قبیله قایی ترکیه از جمله قبیلههای ترک محسوب میشود و قشقاییها نیز عضوی از آنند. در واقع، قایی نام شخصی از این قوم است که نسبت به سایر اعضای قوم خود برتری داشت و با سپاهیگری روزگار میگذراند. او سپاهیان خود را به سه گروه سکایی، سلجوقی و قشقایی تقسیم کرده بود. قشقاییها پیش قراولان سپاه او بودند که بعدها در ایران ساکن شدند. گاهشمار سلجوقیها نیز در خلاصه تاریخ ایران ذکر شد و مطلب جداگانهای دربارهی آنها نوشتیم.
قبیله قایی ترکیه در شمار تیرههای ترک جای میگیرد و قشقاییها را نیز در بر میگیرد. روایتها قایی را نام یکی از نامآوران این قوم میدانند که بر همتباران خود برتری داشت و زندگیاش بر محور سپاه و جنگاوری میچرخید. او نیروهایش را به سه بخش سکایی، سلجوقی و قشقایی سامان داده بود؛ قشقاییها پیشاهنگ سپاه او بودند و بعدها در ایران رحل اقامت افکندند. گوشههایی از سرگذشت سلجوقیان نیز در «خلاصه تاریخ ایران» آمد و برای آنان نوشتاری جداگانه فراهم کردهایم.
بد نیست بدانیم که نامهای سکایی، سلجوقی و قشقایی در آغاز با صورتهای دیگری بر زبان میآمدند و بهتدریج به شکل امروزی درآمدند. در این مطلب ضمن معرفی قبیله قایی و گذشته آنها، روند دگرگونی نام این سه گروه را شرح میدهیم و علت ماندگاری قشقاییها در ایران را نیز روشن میکنیم.
از میان ۲۴ ایل نامدار ترکان، قبیله قایی ترکیه—که به کای نیز شناخته میشود—اهمیت ویژهای دارد. در فرهنگ ترک، از خانی افسانهگون به نام اوغوزخان یاد میشود که بخشی از زندگیاش در روایتها رنگ اسطوره گرفته است. این قوم برای تبیین ریشههای خود به افسانه اوغوزخان تکیه میکنند. در این میان، «قایی» فرزند ارشد «گونخان» و او نیز پسر بزرگ اوغوزخان بود. بزرگان این تیره بعدها بنیان امپراتوری عثمانی را نهادند.
نام «قایی/کای» در لغت به معنای «استوار»، «نیرومند» و «همچون توفان» آمده است. نماد پرنده این قبیله «شونقار» بود؛ همان «سُنقُر»، شکاری از تیره بازها.
سلسله عثمانی—که بارها نامش شنیده میشود—به دست عثمان یکم پایهگذاری شد. بنا بر منابع گوناگون، نیاکان عثمان از قبیله قایی بودند که همراه دیگر عشایر تُرکمان رهسپار آناتولی (ترکیه امروز) شدند. در متون قرون وسطی ترکان اوغوز را «ترکمان» میخواندند.
از میانه قرن یازدهم میلادی، ترکمانان آسیای میانه دولت نیرومندی را با عنوان امپراتوری سلجوقی در ایران و خاورمیانه برپا کردند. رزمآوری آنان سبب شد در سده دوازدهم، با پیروزی در نبرد ملازگِرد بر بیزانس، سراسر آناتولی را بگشایند.
پس از آن، در نیمه قرن سیزدهم میلادی با روم شرقی درگیر شدند و سپس رویاروی مغولها ایستادند. مغولان پس از بنیاد ایلخانیان در ایران و میانرودان، به آناتولی تاختند و نتیجه این کارزار، فرسودگی و سپس فروکاهی سلجوقیان روم بود؛ حکومتی که خود را مستقل میپنداشت.
با ضعف سلجوقیان روم در اواخر قرن چهاردهم میلادی، بیگنشینهای آناتولی بر بخشهای گستردهای از این سرزمین چیره شدند. این دولتکها واحدهایی خودمختار در آسیای کوچک بودند؛ نخست زیر پرچم سلجوقیان و بعدها تابع اقتدار مغول. آنان زیر سیطره مغول فرمان میراندند و حق ضرب سکه نداشتند.
در واپسین سالهای قرن پانزدهم میلادی، یکی از این بیگنشینها به نام عثمانبیک—از تبار قایی—به فتح مناطق گوناگون پرداخت و حکومت بیگنشینی را به دولت عثمانی بدل کرد.
منابعی چون «دیوان لغاتالترک» محمود کاشغری و کتیبههای دشت اورخون، قایی را از تیرههای ۲۴گانه ترکان اوغوز معرفی میکنند که به جسارت در جنگ آوازه داشتند. گمان میرود نامگذاری آنان به «قایی» با سنت قلعهنشینیشان پیوند داشته باشد.
