امروز اگرچه معماری مدرن در تهران با برجهای شیشهای و ساختمانهای سر به فلک کشیده چهرهی شهر را دگرگون کرده است، اما پایتخت ایران پیش از این دگرگونیها، قصبهای کوچک در کنار ری بود. از روزگار صفویان که تهران نخستین گامهای آبادانی را برداشت تا دوران قاجار که به پایتخت برگزیده شد، این شهر همواره در حال پوستاندازی بود.
امروز اگرچه معماری مدرن در تهران با برجهای شفاف و نماهای شیشهای افق شهر را بازتعریف کرده است، این کلانشهر روزگاری آبادی کوچکی در حاشیه ری بود. از نخستین نشانههای آبادانی در عهد صفویه تا گزینش تهران بهعنوان پایتخت در دوره قاجار، شهر پیوسته پوست انداخت و بزرگ شد.
در گذر زمان، نشانههای نوجویی و سبکهای تازه معماری ایرانی کمکم بر بدنه خیابانها نشست و روی سیمای سنتی تهران، لایهای از مدرنیت ظاهر شد. فهم این روند، کلید پیوند میان گذشته تاریخی با اکنونِ معماری مدرن در تهران است.
معماری امروز تهران اغلب به ساختِ بناهایی میاندیشد که دیده شوند؛ رسانهپسند اما با ردّی از هویت ایرانی در خطوط و جزئیاتشان. -فرقانی
معماری امروز تهران اغلب به ساختِ بناهایی میاندیشد که دیده شوند؛ رسانهپسند اما با ردّی از هویت ایرانی در خطوط و جزئیاتشان.
-فرقانی
معماری مدرن ایران مجموعهای از نشانهها و مؤلفهها دارد که شناختشان، فهم بناهای معاصر را روشنتر میکند.
یکی از برجستهترین دگرگونیها در معماری مدرن در تهران، فاصله گرفتن از معماری درونگرای سنتی بود. خانههای قدیم پیرامون حیاط مرکزی شکل میگرفتند و نگاه به درون داشتند؛ در دوران مدرن، ساختمانها با رویکردی برونگرا و ارتباطگیر با بدنه شهر طراحی شدند. این تغییر در مسکونی، اداری، آموزشی و تجاری دیده شد و منظر تهران را بهکلی نو کرد.
ورود مصالح نو به ساختوساز، جهشی بزرگ در معماری معاصر تهران ایجاد کرد. پیشتر خشت، گل، آجر سنتی و گچ غالب بودند؛ از پهلوی به بعد، بتن، سیمان و شیشه فراگیر شدند. بتن و سیمان راه بلندمرتبهسازی ایمن را گشودند و شیشه، نور و شفافیت را به نما آورد. سرعت اجرا بالا رفت و امکان طرحهای خلاقانه فراهم شد.
در معماری کهن، تزئینات ظریف چون کاشی، مقرنس، گچ و آجرکاری نقش داشتند. اما در معماری مدرن تهران، اصلِ کارکردگرایی (Functionalism) پررنگ شد؛ پاسخ به نیاز روزمره در اولویت قرار گرفت و زیبایی از سادگی و تناسبات هندسی زاده شد. بنابراین، بسیاری از بناهای مدرن تهران با خطوط صاف و احجام ساده، کمتزئینتر از عمارتهای سنتیاند.
تهران در قرن بیستم بهسرعت از جریانهای جهانی اثر پذیرفت. حضور معماران خارجی چون آندره گدار و بازگشت معماران ایرانیِ تحصیلکرده در غرب، سبکهایی مانند مدرنیسم اروپایی، گرایشهای آلمانی و سبک بینالمللی (International Style) را با هویت ایرانی آمیخت و بناهایی پدید آمد که هم معاصر بودند و هم آشنا.
برای لمس روند معماری مدرن تهران، مرور نمونههای شاخص تصویر روشنی پیش رو میگذارد:
در ۱۷۸۵ میلادی، آغا محمدخان قاجار تهران را پایتخت ایران کرد. در آغاز، تغییرات معماری محدود و بیشتر پیرامون ارگ سلطنتی بود.
با سلطنت فتحعلیشاه قاجار، رفتوآمد اروپاییان بیشتر شد و نخستین نشانههای معماری مدرن در تهران رخ نمود. انگلیسیها اولین سفارت را در گذر لوطی صالح بازار ساختند و به دنبالشان، فرانسویها، روسها و عثمانیها در عودلاجان بناهایی برپا کردند. هرچند ساده، اما پیامآور تأثیر معماری غربی بودند.
