بررسی طرح های قالی ایرانی موضوعی بسیار جالب است. قالی های ایرانی که به قالی پارسی نیز مشهور هستند، در میان قالی های شرقی در دنیا شهرت بسیار زیادی دارند. ظریف ترین قالی های ایرانی اغلب قالی هایی هستند که توسط ایرانیان بافته می شوند . متاسفانه گاهی اوقات این قالی ها را در سایر کشور ها (مانند هند) می بافند و با همین نام راهی بازار می کنند. این قالی ها نشانگر تسلط ایرانیان در هنر انتخاب مواد، بافت، فن آوری های رنگرزی و همچنین خلق انگاره ها و طرح ها می باشد. شما را به مطالعه طرح های قالی ایرانی دعوت می کنم تا بتوانید بیشتر با فرهنگ ایرانی آشنا شوید.
کاوش در نقشمایههای فرش ایرانی قصهای شیرین از هنر کهن این سرزمین است. فرشهای پارسی، نامآشنا و درخشان در میان دستبافتههای شرق، سالهاست که به ظرافت و اصالت شهرهاند. بسیاری از لطیفترین نمونهها به دست بافندگان ایرانی پدید میآیند؛ هرچند گاه مشابهشان در کشورهایی چون هند تولید و با همین عنوان روانه بازار میشود. این دستبافتهها حاصل چیرگی ایرانیان بر گزینش مواد، شیوههای بافت، دانش رنگرزی و آفرینش الگوهاست. در ادامه، با مرور طرحهای فرش ایرانی، به لایههایی از فرهنگ و زیست بومی ایران نزدیکتر میشویم.
قالیچهها آیینه پیوند بافنده با آرزوها، باورها و نیازهایش هستند؛ بازتابی از زیست روزمره، وضعیت فرهنگی، اقلیم، پوشش گیاهی و جغرافیای زیستگاه هنرمند.
انگارهها و درونمایههای فرش ایرانی از طبیعت، تاریخ و اسطورهها الهام میگیرند. ریشههای این هنر را باید در کوچنشینی جستوجو کرد؛ جایی که دانش بافت از ایل به روستا و سپس شهر رسید. پشم گلهها ماده اصلی و رنگها از گیاهان و منابع معدنی فراهم میشد. فرش تنها کفپوش نیست؛ شیئی هنری است. عشایر برای پوشاندن و آراستن کف و دیواره چادرها قالی و قالیچه میبافند و در کنار آن گلیم، روانداز، جل اسب، نوار چادر و… نیز تولید میکنند.
داستان شکلگیری یک نقش چنین است: طرح یا از پیش روی کاغذ شطرنجی ترسیم میشود و با هزاران تا میلیونها گره بر تن تار و پود مینشیند، یا بیواسطه و از حافظه تصویری بافنده خلق میشود. در بافتههای ایلی و روستایی، ذهن و میراث شفاهی راهبر کار است؛ در حالیکه کارگاههای شهری بیشتر به نقشه مکتوب تکیه دارند.
طرح کلی یک فرش ایرانی از «متن» و «حاشیه» ساخته میشود. حاشیه همچون قاب گرداگرد متن را میگیرد و معمولاً سه بخش دارد: حاشیههای فرعیِ درونی و بیرونی و یک کتیبه یا حاشیه اصلی. اندازه و آرایههای متن، زبان حاشیه را نیز صورتبندی میکند.
در نگاه کلان، الگوهای فرش به دو گروه تقسیم میشوند:
نقشههای گردان با خطوط منحنی بر کاغذ شطرنجی ترسیم میشوند و سپس به بافت میرسند. در مقابل، طرحهای شکسته با خطوط مستقیم و گوشهدار شکل میگیرند و بسیاری از بافندگان ایلی و روستایی آنها را بینیاز از نقشه مکتوب میبافند.
