مهاجرت نیروهای متخصص حوزه فناوری سالهاست به یکی از مهمترین چالشهای اکوسیستم استارتآپی ایران تبدیل شده است. روندی که به باور فعالان این حوزه، ریشه در دشوارتر شدن شرایط کسبوکار دارد. در چنین شرایطی، بسیاری از متخصصان فناوری آینده شغلی خود را خارج از ایران جستوجو میکنند.
تینا مزدکی_هر بار که چمدانی بسته میشود، فقط یک نفر از مرزهای جغرافیایی عبور نمیکند؛ بخشی از دانش، تجربه و سالها سرمایهگذاری آموزشی نیز راهی مقصدی دیگر میشود. مهاجرت نیروی متخصص، سالهاست که از یک تصمیم شخصی فراتر رفته و به یکی از مهمترین دغدغههای بازار فناوری ایران تبدیل شده است. پدیدهای که آرام و تدریجی آغاز شد، اما امروز رد آن را میتوان در شرکتهای فناوری، استارتآپها و حتی دانشگاهها دید؛ جایی که حفظ نیروهای متخصص بیش از هر زمان دیگری به یک چالش تبدیل شده است.
حمیدرضا احمدی، عضو انجمن تجارت الکترونیک و فعال حوزه استارتاپ، در گفتوگو با خبرآنلاین ضمن بررسی دلایل مهاجرت متخصصان، معتقد است که بحران اصلی اکوسیستم استارتآپی ایران تنها خروج نیروهای متخصص نیست، بلکه شرایط اقتصادی به نقطهای رسیده که حتی راهاندازی و توسعه کسبوکارها نیز بیش از گذشته با چالش مواجه شده است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
حمیدرضا احمدی، عضو انجمن تجارت الکترونیک، در پاسخ به این پرسش که مهمترین عامل مهاجرت متخصصان حوزه فناوری چیست، توضیح میدهد: «بحث مهاجرت موضوع یکی دو سال اخیر نیست و دستکم حدود ۱۰ سال است که وجود دارد. به نظر من مهمترین عامل مهاجرت متخصصان، بیارزش شدن پول ملی و تورم داخلی است. در سالهای ۹۲ تا ۹۵، زمانی که نرخ دلار ثبات بیشتری داشت، حقوق برنامهنویسان و نیروهای فنی ایران از اروپا و آمریکا پایینتر بود، اما اختلاف آنقدر زیاد نبود که انگیزه اقتصادی بسیار قدرتمندی برای مهاجرت ایجاد کند. البته در همان سالها هم مهاجرت انجام میشد، اما بیشتر به دلایل غیرمالی؛ مسائلی مانند ثبات اقتصادی، اجتماعی و کیفیت زندگی که افراد تصور میکردند در کشورهای اروپایی و آمریکا وجود دارد.»
احمدی میگوید: «پس از سال ۹۶ و اتفاقاتی مانند خروج آمریکا از برجام، افزایش شدید قیمت دلار و افت ارزش پول ملی، شرایط کاملاً تغییر کرد. امروز شاید حقوقی که به نیروهای فنی پرداخت میشود نسبت به متوسط درآمد جامعه ایران رقم بالایی باشد، اما در مقایسه با درآمدی که همین افراد میتوانند خارج از کشور داشته باشند، فاصله بسیار زیادی ایجاد شده است. به همین دلیل مهاجرت از نظر اقتصادی به یک انتخاب منطقی تبدیل شده و بسیاری از متخصصان، دستکم درباره آن تحقیق میکنند. البته مسائل دیگری مانند تحریمها، جنگ، نااطمینانیهای اقتصادی و سایر شرایط کشور نیز در تقویت تصمیم افراد برای مهاجرت نقش دارند.»
عضو انجمن تجارت الکترونیک در پاسخ به این پرسش که آیا آمار قابل اتکایی درباره مهاجرت نیروهای متخصص وجود دارد، اظهار میکند: «من آمار دقیقی در اختیار ندارم، اما یکی از اتفاقات منفی چند سال اخیر این بود که مجموعهای که درباره مهاجرت ایرانیان پژوهش و آمار منتشر میکرد، فعالیتش متوقف شد. تا جایی که به خاطر دارم یک نهادی بود که روی این موضوع کار میکردکه آن را تعطیل کردند؛ بنابراین امروز دسترسی به دادههای دقیق هم دشوارتر شده است.»