در همان زمان، فتحعلیشاه در ارگ سلطنتی تهران دستور ساخت عمارتهایی مانند خورشید، سروستان، عشرتآیین و خوابگاه را داد. اینها هنوز در چهارچوب معماری ایرانی بودند اما مقدمات تغییر سیمای شهر را فراهم کردند.
افزایش ارتباط با اروپا، اشراف را هم به ساخت خانههای تازه ترغیب کرد. تا پایان عهد او، جمعیت تهران به حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر رسید و شهر از قصبهای کوچک به پایتختی رو به رشد بدل شد.
تهرانِ آغاز سلطنت ناصرالدینشاه هنوز سنتی بود؛ اما اصلاحات گسترده در شهرسازی و معماری—متأثر از اندیشههای امیرکبیر—این دوره را نقطه عطف معماری مدرن در تهران کرد.
در ۱۸۵۱ و به فرمان امیرکبیر، مدرسه دارالفنون ساخته شد؛ نه فقط مرکزی آموزشی، که الگوی ساختوساز مدرن. از اینجا، تهران آرامآرام از قریهای سنتی به شهری نوگرا بدل شد.
شبکهای از خیابانها و میدانهای مدرن شکل گرفت: لالهزار، باب همایون، علاءالدوله، مریضخانه و یوسفآباد با سنگفرشها منظر تازهای ساختند؛ سبزهمیدان و میدانهای نو هم بر نقشه شهر نشستند.
دگرگونیها به اینها محدود نبود:
تهرانِ کوچههای تنگ، در آستانه قرن بیستم بدل به شهری با خیابانها، میدانها و بناهای نو شد.
شتاب نوگراییِ آغازشده در عصر ناصری، در عهد رضاشاه پهلوی بیسابقه شد. معماران ایرانی و خارجی با الهام از معماری ایرانی و سبکهای مدرن غربی چهره تهران را دگرگون کردند. تأسیس نخستین دانشکده معماری (۱۹۴۰) نیز نسل تازهای از معماران را تربیت کرد که بین ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ موتور جنبش معماری مدرن ایران شدند.
معماری پهلوی اول یا «پیشمدرن» با این ویژگیها شناخته میشود:
مدرنسازی در این دوره با احیای هویت تاریخی همراه شد:
گرایش رضاشاه به آلمان و حضور مهندسان آلمانی، ردّی از معماری آلمانی نیز در آثاری چون ایستگاه راهآهن تهران گذاشت.
تهرانِ پهلوی اول، میزبان بناهایی شد که هنوز نشانههای معماری مدرن اولیه بهشمار میآیند:
در عهد پهلوی دوم، موج معماری مدرن در تهران شتاب گرفت. نوگرایی از ادارات فراتر رفت و چهره شهری بهطور همهجانبه تغییر کرد. معماران تحصیلکرده ایرانی با ایدههای تازه، سیمای پایتخت را بازطراحی کردند.
در میانه قرن بیستم، بسیاری از معماران ایرانی تحصیلکرده اروپا و آمریکا به کشور برگشتند. محسن فروغی در ۱۹۴۶ وزارت مالیه را طراحی کرد؛ از نخستین بناهای تماممدرن تهران. پس از او هوشنگ سیحون با بانک سپه، فاصله خود را از تزئینات سنتی بیشتر کرد.
این دوره زیر تأثیر معماری جهانی بود:
فهرستی از مهمترین آثارِ معماری مدرنِ پهلوی دوم:
خانههای مسکونی نیز با پلانهای کارکردی و مصالح نو، جای الگوهای سنتی را گرفتند.
دهههای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ آغاز بلندمرتبهسازی بود. تا آن زمان، تهران با خانههای حیاطدار شناخته میشد. از اواخر دهه ۱۹۴۰، تلاش برای بناهای مرتفع جدی شد و چهره شهر مدرنتر گردید.
در ۱۹۶۴ میلادی (۱۳۴۳)، تصویب قانون تملک آپارتمانها بستر حقوقی زندگی آپارتمانی را فراهم کرد؛ نقطه عطفی در تاریخ معماری مسکونی مدرن تهران.
به دنبال آن، نخستین مجتمعهای مرتفع مسکونی پدید آمدند:
اینها الگوی تازهای از زندگی شهری در تهران ساختند که در شهرکهایی چون اکباتان ادامه یافت.
