گاهی زیبایی در جزئیات معنا پیدا میکند؛ در پیچوخم نقشهایی که با طلا و رنگ، جان کاغذ را زنده میکنند. این ظرافت بیمانند، نامی کهن دارد: هنر تذهیب؛ هنری که نهفقط شاخهای از صنایعدستی ایران، بلکه زبان تصویری فرهنگ ایرانی است.
گاهی شکوهِ زیبایی در ریزنقشها رخ میدهد؛ در پیچوتاب طرحهایی که با زر و رنگ، روحی تازه به کاغذ میبخشند. این ظرافت دیرینه نامی آشنا دارد: هنر تذهیب؛ هنری که فقط زیرمجموعهای از صنایعدستی نیست، بلکه روایت تصویری فرهنگ ایرانی است.
تذهیب در واژه به معنای زراندود کردن میآید؛ اما در عمل، جهانی از هماهنگی رنگ و نقش میآفریند. این هنر اصیل در سال ۱۴۰۲ طی هجدهمین نشست کمیته میراث ناملموس، بهعنوان میراث فرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار ایران در یونسکو ثبت جهانی شد.
ریشههای کتابآرایی ایرانی و تذهیب، به روزگار پیش از اسلام میرسد؛ وقتی مانی، نگارگر نامدار عصر ساسانی، کتابهایش را با نگارهها میآراست.
تذهیب ادامه همان راه است؛ راهی که امروز در نسخههای خطی، قرآنهای آراسته و حتی طراحیهای معاصر انعکاس یافته. اگر میخواهید با تاریخ تذهیب، شیوههای اجرا و نمونههای چشمگیر آن آشنا شوید، این مطلب از دستی بر ایران همراه شماست.
تذهیب، هنری برای همآوایی رنگ، نقش و فضاست؛ زبانی دیداری برای بازنمایی قداست و زیبایی در سنت کتابآرایی ایرانی. –محمدعلی کریمزاده تبریزی
تذهیب، هنری برای همآوایی رنگ، نقش و فضاست؛ زبانی دیداری برای بازنمایی قداست و زیبایی در سنت کتابآرایی ایرانی.
–محمدعلی کریمزاده تبریزی
معنایی که فرهنگنامههای فارسی از تذهیب آوردهاند، همواره تمام بُعد این هنر را نشان نمیدهد. دانستههای ما بیشتر در نام و روایتِ نقاشان و مُذهِّبان کهن خلاصه شده است. بااینهمه، میدانیم «تذهیب» واژهای عربی از ریشه «ذهب» و در باب تفعیل است؛ یعنی پیوندی مستقیم با «طلا». در فرهنگ عمید نیز «آرایش و نقشونگار اوراق نسخههای خطی با آبِ زر و لاجورد» برای این واژه آمده است.
برای تعریفی کاربردی میتوان گفت:
طراحی، رنگپردازی و زرکاریِ طرحها و نقوش گیاهی، اسلیمی، ختایی، هندسی و گاه پیکرههای انسانی و جانوری برای آذینبندی سطوح مختلف با قلمموهای ساختهشده از موی سمور و گربه، همان چیزی است که «هنر تذهیب» نام میگیرد.
این نقشها بیشتر برای آراستن کتابهای مذهبی، فرهنگی، تاریخی، دیوانهای شعر، جُنگهای هنری و قطعات خط به کار میروند و معمولاً حاشیهها و پیرامون صفحات را میآرایند.
نقاشان و مُذهِّبان، بسته به شیوه، از تذهیب برای آراستن متون دینی ــ بهویژه قرآن ــ بهره میگیرند. بهطور کلی، این هنر به دو شاخه «شانهای» و «مُعَرَّق» تقسیم میشود:
در ادامه، نمونههایی از کاربرد تذهیب در رشتههای مختلف را میبینید:
خطاطی از زیباترین هنرهای دیداری است که «زیبانویسی» تنها بخشی از آن بهشمار میآید. گرایش به این هنر، از نظم و هندسه دقیق آن میآید. خوشنویس با رعایت قواعد ظریف و چیدمان دقیق حروف، صفحهای موزون میآفریند.
بسیاری از خطاطان با تذهیب آشنا بودهاند و پیوند این دو، کلمات را به اوج جلوه میرساند. در خطاطی، هر واژه باید مطابق هندسه و قاعدههای مشخص نوشته شود؛ همین ریزهکاریهاست که اوج هنر را نمایان میکند. در طول قرنها، استادان خوشنویسی رسمالخطها و آیینهای مشق را تدوین و منتقل کردهاند.
