ترکشهای جنگ 40 روزه ایران و آمریکا-اسرائیل بر پیکره خودروسازی کشور نیز نشست، تا جایی که هنوز اجازه نداده تولید طبق روال هر ساله شکل بگیرد.
خودروسازی و قطعهسازی کشور تا قبل از آغاز جنگ 40 روزه در نهم اسفند پارسال، روند نسبتا عادی تولید خود را داشتند، اما جنگ که شروع شد، رفته رفته به سمت توقف تولید رفتند.
این توقف، بیشتر از جنبه ایمنی نیروی انسانی بود، زیرا احتمال میرفت آمریکا و اسرائیل، صنایع خودرو و قطعه را هدف قرار دهند.
مهمترین اتفاقی که خودروسازان و قطعهسازان کشور در طول جنگ 40 روزه با آن مواجه شدند، حمله به فولاد مبارکه و تعطیلی این غول فولادی کشور بود.
با توجه به وابستگی آنها به ورقهای فولادی، تعطیلی فولاد مبارکه میتواند روند تولید خودرو و قطعه را مختل کند. این البته در حالی است که فولاد مبارکه مجوز واردات انحصاری ورق فولادی را اخذ کرده و قرار است نیاز خودروسازان و قطعهسازان را از این مسیر تامین کند.
در اولین برنامه جاده مخصوص در سال جدید، نگاهی انداختهایم به آنچه بر خودروسازی و قطعهسازی کشور طی جنگ 40 روزه گذشت.
بحران فولکسواگن دیگر فقط مشکل یک خودروساز نیست. کاهش تقاضا، هزینه بالای تولید، تعرفههای آمریکا و رقابت چینیها، مدل صنعتی آلمان را زیر فشار برده و آینده صنعت خودروی اروپا را هم به خطر انداخته است.
دلار پس از صحبتهای شب گذشته مسعود پزشکیان افزایشی شد و به محدوده ۲۰۵ هزار تومان رسید، اما بازار خودرو هنوز واکنش یکدستی به این سیگنال نشان نداده است. قیمتها نوسانی و بیرمقاند و بازار همچنان برای افزایش مقاومت میکند.
تهدید جدید دونالد ترامپ برای اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر خودرو و قطعات وارداتی از کانادا، برخلاف تصور کاخ سفید، فقط کانادا را هدف نمیگیرد؛ زنجیره تولید خودروسازی آمریکا بهشدت به کانادا گره خورده و اجرای این تعرفه میتواند هزینه تولید و قیمت خودرو در هر دو سوی مرز را بالا ببرد.
بحث درباره تخلف احتمالی مونتاژکاران خودرو، از خوداظهاری در ارزش کالاهای وارداتی گرفته تا بهرهمندی از ارز ارزانتر، موضوعی است که باید دستگاههای نظارتی و قضایی درباره آن تصمیم بگیرند. اما شاید پرسش مهمتر، یک گام عقبتر باشد: اگر طبق اظهارات مطرحشده، یک خودروساز طی چهار سال حدود ۶ میلیارد دلار ارز دریافت کرده، این منابع میتوانستند در کجا هزینه شوند و چه فرصتهایی در مقابل آن وجود داشت؟
Δ