پس از انقلاب اسلامی، روند معماری تغییر کرد. در دهه نخست (۱۳۵۷–۱۳۶۷) برجسازی متوقف شد؛ اما از اواخر دهه ۶۰ با رشد جمعیت و سیاستهای فروش تراکم، بلندمرتبهسازی دوباره جان گرفت.
پروژههای ناتمام متوقف شدند و ساخت برجها فروکش کرد؛ سپس با نیاز مسکن و ورود بخش خصوصی، برجهای مسکونی و اداری دوباره رونق گرفتند.
از دهه ۷۰، آپارتمانسازی به الگوی غالب تبدیل شد؛ خانههای ویلایی جای خود را به مجتمعها دادند—برآیند افزایش قیمت زمین و سیاستهای شهری.
در کنار برجها، شهرکسازی برای ساماندادن به جمعیت مهاجر و رو به رشد دنبال شد:
اگر مشتاق معماری ایران و مسیر تحول آن هستید، سراغ سایر مطالب «دستی بر ایران» درباره بناهای تاریخی و سبکهای ایرانی بروید. با کاخها، مساجد، خانههای تاریخی و شیوههای اصیل معماری آشنا میشوید و میبینید چگونه سنت و مدرن، در کنار هم هویت امروز را میسازند.
اگر پاسخ پرسشهایتان را اینجا نیافتید، در بخش دیدگاههای همین نوشته مطرح کنید؛ در اولین فرصت پاسخ میدهیم.
🎓نخستین اثر شاخصِ معماری مدرنِ تهران دارالفنون بود که در عهد ناصرالدینشاه و با ابتکار امیرکبیر بنا شد.
🏙️هوشنگ خانشقاقی در شرق میدان مخبرالدوله، اولین بنای ۱۰ طبقه تهران را برپا کرد.
🗓️بهسبب شتاب تغییرات، سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۷۰ را میتوان نخستین موجِ جنبش معماری مدرن در ایران دانست.
🌟سادگی فرم، بهرهگیری از مصالح نو (بتن و فولاد)، گشودگی پنجرهها، تقدم کارکرد بر تزئین و نظم هندسیِ نما از ویژگیهای اصلیاند.
🏗️هوشنگ سیحون، عبدالعزیز فرمانفرمائیان، محسن فروغی و وارطان هوانسیان از چهرههای برجستهاند.
📌ساختمان بانک ملی، برج شهیاد (آزادی)، تئاتر شهر، دانشگاه تهران و مجموعه ورزشی امجدیه در شمار نمونههای شاخصاند.
شبکه الجزیره در گزارشی تحلیلی با اشاره به پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از رکود کمسابقه صنعت گردشگری اردن خبر داد و اعلام کرد که همزمان با تشدید ناامنیهای منطقهای، شمار گردشگران خارجی در این کشور به «نزدیک صفر» رسیده و مجموعههای تاریخی و گردشگری از جمله شهر باستانی پترا با افت شدید بازدیدکنندگان مواجه شدهاند.
اقتصاددان برجسته آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا، با اشاره به تحولات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تاکید کرد: محاسبات واشنگتن درباره فروپاشی ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران با شکست مواجه شده و واقعیت «تمدنی، ژئوپلیتیکی و فناورانه» ایران، معادلات جنگ را به زیان آمریکا تغییر داده است؛ روندی که به باور او، در نهایت واشنگتن را به سوی عقبنشینی سوق خواهد داد.
روزنامه وال استریت ژورنال به نقل از شرکت آمریکایی تحلیل مالی مودیز گزارش داد که نرخ اشغال هتلهای دبی در سهماهه دوم سال جاری، در پی تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از حدود ۸۰ درصد پیش از آغاز درگیریها به تنها ۱۰ درصد سقوط خواهد کرد؛ وضعیتی که به گفته مودیز، به معنای «تعطیلی عملی بخش بزرگی از صنعت هتلداری» این قطب گردشگری است.
یک تحلیلگر فرانسوی در ارزیابی ابعاد فرهنگی و تمدنی جنگ اخیر میان ایران و آمریکا، با مقایسهای نمادین میان ورزش زورخانهای ایران و کشتی کج آمریکایی، تاکید کرد که «روح پهلوانی و اصالت فرهنگی ایران» در نهایت بر «نمایش قدرت رسانهای و تبلیغاتی غرب» غلبه میکند؛ تحلیلی که همزمان از افزایش توجه جهانیان به هویت تاریخی و فرهنگی ایران حکایت دارد.
Δ