پس از اسلام، هنرمندان برای پاسداشت حرمت قرآن، از تذهیب در آراستن آن بهره گرفتند. چون این کار در نظر مسلمانان ثواب داشت، بهعنوان همنشین خوشنویسی رونق گرفت و ارزش بصری آن را دوچندان کرد. بسیاری از شاهان و هنرمندان ایرانی قرآنها را مُذَهَّب کرده و به مساجد و اماکن مقدس پیشکش نمودند.
در دربارها، مُذهِّبان با بهترین ابزار، از زر و لاجورد تا کاغذهای ممتاز، کار میکردند. بهتدریج، تذهیب «هنر مادر» خوانده شد و طرحها و اصولش بالید و به حوزههایی چون کوزهگری، گچبری، سنگتراشی، فلزکاری، پارچهبافی و قالیبافی راه یافت. از درخشانترین نمونهها میتوان به سرفصلهای کتب دوره تیموری و سرلوحههای دوره صفوی اشاره کرد.
گفتهاند خوشنویسِ کامل باید تذهیبکار و نقاش نیز باشد. وجود نسخهای از سده پانزدهم میلادی نشان میدهد خالق آن بر تذهیب، خوشنویسی و حتی صحافی مسلط بوده است. مُذهِّبانی که خوشنویسی میدانستند «کاتب» نامیده میشدند و آنان که همه امور کتاب ــ از ساخت کاغذ تا کتابت، تذهیب سرفصلها، نسخهبرداری و فروش ــ را برعهده داشتند «ورّاق» خوانده میشدند.
تذهیب علاوه بر تزیین کتابها، در زمینههای دیگر نیز به کار میآید. چند نمونه:
نگارگری همان تصویرگریِ ظریف با ویژگیهای تزیینی است که از دیرباز در شرق نزدیک رواج داشته و در کتابهای علمی، پزشکی، مذهبی و بهویژه ادبی بهکار میرفته. برخی، تذهیب را زیرشاخه نگارگری میدانند، هرچند امروزه جایگاهی مستقل یافته است؛ بااینحال، پیوند این دو انکارشدنی نیست.
اگر بخواهیم نقش تذهیب در نگارگری را خلاصه کنیم: «آراستن متون دینی و تاریخی، بناها، تابلوها و دیگر آثار با نقشهای زرین و رنگین.»
تذهیب در کنار هنرهایی چون نگارگری، میناکاری، خاتم و مُرصّع از اصیلترین هنرهای ایرانی است. در این ترکیب، نقشمایههای اسلیمی، ختایی و مشعر (تشعیر) برجستهتر دیده میشوند:
با رواج خط عربی، آرایش نسخههای خطی صورت تازهای یافت. زر برای گلها، ساقهها و برگها در حاشیهها، آغاز و انجام کتب و سرلوحها به کار رفت. اسلیمی که پیش از اسلام نیز به شکل نقشهای گیاهیِ منحنی و درهمتنیده رواج داشت، به ستون ترکیببندی تذهیب بدل شد.
امروز اسلیمی با الگوهای هندسیِ منظم در طراحی تذهیب تکامل یافته و گاه از خطوط کوفی نیز الهام میگیرد.
در تذهیب، نقشهای ساقه و برگ و گلهای درهمپیچ با رنگهای ویژه نیز بهکار میرود که آنها را «ختایی» یا همان گلوبته مینامند.
آمیزش اسلیمی و ختایی با تصویر پرندگان، جانوران، مناظر طبیعی و چهرههای انسانی «مشعر» یا «تشعیر» نام دارد. در این شیوه، موجودات افسانهای چون هما و سیمرغ و نیز اژدها، شیر، پلنگ و آهو نیز دیده میشود.
در تشعیر، زر بر دیگر رنگها چیره است؛ و یادآوری اینکه در تذهیب قرآن از نقشهای جانوری پرهیز میشود.
با دلبستگی هنرمندان به تذهیب، این هنر به بسترهای دیگر نیز راه یافته؛ از جمله بر روی ابزار و ظروف چوبی. در این حوزه برای انتقال طرحها از مداد و پاککن تا پرگار و نقاله، قلممو، چوب صیقلی و رنگهای گوناگون استفاده میشود.
کتابآرایی در ایران پیشینهای کهن دارد و به پیش از اسلام بازمیگردد. گفتهاند «مانی» نقاش نامآور ایرانی، برای رساندن بهتر پیام، کتابهایش را میآراست؛ هرچند از آن آثار چیزی برجا نمانده است، چراکه مخالفان آیین او آنها را از میان بردند.
در دوره اسلامی، کتابآرایی با بهرهگیری از تذهیب تداوم یافت و پژوهشگران آن را دنباله شیوه مانوی میدانند.
