گرفتن نمره قبولی در آزمونهای رسمی یک طرف ماجراست، اما توانایی برقراری ارتباط در صف خرید، بانک یا یک جلسه کاری در کشوری غریب، زمین تا آسمان فرق میکند. زبان آزمونها اتوکشیده و پاستوریزه است، در حالی که زبان واقعی، زنده، سریع و گاهی پر از اشتباهات گرامری رایج است. چرا زبانمان قفل میشود؟ (۳ […]
گرفتن نمره قبولی در آزمونهای رسمی یک طرف ماجراست، اما توانایی برقراری ارتباط در صف خرید، بانک یا یک جلسه کاری در کشوری غریب، زمین تا آسمان فرق میکند.
زبان آزمونها اتوکشیده و پاستوریزه است، در حالی که زبان واقعی، زنده، سریع و گاهی پر از اشتباهات گرامری رایج است.
تصور کنید وارد یک کافه در تورنتو یا سیدنی شدهاید. میخواهید بپرسید آیا در پخت این کیک از بادامزمینی استفاده شده یا نه. کلمهها نوک زبانتان است، لیست انواع خوراکی به انگلیسی را میدانید و گرامرش را هم فوتِ آبید، اما ناگهان مغزتان ارور میدهد و در نهایت فقط به کیک اشاره میکنید و میگویید: «This one please».
چرا این اتفاق میافتد؟ این قفل شدن از دایره لغاتتان آب نمیخورد؛ ذهن شما درگیر موانع روانی است که نمیگذارند کلمهها روی زبانتان بچرخند. بیایید این سه مانع اصلی را بررسی کنیم:
همیشه فکر میکنید افراد بومی ذرهبین به دست گرفتهاند و منتظرند تا از لهجه یا گرامرتان سوتی بگیرند. اما حقیقت ماجرا اصلا این نیست. در ارتباطات روزمره، مردم فقط میخواهند کارشان راه بیفتد و منظورتان را بفهمند. هیچکس در صف نانوایی یا ایستگاه قطار، منتظر شنیدن یک نطقِ شستهرفته و ادبی از شما نیست.
میخواهید از همان ماههای اول، درست مثل یک بومیِ مادرزاد (Native) حرف بزنید. به همین دلیل، آنقدر برای چیدنِ کلماتِ یک جمله بینقص توی ذهنتان وسواس به خرج میدهید و مِنومِن میکنید که قطار مکالمه رد میشود و بحث کلا عوض میشود.
این یکی از آشناترین تلههاست. وقتی سوالی میشنوید، ابتدا آن را توی ذهنتان به فارسی برمیگردانید، جواب فارسی را میسازید و تازه شروع به ترجمه آن به زبان مقصد میکنید. این روند سهمرحلهای، سرعت عملتان را حسابی میگیرد و باعث میشود وسط جمله به تِتِهپِتِه بیفتید یا رشته کلام کاملا پاره شود.
وقتی این سه مانع را بشناسید، تازه متوجه میشوید که چرا ساعتها تمرین تستزنی و حفظ کردن بهترین کتاب گرامر زبان انگلیسی ، دردی دوا نمیکند از اینکه گلیمِ خود را از آب بیرون بکشید؛ آنهم در کفِ خیابانهای شهر جدید. عبور از این موانع، نیازمند عوض کردن فرمان است، نه بیشتر گاز دادن و درس خواندن!
راستی میتوانید مشکلات بیشتر زبانآموزان در مسیر یادگیری زبان را در بلاگ « چرا زبان انگلیسی یاد نمیگیرم؟ + 7 راهکار عملی » کاملتر بخوانید.
بسیاری از افراد فکر میکنند تا زمانی که پایشان به خاکِ کشور جدید نرسد، نمیتوانند در محیط زبانی شیرجه بزنند. اما واقعیت این است که شما میتوانید بخش بزرگی از این محیط را همین الان در اتاق خواب یا آشپزخانه خودتان بسازید. غوطهوری زبانی (Language Immersion) به این معنی نیست که شبانهروز کتاب لغت بخوانید؛ بلکه یعنی زبان جدید را قاطیِ روزمرگیهایتان کنید.
بیایید چند راهکار ساده و کاملا عملی را بررسی کنیم تا محیط اطراف شما، حال و هوای کشور جدید را پیدا کند:
از همین امروز زبان گوشی موبایل، لپتاپ و تنظیمات تلویزیون خود را تغییر دهید. شاید در روزهای اول برای پیدا کردن یک منوی ساده کمی کلافه شوید، اما ذهن شما خیلی زود یاد میگیرد کلمات جدید را به عملکردهای واقعی لینک کند و از ترجمه کردن دست بردارد.
وقتی در حال پختن غذا، رانندگی یا مرتب کردن کمد هستید، کارهایی که انجام میدهید را با صدای بلند (یا در دلتان) گزارش کنید. مثلا بگویید: «الان دارم پیازها را خرد میکنم» یا «باید کلیدها را روی میز بگذارم». این تمرین ساده، موتور جملهسازیِ فیالبداههٔ شما را حسابی روشن میکند.
