تاریخ ایران از آغاز تا کنون داستانی طولانی و پیچیده است از حملهها، مقاومتها، بازسازیها و پابرجایی ملتی کهن.
تاریخ ایران از نخستین روزگار تا امروز روایتی بلند از هجومها، پایداریها، بازسازیها و دوام یک ملت کهن است.
از زمانی که فرّ و شکوه شاهنشاهیهای ایران رو به افول رفت و بیگانگان از هر سو تاختند، این سرزمین فراز و فرود بسیار دید؛ رنجها را تا مرز نابودی تاب آورد و دوباره برخاست. مردان و زنانی بسیار در بزنگاهها ستونِ خانه وطن شدند و جان بر کف نهادند؛ چهرههایی که بسیاریشان بینام و نشان در دفتر روزگار ماندهاند.
شناخت دیرینگی ایران یادآور آن است که چگونه مردمان این دیار پس از شکوهی بزرگ، فروپاشی را تاب آوردند و از نو هویت فرهنگیشان را نگاه داشتند.
برای یادسپاری بهتر فرمانرواییها و مرور سریع، وبسایت «دستی بر ایران» این روایت را به ترتیب زمانی گرد آورده است.
یافتههای تمدنی ایران باستان نشان میدهد دیرینگی ایران به حدود هفت هزار سال میرسد. این برآورد به تعریف ما از «ایران» و گستره جغرافیایی آن وابسته است. اگر ایران را سرزمینی بنامیم که فرهنگ ایرانی در آن جاری بوده، شواهد باستانشناسی از ظهور نخستین تمدنهای شناختهشده در فلات ایران—مانند عیلام—در پنج هزار سال پیش از میلاد خبر میدهند.
بنابراین پیشینه ایرانِ فرهنگی با تمدنهایی کهن گره خورده است. گاه مراد از ایران، چارچوب سیاسی با نام و مرزهای امروزین است؛ در این صورت تاریخ به دو بخش کلیِ پیش و پس از اسلام تقسیم میشود.
در این میان، برخی بهویژه در منابع غربی، قدمت ایران را به ۲۵۰۰ سال فرو میکاهند و آغاز تاریخ را از هخامنشیان میگیرند و سهم مادها و عیلام را نادیده میگذارند.
برای شناخت کهنترین تمدنها، مطالعه ایران باستان در کنار میانرودان، مصر و یونان باستان تصویر کاملتری به دست میدهد.
برای درک درست از دیرینگی ایران، باید از آغاز راه بیاییم. نخست، دورههای ماقبل تاریخ ایران مرور میشود:
دستساختههای سنگیِ این دوره عمدتاً در خراسان، آذربایجان و سیستانوبلوچستان (فرهنگ آشولی) شناسایی شدهاند.
آثار این دوره در استانهایی چون لرستان، ایلام، کرمانشاه، گلستان و تهران یافته شده است.
ردپاهای این عصر در لرستان، کرمانشاه و ایلام به چشم میخورد.
نشانههای آن در مازندران ثبت شده است.
ذخیره آذوقه، تولید غذا و یکجانشینی برجسته است؛ آثار در تپهها و غارهای فراوان یافت شدهاند.
یافتهها در مکانها و پناهگاههای سنگی متعدد گزارش شده است.
شکوفایی فناوری سفال و فلزکاری، اختراع چرخ سفالگری و ابزارهای مسی رخ داد.
لوحهای گِلی و نشانههای خط عیلامی، فرهنگ گرگان و لایههای گیان در لرستان از ویژگیهای این عصر است.
قلعه شغا در فارس از بازماندههای این دوره است.
گذار از عصر برنز به آهن؛ آثار فراوانی از این دگرگونی برجاست.
برآمدن عیلامیها، پادشاهان اوان و ستیز با میانرودان.
دوره میانی عیلام؛ درگیری با میانرودان ادامه دارد.
اسناد این برهه حدود دویست سال نهفته ماند. پس از ویرانیها، کوروش از انشان برخاست و حدود ۵۵۸ پ.م عیلام را در دست گرفت و فصل امپراتوریهای بزرگ ایرانی آغاز شد.