آن دسته از هنرها که بر ادراک بصری و داوری زیباییشناختی تکیه دارند «تجسمی» نامیده میشوند: نقاشی، خوشنویسی، مجسمهسازی، چاپ دستی، گرافیک و… همچنین شاخههای کاربردی چون طراحی صنعتی، گرافیک، مد، طراحی داخلی و هنرهای تزیینی. تذهیب نیز در زمره هنرهای تجسمی است؛ چراکه طراحی نقوش آن بر تجربه دیداری استوار است.
بر پایه پژوهشها، خاستگاه تذهیب به روزگار ساسانی میرسد. با بررسی آثار دورههای گوناگون درمییابیم که تذهیب ایرانی بر هنرهای رایج در هند، ترکیه، عثمانی و سرزمینهای عربی اثر گذاشته است. مهاجرت هنرمندان به هند در عصر صفوی، گونهای از نقاشی «ایران و هند» را پدید آورد.
در آن زمان، این هنر در ترکیه و عثمانی چندان رونقی نداشت و حضور هنرمندان ایرانی به گسترش آن انجامید. در کشورهای عربی نیز آشنایی بیشتر از رهگذر هنرمندان ایرانی ممکن شد، اما استمرار نداشت و به اوج نرسید.
نتیجه روشن است: تذهیب ایرانی در جهان همتا ندارد. نمونههایی در اروپا دیده میشود، اما با گونه ایرانی فاصله بسیار دارند. در ادامه، حضور تذهیب ایرانی در کتابها را مرور میکنیم:
بیشتر شاهنامههای تاریخی با حاشیهپردازیها و سرلوحهای آراسته، گیرایی مضاعف یافتهاند؛ توجه خواننده را میربایند، خستگی را میکاهند و زمان مطالعه را افزایش میدهند. از نمونههای برجسته میتوان «شاهنامه دموته»، «شاهنامه شاهتهماسب» و «شاهنامه بایسُنقُری» را برشمرد؛ که دومی نمونهای کمنظیر از همنشینی کتابت، صفحهآرایی، جدولکشی، تذهیب و تصویر است.
از مهمترین کتابهای آراسته با تذهیب میتوان به دیوانهای حافظ و سعدی و داستانهای فارسی چون «کلیله و دمنه» و «هزار و یک شب» اشاره کرد. این آرایهها در بخشهای گوناگون، از صفحات آغازین تا میان و پایان کتابها، به چشم میآیند.
در عهد قاجار، با گسترش سواد، کتابهای ادبی و علمی فراوانی نوشته شد و بسته به توان مالی و جایگاه سفارشدهنده، با آرایههای مختلف آذین یافت. بسیاری از این کتابهای علمی در حوزههایی چون منطق، پزشکی، لغت، نجوم و هیئت نوشته شدهاند. صفحه نخستشان ــ که در کتابخانه ملی نگهداری میشود ــ معمولاً دارای سرلوح، کتیبه و جدول است.
تذهیب از هنرهای بیبدیل ایرانی است؛ از ایران باستان ریشه دارد و در قرون نخستین اسلامی به شکوفایی رسید. گونهای اروپایی هم از تذهیب دیده میشود که با نقشهای برگ مو، برگهای رنگین و گاه پرندگان، جانوران و انسان همراه است؛ اما با نمونه ایرانی همسنگ نیست.
اگر پاسخ خود را در فهرست زیر پیدا نکردید، در بخش دیدگاههای همین نوشته مطرح کنید تا در کوتاهترین زمان پاسخ دهیم.
🎨تذهیب در رده هنرهای تجسمی جای میگیرد؛ زیرا با رنگ، نور و فرم سر و کار دارد و از مسیر دیدن بر مخاطب اثر میگذارد.
📖در گذشته، تذهیب عمدتاً برای آرایش نسخههای خطی بود؛ امروز علاوه بر کتابآرایی، در نگارگری، تذهیب روی چوب و تزیین اشیای هنری نیز بهکار میرود.
🍃نقوش اسلیمی (گیاهیِ پیچان)، ختایی (گلوبته) و مشعر یا تشعیر (آمیخته با تصویر پرندگان و جانوران) بیشترین کاربرد را دارند.
نشست تخصصی «هنر در میدان نبرد روایتها؛ از رسانههای کلاسیک تا هوش مصنوعی»، روز شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ از ساعت ۱۴ تا ۱۶ در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به صورت حضوری و برخط برگزار میشود.
محمدموفق، از دستیاران کارگردان و برنامهریزان قدیمی سینما که چندی قبل هم در بیمارستان بستری بود از دنیا رفت.
علی نصیریان بیان کرد: ایران از بین رفتنی نیست چون ما ملت ریشهداری هستیم نه یک ملت ۲۵۰ساله.
گلاره عباسی و سیاوش چراغیپور از جمله بازیگرانی هستند که اینبار در اجرای نمایش «بتهوون» با طراحی و کارگردانی جواد مولانیا در شیراز روی صحنه میروند.
Δ