دیگر فرقی ندارد که کارگر باشید یا کارمند؛ فشارهای اقتصادی بر هر دو گروه به شدت سنگین شده است. حتی با افزایش حداقل حقوقها در سال آینده به ۱۰ و ۱۳ میلیون تومان، فاصله بین درآمد و هزینههای واقعی زندگی همچنان ادامه دارد. اجاره یک خانه متوسط، هزینهای بالاتر از کل حقوق ماهانه را میطلبد و جایی برای تأمین نیازهای اولیه باقی نمیگذارد. این وضعیت به فرسایش کامل طبقه متوسط و افزایش نارضایتی و آسیبهای اجتماعی منجر شده است.
بر اساس ارقام رسمی، حداقل حقوق کارگران در سال جاری حدود ۷ میلیون تومان است که با خوشبینی، احتمالاً سال آینده به ۱۰ میلیون تومان افزایش خواهد یافت. در مقابل، حقوق کارمندان که اکنون حدود ۱۰ میلیون تومان است، قرار است به ۱۳ میلیون تومان برسد. اما آیا این ارقام در برابر هزینههای واقعی زندگی، توان ایستادگی دارند؟
در شرایط کنونی، هزینه اجاره یک خانه معمولی در مناطقی که طبقه متوسط توان سکونت در آن را دارند، حداقل ۲۰ میلیون تومان در ماه است. این یعنی حتی اگر تمام حقوق ماهیانه یک کارگر یا کارمند به اجاره خانه اختصاص یابد، باز هم کسری بزرگی وجود دارد. در چنین شرایطی، خوراک، پوشاک، بهداشت، آموزش و سایر نیازهای ابتدایی زندگی بهطور کامل از معادله زندگی حذف میشوند.
در شرایطی که درآمدها نهتنها از تورم جا ماندهاند، بلکه حتی نیازهای پایه را نیز پوشش نمیدهند، زندگی افراد به شکلی ماشینی و بیروح تبدیل شده است. کارگران و کارمندان، هر دو در چرخهای گرفتار شدهاند که در آن تمام انرژی و زمان خود را صرف کار کردن میکنند، اما باز هم به حداقل استانداردهای زندگی دست پیدا نمیکنند.
تفریح، سفر، آموزشهای ارتقا شخصی، خرید کالاهای با دوام، و حتی پسانداز برای آینده، به اموری لوکس و دستنیافتنی تبدیل شدهاند. این وضعیت نهتنها باعث خستگی و ناامیدی میشود، بلکه پایههای توسعه اجتماعی و اقتصادی را نیز تضعیف میکند.
همسانشدن مشکلات معیشتی کارگران و کارمندان نشاندهنده نابودی تدریجی طبقه متوسط در ایران است. این طبقه، که نقشی اساسی در پویایی اقتصادی و اجتماعی کشورها ایفا میکند، اکنون در وضعیتی قرار گرفته که نهتنها نمیتواند از پس هزینههای زندگی بربیاید، بلکه در بسیاری از موارد به زیر خط فقر سقوط کرده است.
پیامدهای این بحران تنها به فرد محدود نمیشود. کاهش توان خرید، حذف فرصتهای تفریحی و آموزشی، و افزایش نارضایتی اجتماعی، زمینهساز مشکلات گستردهتری در جامعه میشود. افزایش جرایم خرد، تشدید خشونتهای خانوادگی و اجتماعی، گسترش افسردگی و بیماریهای روانی، و رشد تمایل به مهاجرت، از پیامدهای آشکار این وضعیت است.
بازار کار ایران با پدیدهای فراتر از کمبود فرصت شغلی مواجه شده است؛ ریزش و ماندگار نبودن نیروی کار، بهویژه در مشاغل رسمی، در حالی تشدید شده که شکاف میان دستمزد و هزینههای زندگی، قراردادهای ناپایدار و تغییر انتظارات نسل جدید، کارگران را به سمت مشاغل غیررسمی و گذرا سوق داده است؛ بهطوری که به گفته رئیس کانون کارگران ساختمانی، حدود ۳۵ درصد نیروها پیش از پایان سال نخست کار خود، محیط کاری را ترک میکنند.
با اجرای نرخ سوم بنزین و افزایش قیمت سوختگیری با کارت جایگاه به لیتری ۱۰ هزار تومان، هزینه استفاده از خودرو افزایش یافته است؛ بررسی مصرف ترکیبی و ظرفیت باک خودروهای داخلی و مونتاژی نشان میدهد هزینه پیمایش ۱۰۰ کیلومتر با نرخ جدید بین حدود ۶۴ تا ۸۳ هزار تومان و هزینه پر کردن کامل باک نیز بین ۴۱۰ تا ۶۶۰ هزار تومان خواهد بود.
پرداخت معوقات فروردین بازنشستگان برای همه مشمولان، از جمله افرادی که حقوق خود را از بانکهایی غیر از بانک رفاه دریافت میکنند، به پایان رسیده است؛ با این حال هنوز زمان واریز معوقات اردیبهشت مشخص نشده و بازنشستگان در انتظار اعلام زمان پرداخت هستند.
سید صولت مرتضوی، وزیر سابق تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با تأکید بر ضرورت جبران تدریجی عقبماندگی تاریخی دستمزد کارگران گفت افزایش حقوق بهتنهایی نمیتواند مشکلات معیشتی را حل کند و دولت باید همزمان با افزایش متناسب دستمزد با نرخ تورم، برای مهار تورم و تأمین مسکن کارگران نیز اقدام کند.
Δ