ساز عود (رود) یا بربت (بربط)، سازی با صدای بم، عمیق، دلنشین و جذاب است که در موسیقی سنتی ایرانی نقش پررنگی دارد. این ساز در تقسیم بندی انواع سازها، در رده سازهای زهی قرار میگیرد. ساخت و نواختن این ساز نیاز به مهارت خاصی دارد که با تمرین و تکرار امکان کسب این مهارت وجود دارد.
عود (رود) یا بربت (بربط) سازی زهی با طنین گرم و بم است که در موسیقی دستگاهی ایران نقشی برجسته دارد. این ساز از خانوادهی سازهای زهی بهشمار میآید و برای ساختن و نواختنش باید مهارت آموخت؛ مهارتی که با تمرین مداوم بهدست میآید.
ساز عود یا بربط، سازی ایرانی با کاسهای بزرگ و گلابیشکل و دستهای کوتاه است که صدایی بم و پرحجم تولید میکند. چون سطح رویی آن با چوب پوشیده شده، در زبان عربی «عود» نام گرفته است. واژهی «عود» را به «رود» فارسی نیز مرتبط دانستهاند؛ «رود/رودْ ساز» در فارسیِ کهن به معنای سیم یا ساز زهی بهکار میرفته است. در اروپا نیز همخانوادهی آن را «لوت» مینامند.
ابنخلدون، تاریخنگار سدهی چهاردهم میلادی، عود را سازهای از ترکههای انعطافپذیر چوب توصیف کرده است.
طنین عود عمیق، نرم، گرم و نافذ است و هم در نقش تکنواز و هم همراهیکننده در موسیقی کلاسیک ایرانی حضور دارد. برای لمس بهتر کیفیت صوتی آن، معمولاً نمونهای صوتی از اجرای این ساز در دسترس قرار میدهند تا تفاوت رنگصدا برای شنونده روشن شود.
این نوع عود که شش جفت سیم دارد با مضرابی پلاستیکی (پلکتروم) که روی انگشتان قرار میگیرد نواخته میشود. جنس سیمها میتواند از نخهای ماهیگیری یا فولاد باشد. اصول اجرا مشابه دیگر گونههای عود است. روند کلی تمرین به این صورت است:
شکم گلابیشکل و طول سیم عود مصری با برخی نمونههای دیگر متفاوت است؛ همین تفاوتها رنگصدایی گرم، سنگین و ژرف به آن میبخشد تا جایی که بسیاری آن را عاشقانهترین گونهٔ عود میدانند.
صورت کهن این واژه «بربَت» است و آن را به «سینهٔ بَت/مرغابی» نسبت دادهاند؛ زیرا فرم ساز به سینه و گردن مرغابی شباهت دارد.
برخی نیز ریشهٔ نام را به «باربد»—نوازندهٔ نامدار در دربار خسرو پرویز—پیوند میدهند؛ هنرمندی که در پیشرفت موسیقی و سازهای ایرانی اثرگذار بود.
قیمت عود بسته به جنس چوب، شیوهٔ ساخت، میزان دستساز بودن و تبحر سازنده تغییر میکند. نوع عود نیز در قیمت مؤثر است؛ برای نمونه، برخی مدلهای «زریاب» بهدلیل کیفیت ساخت بالاتر، قیمت بیشتری نسبت به نمونههای معمول دارند.
برای خرید عود باید با دقت و شناخت پیش بروید و در صورت امکان از تجربهٔ اساتید یا سازندگان بهره بگیرید. چوبها و ساختهای متفاوت، رنگصدای گوناگون میسازند؛ بنابراین مشاورهٔ تخصصی و آزمودن ساز پیش از خرید اهمیت دارد.
از میان نامهای شناختهشده میتوان به زریاب، ملکی، عراقی و عود جلال اشاره کرد. خانوادهٔ «زریاب» خود تنوع مدل دارد؛ مثلا «زریاب عراقی» با چوب راش، گزینهای مناسب برای هنرجویان مبتدی بهحساب میآید.
امروزه با نمونههایی همچون عود سوری، عراقی، ترکی/یونانی و بربط ایرانی روبهرو هستیم. عود مصری—همانطور که گفته شد—رنگصدایی گرم و سنگین دارد. جالب اینکه اگر عود سوری و مصری همزمان نواخته شوند، خشونت نسبی لحن عود سوری در برابر نرمی مصری بهتر شنیده میشود.
بربط ایرانی معمولا کاسهای کوچکتر و دستهای بلندتر دارد و با ۵ جفت سیم عرضه میشود؛ شیوهٔ اجرا اما همان منطق کلی عود را دنبال میکند.
براساس شواهد باستانشناسی، پیشینهٔ عود به حدود پنج هزار سال پیش در تمدن سومر و شهر «اور» در جنوب بینالنهرین بازمیگردد. نگارههای بر جای مانده از سومر و بابل بر جایگاه این ساز در آیینها و مناسک مذهبی و اجتماعی دلالت دارند.