در واپسین سدههای هزاره نخست پیش از میلاد، اتحادی از اقوام—از غلاطیان و کاسیها تا اورارتوییها، کاسپینها و ماناییها—در پیوند با آریاییان پادشاهی ماد را شکل دادند. دیاکو بنیان این امارت را نهاد و با برچیدن دولت آشور، که به بیرحمی شهره بود، قدرت را به مادها سپرد.
هخامنشیان نخستین امپراتوری فراگیر ایرانی را بنیاد نهادند و نزدیک به دو قرن بر پهنهای عظیم فرمان راندند. کوروش دوم—همان کوروش بزرگ—هم بنیانگذار این شکوه سیاسی و هم آموزگار شیوهای انسانی در حکمرانی شناخته میشود.
از چهرههای اثرگذار این خاندان، کوروش و داریوشاند. این شکوه با یورش اسکندر فرو نشست و تختجمشید نیمهتمام سوخت؛ اما یاد آن امپراتوری همچنان مایه مباهات ایرانیان است.
پس از فتح ایران، جانشینان اسکندر حکومت سلوکی را برپا کردند. او برای مشروعیتبخشی، خود را پیرو کوروش نشان میداد و حتی بر خلاف سنت یونانی، با شاهزادگان ایرانی پیوند زناشویی بست.
پس از مرگ او، سردارانش دو دهه جنگ جانشینی کردند تا سرانجام سلوکوس یکم بر ایران دست یافت. این دولت در نهایت با برآمدن پارتها از میان رفت و بار دیگر فرمانروایی ایرانی سربرآورد.
اشکانیان—قوم پارت در شرق ایران—کوچنشینانی جنگاور بودند. آنان سلوکیان را عقب راندند و بر مبنای نام ارشک، نیای خود، دولت «اشکانی» را پدید آوردند.
با فروریختن اشکانیان، ساسانیان به قدرت رسیدند. در این عهد، آیین زرتشت و نهاد روحانی برجسته شد، آتشکدهها رونق گرفت و جامعه طبقاتی سامان یافت. شاهان خود را برخوردار از «فرّه ایزدی» میدانستند. این دولت با یورش اعراب پایان یافت.
نارضایتی از ساختار ساسانی راه را برای پیروزی اعراب گشود. با فروپاشی ساسانیان، دورهای نو آغاز شد. ایرانیان سه خلافت عربی—راشدین، اموی و عباسی—را تجربه کردند و در هر سه، جنبشهای اعتراضی و قیامها کموبیش رخ داد. از عصر عباسیان، دولتهای محلی نیمهمستقل ایرانی سربرآوردند و افول نفوذ خلیفه آغاز شد.
در سالهای ۱۰۳۷ تا ۱۰۵۵ م، ترکان سلجوقی به فرمان طغرلبیگ وارد ایران شدند. پیشتر آلبویه که ابومسلم ایرانی در ارتش عباسیان با آنها درگیر بود، به پایان راه رسید.
گاهشمار دوره سلجوقی
صفویان دولتی مرکزی و توانمند بنا کردند. شاه اسماعیل بنیانگذار و شاه عباس اوجدهنده اقتدار بود. مناسبات پرتنش با عثمانی از ویژگیهای این دوران است.
نادرقلی، سردار نامدار، اصفهان را از افغانها بازستاند و به شاه تهماسب دوم سپرد. شکست شاه تهماسب از عثمانی و پیمان صلح، ناکارآمدیاش را آشکار کرد و بزرگان کشور زمام را به دست نادر سپردند. پس از مرگ نادر، افشاریان به سرعت ناتوان شدند و جای خود را به زندیان دادند.