از مشهورترین نقشها در فرش ایرانی میتوان به این موارد اشاره کرد: لچک و ترنج، محرابی، گلدانی، قابقابی، درختی، بتهجقه، شاهعباسی، اسلیمی، تصویری، گلفرنگ، ماهی درهم، محرمات، چهار فصل (هراتی)، افشان، ترکمنی و شکارگاهی. این خانوادهها هر کدام شاخهها و روایتهای متنوعی دارند. برای آشنایی بیشتر، چند نمونه برجسته را مرور میکنیم:
لچک ترنجی: نخستینبار برای آرایه روی جلد کتابهای چرمی بهکار رفت و از سده شانزدهم میلادی محبوب شد. ترنج معمولاً دایرهای یا بیضی است و چهار لچک گوشهها با تکرار یک چهارم طرح جان میگیرند.
محرابی: الهامگرفته از محراب و طاق مساجد است و در گذر زمان با نقش ستون، گل و برگ آمیخته. نامگذاری گونهها بر پایه عناصر افزودهشده انجام میشود.
گلدانی: متکی بر گلدانهایی در اندازههای گوناگون که گاه سراسر متن را پر میکنند یا به صورت متقارن چیده میشوند. این روایت از عهد صفوی رواج یافت و گونههایی چون گلدانِ دوتایی، گلدانِ محرابی و گلدانِ ظلالسلطان را دربر میگیرد.
قابقابی: از قابهای چهارگوشِ همشکل یا ناهمشکل تشکیل میشود و ذهن به خاتمکاری ارجاع میدهد. از شناختهشدهترین ساختارها در هنر قالیبافی است.
درختی: نمایش درختان، بهویژه سرو و بید مجنون؛ در نمونههای درباری باشکوه و در بافتههای روستایی سادهتر نمود دارد.
بوته جغهای: ریشهدار در سنتهای کهن و پیوندخورده با سرو مقدس در فرهنگ ایرانی. این طرح در دستبافتههای نفیس و آثار هنری بسیار بهکار رفته است.
انواع بوته در این الگو چنین شناخته میشوند:
بوتهجقه در خراسان، کرمان، کردستان، مرکزی و میان ایلات قشقایی و بختیاری محبوب است؛ نزد قشقایی با نام قبادخانی و در میان بختیاری با عنوان باغی شناخته میشود.
شاهعباسی: مجموعهای از گلوبوتههای انتزاعی که از روزگار صفویه شهرت یافت؛ الهام آن را برخی در شکوفههای نمادین انار جستوجو میکنند. پیوند گلوبته با اسلیمیها، متن و حاشیه را میسازد. گونههایی مانند شیخصفی، گلوبته و جانوری از این خانوادهاند.
اسلیمی: مجموعه پیچکها و قوسهای گیاهی که در هنرهای تزیینی ایران دیرینه دارد. واژه «اسلیمی» را به «غنچه» نسبت دادهاند. از روایتهای نامدار آن «دهان اژدری» است؛ در فرش بیجار فراوان دیده میشود و نوک شاخه به دو آرواره گشوده میمانَد.
تصویری: پس از ورود اسلام، تصویرگری انسانی در بافتهها محدود شد؛ اما در عهد صفوی دوباره رونق گرفت و چهره پادشاهان و نامآورانی چون کریستف کلمب، آبراهام لینکلن، جرج واشنگتن، اسکندر و ناپلئون روی قالی نقش بست. بیشتر این فرشها در کرمان و تبریز بافته میشوند.
گلفرنگ: رایج در کردستان، مخصوصاً بیجار. هرچند گلوبوته دارد، اما با شاهعباسی و اسلیمی متفاوت است.
ماهی درهم: نخست در هرات شکل گرفت و از همینرو «هراتی» نیز خوانده میشود. در چهار سوی طرح، ماهیهایی نقش میزنند که گاهی چنان انتزاعیاند که به برگ میمانند. این الگو در کردستان، آذربایجان و مرکزی پرطرفدار است و نزد فراهانیها به سبب مهارتشان «فراهان» هم گفته میشود.
محرمات: متن فرش با نوارهای پهن و باریک هماهنگ در رنگهای متنوع بخشبندی میشود؛ در برخی مناطق «قلمدانی» نیز نام دارد.
چهار فصل: طرحی دیدنی با چهار قاب که هرکدام فصلی از سال را روایت میکند. پیشتر تنها در تبریز و هریس بافته میشد و امروز در نقاط دیگر هم رواج دارد.