مدتی بعد، این ساز به دیگر بخشهای خاورمیانه از جمله مصر باستان راه یافت. در نگارههای دو هزار سالهٔ مصری، نوازندگانی با پوششهای رسمی در حال نواختن بربط دیده میشوند.
اکنون، مسیر تحول عود را بهاختصار در سه دوره مرور میکنیم:
در ایران پیش از اسلام و بهویژه دورهٔ هخامنشی، این ساز با نام «بربت» شناخته میشد و در آیینها و جشنها حضور داشت. ارتباط فرهنگی ایران با تمدن سومر باعث تبادل هنری و صنعتی شد.
با گسترش قلمرو ایران به مصر در زمان کمبوجیه و سپس داریوش، تبادلات فرهنگی پررنگتر شد و رواج بربت نیز افزایش یافت. در دورهٔ ساسانی، بربت به اوج جایگاه خود رسید و از ارکان موسیقی درباری بود.
با استقرار خلافت عباسی، بربت به جهان عرب و شمال آفریقا راه یافت و تحت تأثیر فرهنگهای گوناگون دگرگونیهایی را تجربه کرد. در همین دوره، نام «عود» رواج گرفت و در برخی سنتها جایگزین «مزهر» شد.
ورود عود به اندلس در عهد عبدالرحمان دوم نقطهٔ عطفی بود. او «زریاب»—نوازندهٔ مشهور—را از خاورمیانه به اسپانیا دعوت کرد. اصلاحات زریاب روی عود و پیوند آن با سازهای زهی دیگر، در گذر زمان یکی از مسیرهای پیدایش گیتار را شکل داد و بر موسیقی اروپا اثر گذاشت.
در دورهٔ قاجار و آغاز پهلوی، با ورود سازهای غربی، سهم عود در موسیقی ایرانی کاهش یافت و سازهایی چون تار و سهتار برجسته شدند. در جهان عرب اما عود همچنان ساز محوری ماند و هنرمندانی مانند فرید الاطرش و امکلثوم در اعتلای آن اثرگذار بودند.
در دههٔ ۱۳۴۰ با تأسیس هنرستان عالی موسیقی و رویکرد احیاگرانه، عود دوباره به صحنهٔ موسیقی ایران بازگشت. تلاشهای منصور نریمان—پدر عود ایران—نقشی تعیینکننده در این باززایی داشت.
بدنهٔ بیرونی و درونی عود از چوب ساخته میشود و فرم کلی آن به سینه و گردن مرغابی شباهت دارد. اندازهها بر اساس نیاز نوازنده تغییر میکند.
در ایران معمولاً اندازهٔ عودها استاندارد رایج این ساز است. در کشورهای عربی کاسهٔ عودها بزرگتر و در ترکیه ظریفتر و کوچکتر ساخته میشود.
مضراب عود در گذشته از پر مرغ، گاه طاووس یا شاهپر عقاب تهیه میشد و بهندرت از پر لاشخور. امروزه اغلب از مضرابهای پلاستیکی استفاده میشود.
طول معمول عود حدود ۸۵ سانتیمتر است. نوازنده ساز را افقی روی ران قرار میدهد و با مضراب مینوازد.
این ساز زهی ایرانی از بخشهای زیر تشکیل شده است:
کاسه شکلی گلابی دارد و از طول به دو بخش تقریباً برابر تقسیم میشود که از ترکههای چوبی متعدد ساخته و به هم متصل میگردند. صفحهٔ رو معمولاً از چوب کاج است. روی آن دو دایرهٔ مشبک (کوچک و بزرگ) از جنس استخوان نصب میشود و خرک در پایین صفحه قرار دارد.
در پنج موضع مشخصِ صفحه و رو به داخل کاسه، پلهای افقی چسبیده به صفحه تعبیه شده تا از تغییر فرم صفحه جلوگیری کنند.
خرک قطعهای چوبی حدود ۱۰ سانتیمتری است که در بخش پایین کاسه قرار میگیرد و روی آن شیارهای کمعمق برای هدایت سیمها ایجاد شده است.
دستهای کوتاه و چوبی دارد؛ طول آن تقریباً یکسوم کاسه و قطر آن حدود ۱۰ سانتیمتر است.
سرپنجه یا جعبهٔ گوشیها محفظهای توخالی در ابتدای دسته است که کمی به عقب متمایل بوده و محل استقرار گوشیهاست؛ هر طرف پنج گوشی دارد.
عود معمولاً ۱۰ وتر روی دسته دارد که به صورت دوتایی همصدا کوک میشوند. گاهی یکی از وترها با کارکرد «واخوان» بهتنهایی کوک میشود و بمترین نت را میدهد. جنس وترها میتواند از رودهٔ تابیدهٔ گوسفند، نایلون یا ابریشم با روکش فلزی باشد؛ معمولاً وترهای هشتم تا دهم روکش فلزی دارند.