کریمخان زند، سردار برجسته افشاری، پس از مرگ نادر با دو خان بختیاری متحد شد و ابوترابمیرزا را به نام شاه اسماعیل سوم به پادشاهی نشاند و خود عنوان وکیلالرعایا گرفت. پایتخت موقت ملایر بود و سپس با تسلط بر بخشهای مرکزی، شمالی، غربی و جنوبی، پایتخت به شیراز انتقال یافت. پس از مرگ او، کشمکش جانشینان زمینه را برای قدرتگیری آقامحمدخان قاجار فراهم کرد؛ او در ۱۷۹۵ لطفعلیخان زند را شکست داد و قاجاریه را بنیاد گذاشت.
قاجاریه ۱۳۰ سال زمام ایران را در دست داشت. در این دوره بخشهایی از خاک ایران جدا شد و کشور آشوبها و اصلاحات بزرگی را از سر گذراند.
با کناررفتن قاجار، پهلوی به قدرت رسید. ایران به سوی نوسازی و پیوند با جهان نو حرکت کرد. رضاشاه در احیای نشانههای ایرانِ باستان کوشید و به اقتدارگرایی شناخته شد.
«تمدن» با ریشه «مدن/شهر» خویشاوند است، هرچند شهرنشینی و تمدن مترادف نیستند؛ انسانِ متمدن گام به شهرنشینی نهاده است.
در بررسی تمدن ایران باید روشن کنیم:
برخی آغاز تمدن ایرانی را همزمان با ورود آریاییها میدانند؛ اما پیش از آن نیز تمدنهای کهنی در فلات ایران شکل گرفته و افول کرده بودند و سکونتگاههای نخستین بشر گواه آن است.
نمونههایی از تمدنهای کهنِ فلات ایران:
در مجموع، بررسی تمدن ایران به سه محور انجام میشود:
کاوشهای باستانشناسی نشان میدهد دوره پیشاتاریخ خود به پارینهسنگی، نوسنگی، عصر برنز و عصر آهن تقسیم میشود.
برای مطالعه بیشتر درباره تاریخ ایران از آغاز تا امروز:
اگر پاسخ پرسش خود را نیافتید، در دیدگاهها برایمان بنویسید؛ پاسخ داده میشود.
در گستره ایران تمدنهای گوناگونی شکل گرفتهاند؛ برخی مستقل و برخی تابع قدرتهای دیگر. از برجستهترینها میتوان به اینها اشاره کرد: شهر سوخته در سیستان، شهداد در کرمان، سیلک در کاشان، تپه مارلیک در گیلان، جیرفت در کرمان، عیلام در خوزستان، تپه حسنلو در آذربایجان.
با تکیه بر کهنترین شواهد یکجانشینی—مانند تپه سیلک و تپههای ساوجبلاغ—میتوان قدمت تمدن ایران را بیش از هفتهزار و پانصد سال پیش از میلاد برآورد کرد.
«پیش از تاریخ» زمانی است که انسان هنوز ابزار ثبت منظم رویدادها—بهویژه خط—را نداشت. تاریخنگاران با تفسیر آثار بهجامانده، شیوه زیست و مناسبات آن دوران را بازسازی میکنند.
بهطور کلی چهار لایه دارد: ۱) پارینهسنگی و فراپارینهسنگی (حدود یکمیلیون سال تا ۱۲هزار سال پیش)؛ ۲) نوسنگی (حدود ۱۰هزار تا ۸هزار سال پیش)؛ ۳) مسسنگی (حدود ۸هزار تا ۵۳۰۰ سال پیش)؛ ۴) برنز (حدود ۵۳۰۰ تا ۴۰۰۰ سال پیش).
نژاد «خالص» مفهومی بیپایه است. آریاییها در هزاره دوم پیش از میلاد وارد ایران شدند و با اقوام بومی درآمیختند؛ بنابراین همه ایرانیان را نمیتوان «آریایی» خواند. حتی برخی پژوهشها مهاجرت گسترده را زیر سؤال برده و از دیرزیستی همین گروهها در فلات ایران سخن میگویند.
خیر. در منابع کهن از «پارس/پرشیا» نیز یاد شده و در متون اوستایی نام «ایران» آمده است. در عهد پهلوی اول، نام رسمی کشور «ایران» اعلام شد.