نیازی نیست با دقت به تکتک جملات گوش دهید و یادداشتبرداری کنید. هنگام پیادهروی یا شستن ظرفها، یک پادکست روزمره پخش کنید. این کار باعث میشود ریتم، لحن و آهنگ زبان جدید به مرور ملکه ذهنتان شود تا گوشتان برای شنیدن سرعت واقعی مکالمات آببندی شود.
لیست خریدهای روزانه خود را به زبان مقصد بنویسید. وقتی در سوپرمارکت محل قدم میزنید، نام محصولات، قیمتها و دیالوگهای فرضی با صندوقدار را توی ذهنتان مرور کنید.
با این تکنیکهای کوچک، شما پیش از آنکه سوار هواپیما شوید، دهها موقعیت روزمره را در امنترین محیط ممکن تمرین کردهاید و زهرِ ترس از رویارویی با محیط جدید را گرفتهاید.
بیایید یک سناریوی واقعی را مرور کنیم. شما در کشور جدید به دندانپزشکی میروید. آیا پزشک از شما میخواهد که تفاوت زمان حال کامل و گذشته ساده را توضیح دهید؟ قطعا نه. او فقط میخواهد بداند دقیقا کدام دندان درد میکند و این درد از چه زمانی شروع شده است.
اینجا همان نقطهای است که روش «یادگیری مبتنی بر نیاز» ارزش خود را نشان میدهد. در این روش، شما به جای دستوپا زدن لابهلای کتابهای قطور گرامر، زبان را برای موقعیتهای واقعی زندگی یاد میگیرید. وقتی بدانید در بانک، اداره پست یا سوپرمارکت دقیقا به چه جملههایی نیاز دارید، استرس شما خیلی کم میشود.
برای درک بهتر، تفاوت یادگیری سنتی و مبتنی بر نیاز را مقایسه کنیم:
این دقیقا همان مسیری است دوره آموزش زبان برای مهاجرت لینگانو بر پایه آن بنا شده است. در این دوره، تمرکز روی مکالمات روزمره و عبارات کاربردی است؛ همان چیزهایی که فردا صبح در خیابانهای شهر مقصد گرهای از کارتان باز میکند. به جای درگیری با قواعد پیچیده، یاد میگیرید چطور منظور خود را سریع، شفاف و با اعتمادبهنفس برسانید.
با این تکنیک، زبان دیگر یک سوهان روح نیست؛ برگ برنده شما برای جا افتادن در زندگی تازهتان است.
مهاجرت به اندازه کافی چالشهای خاص خودش را دارد؛ اجازه ندهید ارتباط گرفتن و صحبت کردن قوز بالای قوز شود و دردسر تازهای برایتان درست کند. حالا که میدانید تفاوت زبان واقعی کف خیابان با زبان خشک کتابها چقدر زیاد است، وقت آن رسیده که بیگدار به آب نزنید و قدم اول را با زرنگی بردارید.
پیش از آنکه دوباره سراغ روشهای قدیمی بروید، باید بدانید الان در چه سطحی از مکالمه کاربردی قرار دارید و قفلهای زبانی شما در محیطهای واقعی چیست. برای اینکه یک محک جدی به خودتان بزنید و مسیر یادگیری مبتنی بر نیاز را دقیقا قدِ قوارهی خودتان ببرید و بدوزید، پیشنهاد میکنیم از یک آزمون تعیین سطح معتبر شروع کنید.
یادتان باشد، قرار نیست در ماههای اول یک سخنران بینقص باشید؛ فقط کافی است بتوانید بدون استرس، با اعتمادبهنفس و بدون تپق زدن، فنجان قهوه صبحگاهیتان را در کافه محله جدید سفارش دهید. همین قدمهای کوچک، مسیر زندگی تازه شما را میسازد.
سفر به چند کشور در آسیای شرقی مانند سفر به شمال(مازندران) نیست که فرصت آن سالی چند بار پیش بیاید؛ برای خیلی از افراد این تنها فرصت برای دیدن آن کشور ها است.
یکی از مهمترین بخشهای برنامهریزی سفر به مشهد، انتخاب هتل است. اگر به دنبال هتلی هستید که هم دسترسی خوبی به حرم داشته باشد و هم قیمت مناسب، این مطلب کارتان را راحت میکند.
اگر قصد دارید در یکی از هتل های لوکس چالوس اقامت کنید، بهتر است بدانید که انتخاب شما میان دو هتل خواهد بود؛ هتل پارسیان آزادی خزر چالوس و هتل ونوس پلاس چالوس.
وقتی عبارت آنتالیا کجا بریم را جستجو می کنید، احتمالاً هنوز نمی دانید بین لارا، کنیالتی، کاله ایچی، بلک، کمر، سیده یا آلانیا کدام منطقه را انتخاب کنید. واقعیت این است که بهترین جای آنتالیا برای همه یکسان نیست؛ کسی که به دنبال هتل های لوکس و ساحل اختصاصی است، انتخاب متفاوتی با مسافری دارد که قصد خرید، گشت وگذار شهری یا سفر اقتصادی دارد. در این راهنما، هر منطقه را از نظر موقعیت، امکانات، فاصله تا فرودگاه، نوع ساحل، هزینه اقامت، دسترسی به جاذبه ها و مناسب بودن برای خانواده، ها بررسی می کنیم
Δ