شیطانک قطعهای باریک و کمارتفاع در عرض دسته است که بین دسته و سرپنجه و در فاصلهای حدود یک میلیمتر نصب میشود و سیمها از شیارهای کمعمق آن عبور میکنند. در مجموع، عود ۱۰ وتر دارد که بهصورت ۵ جفت همکوک میشوند.
وسعت صدادهی بربط تقریباً دو اکتاو است؛ با توجه به کوتاهی دسته، بهترین کیفیت صوتی در حدود یک اکتاو و نیم میانی حاصل میشود.
مضراب از پر پرندگان بزرگ یا پلاستیک نرم ساخته میشود و با دست راست نواخته میشود.
عود به کاسهٔ بسیار بزرگ و گلابیشکل و دستهای بهنسبت کوتاه شهرت دارد. بیشتر طول سیمها روی شکم ساز امتداد یافتهاند. صفحهٔ رو چوبی است و پنجرههای مشبکی (رزونهها) روی آن کار میشود که هم به پخش صدا کمک میکنند و هم جلوهٔ بصری میدهند.
بربط «دستان» (پردهٔ ثابت) ندارد و مضراب بلند آن—اغلب از جنس پر—کوتاهتر از فاصله تا خرک است. عود معمولاً ۱۰ سیم (۵ جفت) دارد، هرچند برخی استادان یک یا دو سیم افزوده در بخش بم اضافه میکنند.
سیمهای جفت همآوا کوک میشوند و برای هر سیم یک گوشی مجزا در دو سوی سر ساز تعبیه شده است. عود بمصداترین ساز زهی ایرانی بهشمار میآید. نتنویسی آن با کلید فا و برای سهولتِ خواندن گاه یک اکتاو بالاتر با کلید سل نوشته میشود. سیم بم (سُل پایین) نقش «واخوان» دارد و معمولاً جفت نیست.
نامهای بسیاری در ایران و جهان با عود گره خوردهاند:
عودنوازان برجستهٔ جهان: منیر بشیر، ریاض سنباطی، فرید الاطرش، بلیغ حمدی، ناصر شمه و انور براهم؛
نوازندگان نامدار ایرانِ پیش از اسلام: باربد، بامشاد، نکیسا و رامتین؛
چهرههای معاصر: منصور نریمان، محمود رحمانیپور، اکبر محسنی، عبدالوهاب شهیدی و مجید ناظمپور؛
نوآوران در شیوهٔ نوازندگی: حسین بهروزینیا، محمد فیروزی، ارسلان کامکار و سالار ایوبی.
محمد رفیع اشعری از برجستهترین عودسازان ایرانی است و در ترویج و صادرات این ساز سهم مهمی داشته است.
همچنین ابراهیم قنبریمهر با تغییراتی مانند کوچککردن کاسه و بلندتر کردن دسته در نمونههای عربی، نسخههایی تازه ارائه کرد که مورد استقبال نوازندگانی چون استاد حسین بهروزینیا قرار گرفت.
عود—که بعدها در مسیر تحول سازهای زهی، بر شکلگیری گیتار اثر گذاشت—از خوشطنینترین سازهای ایرانی است و جایگاهی ویژه در موسیقی سنتی دارد. ردّ آن را میتوان از پنج هزار سال پیش در تمدن سومر پی گرفت.
در ادامه چند پرسش پرتکرار را مرور میکنیم. اگر نکتهای بیپاسخ ماند، در دیدگاهها بپرسید تا پاسخ داده شود.
عود چند سیم دارد؟
معمولاً ۱۰ سیم (در قالب ۵ جفت) دارد؛ هرچند در برخی نمونهها تعداد سیمها بنا به سلیقهٔ نوازنده بیشتر میشود.
آیا عود در یونسکو ثبت شده است؟
بله؛ این ساز بهدلیل ویژگیهای منحصربهفرد خود برای ایران در فهرست یونسکو به ثبت رسیده است.
استاندار خوزستان با تقدیر از وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی، نیرو و کشور به دلیل همکاری برای برگزاری رویداد هنرهای تجسمی فجر، بر ضرورت مدیریت مصرف آب در همه بخشهای صنعت، خدمات و مصارف روزانه تأکید کرد و رسالت هنرمندان را در این مسیر اساسی و کارساز خواند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین آغاز به کار هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر در شوشتر، آب را امری قدسی و فراتر از یک عنصر مادی دانست و تاکید کرد: هنر ایرانی از دیرباز با آب عجین بوده و سازههای آبیتاریخی شوشتر جلوهای درخشان از این پیوند تاریخی است.
خدمات ماندگار زندهیاد عبدالکریم بهنیا، آبشناس برجسته و ملقب به «پدر علم قنات ایران»، در حاشیه هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر تجلیل شد.
هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر با شعار «سرزمین من/ ایران، تجسم آب» شامگاه چهارشنبه در میراثجهانی سازههای آبیتاریخی شوشتر رسماً کار خود را آغاز کرد.
Δ