شیوا خالدنژاد، دکترای فلسفه و استاد دانشگاه در یادداشتی درباره سریال «بامداد خمار» نوشت: به بیان اهل معرفت در وصف آدمی؛ انسان جانوری است داستانپرداز که تخیل در وجود آن جریان دارد. اینکه داستانی را چون «بامداد خمار»، عامهپسند معرفی کنیم، هیچ از ارزش آن نخواهد کاست که در دل عوام رخنه کردن خود هنر است. […]
شیوا خالدنژاد، دکترای فلسفه و استاد دانشگاه در یادداشتی درباره سریال «بامداد خمار» نوشت: به بیان اهل معرفت در وصف آدمی؛ انسان جانوری است داستانپرداز که تخیل در وجود آن جریان دارد. اینکه داستانی را چون «بامداد خمار»، عامهپسند معرفی کنیم، هیچ از ارزش آن نخواهد کاست که در دل عوام رخنه کردن خود هنر است. ورای ایسمهای رایج در تاریخ هنر در معرفی هنر، این خود اثر هنرمندانه است که گاهی از تاریخ پیشی میگیرد و قصهای را از دل تاریخ در پیشگاه نگاه همسو با تمنای جمعی، جان را از بهت به حیرت رهنمون میکند؛ بهتی از سر ناشناختههای زمانی، مکانی و تاریخی در زمینه فرهنگ.
و اکنون «بامداد خمار» در کالبد تصویر، رویای جمعی از عامه مردمانی اعم از اهل فن و اهل دل است که در این هنگامه، هوشیارانه با خماری تاریخی خود در مواجهه قرار میگیرند و حال غریبی است هوشیاری از سر معرفت به آنچه در وهلههای مختلف زیستشان به ایشان عرضه شده است. چند دهه پیش از این، ابتدا داستانی توانا و گیرا خواننده کتاب را واگذار کرد به چند دهه پیشتر از ایشان تا در عین پنداندوزی، لذت روایت متنی جذاب را تجربه کنند و اینک در قالب تصویر و در تجربهای مضاعف، مجدد ارجاعی داریم از صنف نوستالوژی با چگونگیای بسیار نزدیک به حد کمال.
در این مقال که قصهگویی خود را در کیفی بصری پیش رو پدیدار کرده است، پدیدهها هر کدام در قالب شخصیتهایی اعم از جنسیت و جایگاه و سن و سال و سیما و صورت و شکل و شمایل میتوانند به سهولت در روان پدیدارشناسانه فاعل شناسا جایی برای خود بیابند، به ویژه برای تباری که به تماشا خو دارند و وقایع را در تاریخنگاریها خواندهاند و یا از زبان تاریخگویان خانگی خود شنیدهاند، حال در بزنگاهی تماشایی میتوانند با آفرینه بانو آبیار همدل شوند. میتوان گفت این اثر در ساحتی پدیدارشناسانه در قالب هنر هفتم خود را نمایان کرده و در هوشیارکردنی مجدد پس از سالها خماری در مواجهه با داستانگویی بانو حاجسیدجوادی به درستی از پس رسالت خود برآمده است.
حس رضایت بدون منفعت از تلاطم و تموج شخصیتهای داستان، تعادلی لطیف را ارائه میدهد که میتوان با هر یک زندگانیای موازی را تجربه کرد. گویا پدیدآورنده اثر با رخنه بر دل هر شخصیت حسی هرمنوتیکی را ارائه میدهد تا خود را گاهی عاشق بیتدبیر بدانیم و گاه عاشق عاقل، گاهی خود را حقیقت پدر بدانیم و گاه مادری مبهوت و یا خود را مشتاق بیابیم به بودن در هیئت تمامی این تشخصها در عین واحد.
در این آفرینه میتوان در کلیات، به راحتی جزئیات را ستود و با هر تقلا در کشف جزئیاتی از جنس فعلها، انفعالات در جنب و جوشها در عزیمت و تکانههای گفتاری و رفتاری شخصیتها هر بار حیرت افزون میشود.
ماحصل این که مواجهیم با اثری قابل احترام که هر شخصیت به تنهایی خود قصهای است که با سهلانگاریهایی از جنس و رسم این زمان رها نشده و با نیرومندی و پایداری هر چه تمام خود را عرضه کرده است که این، خبر از خالقی خوشذوق و با اراده پشت سر خود میدهد، خالقی که با مدد از تمامی امکانات هستیشناسانه و معرفتشناسانه خود به حد قابل توجهی از شدت و شتاب به دور بوده است تا جمعی از کیفیات را پیش رو قرار دهد که بتوان در عین لذت بصری، لذت نهانی را تجربه کرد و همدلیای را برانگیزد تا با باطن زیبادوست به صلح رسد و آهی از سر کیف را زمزمه کند.
انتهای پیام/
نمایش «شاهکشان؛ روایتی نو از یک تراژدی» با ساختار نمایش در نمایش و با محوریت مفهوم عدالت و تداوم بیعدالتی در تاریخ، مهرماه در سالن کُرباکس پردیس تئاتر و موسیقی دکُر روی صحنه میرود.
نخستین جشنواره نقالی «آوان» با حضور جمعی از مسئولان، هنرمندان، خانوادهها و علاقهمندان به فرهنگ و هنر، پس از ۲ روز برگزاری در دزفول به کار خود پایان داد.
اولین اکران مردمی فیلم سینمایی «جانشین» شب گذشته ۲۹ شهریور با حضور بازیگران و عوامل فیلم و استقبال مردم هنر دوست همدان در سینما مهر قدس برگزار شد.
پنجمین رویداد پیچینگ تولیدات بنیاد سینمایی فارابی در شهریورماه ۱۴۰۵ با تمرکز بر بررسی طرحهای مرتبط با مخاطب بزرگسال، طی سه روز و با ارائه ۳۷ پروژه سینمایی و با داوری جمعی از چهرههای شاخص سینمای ایران برگزار شد.
Δ