالی سالانه حدود ۲۰ درصد برنج وارداتی کشور از پاکستان که شباهت زیادی با برنج ایرانی پرمحصول دارد با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی وارد میشود که بخش عمده این محصول به طور مستقیم به دست مردم نمیرشد و با برنج ایرانی مخلوط و گران تر فروخته میشود.
وزیر جهاد کشاورزی گفت: دو کشور ایران و چین برنامه های مختلفی برای همکاری های علمی و تحقیقاتی مشترکی برای تولید محصولات مختلف از جمله برای تولید برنج و واکسن در ایران دارند.
در پی تشدید خشکسالی برخی نهادهای پژوهشی خواستار بررسی موضوع ضرورت برنامه ریزی برای واردات برخی نهاده های کشاورزی از سوی دولت شدند.
Δ