نمایشگاه خودرو تهران فقط روایت فاصله درآمدی مردم با خودروهای روی سکوها نیست. برای بعضی خودروها حتی نزدیکشدن و لمسکردن هم ممکن نیست؛ خودروهایی که قرار است در بازار ایران فروخته شوند، اما در نمایشگاه بیشتر شبیه اشیای نمایشیاند.
مسئله مهمتر اما پشت این ویترین اتفاق میافتد. امسال تعداد زیادی شرکت کوچک با تعداد محدودی خودرو وارد بازار شدهاند و مدلهای مختلف را با تیراژ پایین وارد میکنند. در حالی که اقتصاد مقیاس در خدمات پس از فروش یک مسئله جدی است. وقتی تعداد یک مدل در بازار به چند صد دستگاه محدود میشود، ایجاد شبکه قطعه، تعمیرگاه، تجهیزات تخصصی و نیروی آموزشدیده برای آن مدل میتواند از نظر اقتصادی توجیه نداشته باشد.
افت دلار تا زیر ۲۳۰ هزار تومان، بازار خودرو را هم اندکی نزولی کرد، اما نه آنقدر که بتوان از تغییر روند سخن گفت. رکود همچنان حرف اول را میزند؛ بازاری که بیشتر تماشاگر دارد تا خریدار، مگر در خودروهای خاص و میلیاردی که داستان کاملاً متفاوت است.
وقتی نمودار توزیع خودرو در دهکهای مختلف بررسی میشود، مشاهده میکنیم که در دهک اول حدود 2درصد جامعه خودرو دارند اما در دهک دهم حدود 2درصذ خودرو ندارند.
اظهارات اخیر درباره افزایش قیمت بنزین، یک سؤال مهم را دوباره مطرح کرده است: آیا سیاست فعلی سوخت واقعاً به شکل یکسان به همه خودروها و مصرفکنندگان فشار وارد میکند؟ در شرایطی که دولت از ناترازی بنزین، کنترل مصرف و ضرورت اسقاط خودروهای فرسوده میگوید، تفاوت شدید مصرف سوخت میان خودروهای قدیمی و خودروهای کممصرف، هیبریدی و برقی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
صنعت خودرو در یکی از بزرگترین دورههای تحول تاریخ خود قرار گرفته است؛ برقیسازی، نرمافزار، رقابت چین، تغییر زنجیره تأمین و تحولات ژئوپلیتیک همزمان خودروسازان سنتی را تحت فشار گذاشتهاند. دویچهوله این وضعیت را فرصتی برای بازتعریف خودرو میداند.
Δ