افشان: پراکندگی سنجیده گل، برگ و شاخه در همه جهات؛ «میناخانی» مشهورترین شاخه آن است.
ترکمن: امضای بافتههای ترکمن؛ متکی بر خطوط شکسته و هندسه ناب، با روایتهای گوناگون.
شکارگاهی: سرشار از جانوران وحشی و پرندگان در میان درختان؛ شیر، غزال، گرگ، پلنگ و آهو از چهرههای اصلیاند و گاه موجودات اسطورهای نیز دیده میشوند. پیش از اسلام بر سفال و پارچه کاربرد داشت و در دوره صفوی به قالی راه یافت.
طرحهای فرش ایرانی گسترهای پرتنوع و الهامبخشاند؛ میراثی که نیاکانِ ما طی سدهها آفریده و به یادگار گذاشتهاند.
🪡قالیهای ایرانی در خانوادههایی چون اسلیمی، ختایی، شکارگاه، محرابی، لچک و ترنج، گلفرنگ، افشان، قابی، بتهجقه و… دستهبندی میشوند.
🧭برای نمونه: تبریز با لچک و ترنج، اصفهان با شاهعباسی و اسلیمی، قم با محرابی و گلفرنگ، کرمان با ترنج و شکارگاه، هرات و کاشان با افشان و گلفرنگ و ترکمن و عشایر با بتهجقه و نقوش هندسی شناخته میشوند.
🪷هر نقش حامل معنایی است؛ بتهجقه نماد رویش و حیات، ترنج یادآور خورشید، گل شاهعباسی نشان شکوه و دوام، و «درخت زندگی» نماد باروری و تداوم.
🏛️قدیمیترین نمونه، فرش پازیریک (حدود ۵۰۰ پیش از میلاد) با پیکرههای سوار و حیوانات است که ریشه بسیاری از نقوش امروزی در آن دیده میشود.
✨هماهنگی چشمنواز رنگها، ظرافت بافت، تنوع الگوها و بیان نمادین-هنری که فراتر از کاربرد، حامل فرهنگ و هویت ایرانی است.
🖌️قرمز لاکی، لاجوردی، سبز، کرم، مشکی و زرد متمایل به طلایی؛ عمدتاً برگرفته از رنگینههای طبیعی گیاهی و معدنی.
🌐الگوهای ایرانی الهامبخش فرشهای عثمانی، قفقاز، هند و حتی هنر اروپا در رنسانس شدند و در نقاشیهای غربی بسیار به تصویر درآمدهاند.
🧐با توجه به نقش مرکزی، ساختار حاشیهها، تکرار موتیفها، هارمونی رنگ و شیوه بافت که سرنخهایی از خاستگاه و کارگاه میدهند.
🔄در بافتههای امروز گاهی پیوندی از نقشهای کلاسیک با عناصر مدرن دیده میشود؛ اما ریشه بیشتر آنها همان مکتبهای سنتی ایرانی است.
🧳لچک و ترنج، گلفرنگ، افشان و شکارگاه معمولاً بیشترین توجه مجموعهداران و خریداران جهانی را به خود جلب میکنند.
یک شاعر و نویسنده معتقد است که شعر دهه ۶۰ در پیوند با یک زمینه فکری و فرهنگی تازه شکل گرفت.
لیلا صدقی کارشناس ارشد پژوهش هنر در یادداشتی نوشت: جنگ، تنها ساختمانها، زیرساختها و اقتصاد یک کشور را تخریب نمیکند؛ بخش مهمی از آسیبهای ناشی از جنگ در لایههای نامرئی جامعه باقی میماند؛ در حافظه جمعی، احساس امنیت، روابط میان گروههای اجتماعی، هویت فرهنگی و حتی تصویر مردم از آینده. به همین دلیل، تجربه کشورهای […]
در قلب باغ تاریخی نیاوران، کوشک احمدشاهی همچنان روایتگر بخشی از شکوه معماری و هنر ایران است؛ روایتی که در ظرافت نقشها و گچبریهای ماندگار آن جلوه یافته است.
شبکه سریال جدید «دیار مادری» را برای روزهای زوج در نظر گرفته است که از روز شنبه 14 شهریور پخش می شود.
Δ