احمدی در پاسخ به این پرسش که آیا توسعه هوش مصنوعی میتواند روند مهاجرت متخصصان را تغییر دهد، توضیح میدهد: «هنوز درباره تأثیر هوش مصنوعی نمیتوان با قطعیت صحبت کرد و این موضوع همچنان مبهم است. ممکن است هوش مصنوعی باعث کاهش استخدام در برخی حوزههای فنی و برنامهنویسی شود و همین مسئله بر مهاجرت نیروهای متخصص نیز اثر بگذارد؛ چراکه اگر فرصتهای شغلی در اروپا و آمریکا کمتر شود، طبیعتاً انگیزه مهاجرت هم کاهش پیدا میکند. البته برای قضاوت درباره این موضوع هنوز زود است و باید منتظر ماند.»
عضو انجمن تجارت الکترونیک در پاسخ به این پرسش که آیا مهمترین مشکل اکوسیستم استارتآپی، مهاجرت نیروهای متخصص است، تأکید میکند: «به نظر من مشکل اکوسیستم استارتآپی فقط کمبود نیروی متخصص نیست؛ مسئله اصلی این است که معادلات اقتصادی این اکوسیستم نسبت به سالهای گذشته بسیار سختتر شده است. قدرت خرید مشتری کاهش پیدا کرده، هزینه راهاندازی و توسعه استارتآپها از حقوق توسعهدهندگان گرفته تا هزینههای بازاریابی و سایر بخشها بهشدت افزایش یافته و در مقابل، توان خرید مشتریان کمتر شده است.»
او میگوید:« در چنین شرایطی، وقتی سرمایهگذاری هم مانند گذشته انجام نمیشود و منابع جذب سرمایه تقریباً خشک شدهاند، طبیعی است که بسیاری از کسبوکارها دیگر توجیه اقتصادی گذشته را نداشته باشند. به همین دلیل، به نظر من بحران اصلی امروز اکوسیستم استارتآپی، بیش از آنکه مهاجرت متخصصان باشد، دشوار شدن اقتصاد این اکوسیستم است که منجر به تصمیم متخصصان برای مهاجرت شده است.»
۵۸۳۲۳
طرح جامع، با وجود پشتیبانیهای اولیه مجموعه های مختلف و مرتبط، از جمله شورای شهر تهران که با آن موافقت کردند، به مرحله اجرا نرسید. تغییر رویههای مدیریتی و اولویتدادن به پروژههای زودبازده و پرطرفدار در میان عامه، مانع اجرای برنامههای بلندمدت و بنیادین شد…تداوم الگوی وارداتمحور و نفتمحور، دلیل مهم عدم تحقق برنامه هوشمندسازی شهری بود؛ زیرا تا زمانی که ارزبری ۱۵ میلیارد دلاری شهر با پول نفت تأمین میشد، انگیزهای برایگذار به اقتصاد دانشبنیان و تولید کالاهای صادراتی با ارزش افزوده بالا وجود نداشت…این موضوع نشان میدهد که مشکل، ریشه در عدم درک صحیح از مفاهیم بنیادین توسعه دانشبنیان و لجستیک در سطح کلان کشور دارد.
محور این برنامه که در هتل لاله تهران برگزار شد «توسعه مهارت» در نوجوانان ذکر شدهبود. اینکه بچهها از این سن به فکر کسب «مهارت» باشند و از همین سن به فکر این باشند که آیا میتوانم «در قالب کار گروهی» یک فعالیت اقتصادی در بازار ایران/منطقه داشته باشم؟هر تیم موظف شده بود که برای داوران و حضّار توضیح دهد که در مسیر اجرای ایده خود با چه «عدم قطعیت» هایی (Uncertainties) مواجه خواهد شد؟ و برای مدیریت آنها چه برنامه ای دارد؟
مسئول بانک خون بند ناف رویان قزوین گفت: ذخیرهسازی خون بند ناف با حفظ سلولهای بنیادی، فرصت درمان بیماریهایی مانند سرطان خون، تالاسمی، کمخونیهای شدید و برخی نقصهای ایمنی را فراهم کرده و شانس موفقیت درمان را افزایش میدهد.
زیستبوم علم و فناوری ایران پس از دو دهه فعالیت، به یک نقطهعطف تاریخی و استراتژیک رسیده است. در رویداد راهبردی «معماری نوین حکمرانی علم و فناوری کشور»، معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری با نقد رویکردهای گذشته، از چرخش بزرگ ایران از پارادایم «دانشبنیان» به سمت «قدرتبنیان» خبر داد.
Δ