ملت ایران از اقوام گوناگون—پارسی، کرد، بلوچ، گیلک، عرب، لر، آذری و دیگران—تشکیل شده است؛ پارسیان تنها یکی از این گروهها هستند.
ایرانیان از هزاره ششم پیش از میلاد در روند شهرنشینی و شکلگیری تمدنهای کهن نقشی جدی داشتهاند.
بهطور معمول، از پیدایش مادها (۵۴۹ پ.م) تا فرجام ساسانیان و یورش اعراب (۶۴۲ م) را «ایران باستان» مینامند.
با استناد به مدارک باستانشناسی، تمدنهای کهن بیش از هفتهزار سال پیش در فلات ایران پدیدار شدهاند. برخی آغاز «کشور ایران» را با دولت هخامنشی (۵۵۰ پ.م) گره میزنند؛ اما در جمعبندی، دیرینگی ایران بیش از ۷هزار سال دانسته میشود.
بزرگترین امپراتوریهای تاریخ—از هخامنشی و ساسانی تا سلجوقی و ایلخانی—در این سرزمین شکل گرفتند یا از اینجا اداره شدند.
کوروش بزرگ در سال ۵۵۰ پیش از میلاد دولت هخامنشی را پایهگذاری کرد.
دستافزارهای سنگی مکشوفه در ایران به حدود ۲۰۰هزار سال پیش بازمیگردد.
نشانههای ساخت خانه از حدود ۸هزار سال پیش در دشت ساوجبلاغ، تپههای سیلک و هرسین دیده میشود.
برآوردها رقمی نزدیک به ۲۰۰هزار تپه تاریخی از ادوار مختلف را نشان میدهد.
هخامنشیان گستردهترین قلمرو را داشتند و ساسانیان نیز در دورههایی با اقتدار درخشیدند.
تهاجم در ۶۴۲ م آغاز شد و تا ۸۲۱ م ادامه یافت؛ سپس طاهریان دولتی نیمهمستقل پدید آوردند.
با فروپاشی ساسانیان و پیروزی اعراب، ساختارهای سیاسی، دینی و اجتماعی دگرگون شد و از آن پس تاریخ ایران «دوره اسلامی» نام گرفت.
نبرد با یونانیان در ۳۳۰ پ.م و سلسله جنگها با روم از ۲۷۲ م دو محور مهمِ جنگهای باستاناند.
حمله اسکندر: ۳۳۰ پ.م یورش روم: ۲۸۳ م تهاجم اعراب: ۶۳۳ م حمله سلجوقیان: ۱۰۳۷ م تاخت مغولان: ۱۲۱۹ م حمله تیمور: ۱۳۸۰ م یورش افغانها: ۱۷۲۲ م حمله عثمانی: ۱۴۶۱ م حمله روسها: ۱۸۲۷ م اشغال متفقین: ۱۹۴۱ م جنگ عراق: ۱۹۸۰ م
استاندار خوزستان با تقدیر از وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی، نیرو و کشور به دلیل همکاری برای برگزاری رویداد هنرهای تجسمی فجر، بر ضرورت مدیریت مصرف آب در همه بخشهای صنعت، خدمات و مصارف روزانه تأکید کرد و رسالت هنرمندان را در این مسیر اساسی و کارساز خواند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین آغاز به کار هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر در شوشتر، آب را امری قدسی و فراتر از یک عنصر مادی دانست و تاکید کرد: هنر ایرانی از دیرباز با آب عجین بوده و سازههای آبیتاریخی شوشتر جلوهای درخشان از این پیوند تاریخی است.
خدمات ماندگار زندهیاد عبدالکریم بهنیا، آبشناس برجسته و ملقب به «پدر علم قنات ایران»، در حاشیه هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر تجلیل شد.
هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر با شعار «سرزمین من/ ایران، تجسم آب» شامگاه چهارشنبه در میراثجهانی سازههای آبیتاریخی شوشتر رسماً کار خود را آغاز کرد.
Δ