اهالی قبیله قایی را از دودمان اوغوزخان دانستهاند و خود اوغوزخان را به نقل برخی روایات از نسل حضرت نوح. در روایتها «قایی» نام مردی از همین تیره است که از برادران و همقبیلههایش نیرومندتر و هوشمندتر بود. او سپاهیگری پیشه داشت و با ساماندادن قشون فراوان، به لشکرکشی میپرداخت. نیروهایش را به سه بخش تقسیم کرده بود:
بر پایه روایتهای تاریخی، «ساق قایی»ها با دگرگونی آوایی «ق» به «ک»، «ساک کایی» و سپس «سکایی» خوانده شدند. این گروه در خاور ایران نشیمن گزیدند و زیستگاهشان به «سکستان/سگستان» شهره شد؛ سپس «سکزی/سگزی». پس از یورش اعراب و نبود حرف «گ» در خط عربی، این نام به «سجستان» یا «سیستان» بدل شد.
جناح چپ یا «سول قایی»ها نیز به مرور برای سهولت تلفظ «سولغوری/سلغری» و آنگاه «سلجوقی» نام گرفتند. آنان پیش از خوارزمشاهیان زمانی بر ایران حکم راندند و سپس میراثشان به دولت عثمانی پیوست و به امپراتوری گسترده عثمانی انجامید.
پیشقراولان یا بخش مرکزی سپاه، یعنی قشقاییها، در نواحی گوناگون آسیا و اروپا پراکنده شدند. قشقاییها را در منابع با نامهای متفاوتی هم دیدهاند، از جمله:
ایران به واسطه جایگاه جغرافیایی کمنظیر، همواره پل پیوند شرق و غرب بوده و در تاریخ خاورمیانه و پیرامون آن نقشی کلیدی داشته است. از همین رو، اقوام بسیاری از این خاک گذر کرده و شماری در همین سرزمین ماندگار شدهاند. برهمکنشهای اجتماعی میان این گروهها، دگرگونیهای مهمی در تاریخ و جغرافیای ایران بزرگ و آسیا رقم زده است.
در گذشته، گستره «ایران بزرگ» به حدود دو میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع میرسید. مرزهای آن چنین شناخته میشد:
قشقاییها در گذر از این پهنه، ایران را بهسبب موقعیت ممتازش برای اقامت برگزیدند. آنان در دورههای مختلف از حاشیههای ترکستان—که در تقسیمات تاریخی بخشی از ایران بزرگ بهشمار میآمد—به فلات ایران درآمدند و در جنوب کشور ساکن شدند. اقتدار سیاسیشان نیز سبب شد نزد دیگر اقوام مقبولیت یابند.
زبان گفتاری قشقاییها ترکی است. آنان در استان فارس و جنوب ایران از قدرتهای اثرگذار به شمار میآمدند. هرچند روایتهای گوناگونی درباره خاستگاهشان وجود دارد، اما آنچه در این نوشتار آمد، شاکله شناختهشده زندگی و نقش آنان است.
یکی از تیرههای اوغوز به نام قبیله قایی، پس از ورود به آناتولی و سپس یورش به ایران، سلسله سلجوقی را در این سرزمین برپا کردند. این دولت نزدیک به یکونیم قرن پایدار ماند و در پی کارزارها با مغولان رو به ضعف گذاشت و از هم پاشید. جای آن را بیگنشینهای آناتولی گرفتند که زیر فرمان مغول میزیستند. در ادامه، عثمان—از خاندان قایی—این ساختار را به دولت عثمانی بدل کرد. «دستی بر ایران» با بازگو کردن رخدادهای راستین تاریخ ایران و همسایگان، مخاطب را به شناخت روشنتری از گذشته فرامیخواند.
در ادامه مجموعهای از پرسش و پاسخهای مرتبط با متن حاضر آمده است تا برداشت دقیقتری از موضوع داشته باشید. اگر پرسشی خارج از این موارد دارید، در بخش دیدگاهها مطرح کنید تا پاسخ داده شود.
این واژه مفاهیمی چون نیرومند، استوار و تندآسا (چون توفان) را تداعی میکند.
آنان پیشاهنگان سپاه قایی بودند که بعدها در ایران مستقر شدند.
بخش چشمگیری از نیروهای سلجوقی از میان افراد این قبیله برگزیده میشدند. خود سلجوقیان نیز از تیرههای اوغوز بودند.
او پدر عثمان یکم و فرزند سلیمانشاه، پیشوای قبیله قایی بود؛ با پیروزیهای بسیار در نبرد با مغولان و صلیبیان. علاءالدین کیقباد، از حاکمان سلجوقیان روم، او را بر دومانیچ، سوگوت و پیرامون آن گمارد.
استاندار خوزستان با تقدیر از وزارتخانههای فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی، نیرو و کشور به دلیل همکاری برای برگزاری رویداد هنرهای تجسمی فجر، بر ضرورت مدیریت مصرف آب در همه بخشهای صنعت، خدمات و مصارف روزانه تأکید کرد و رسالت هنرمندان را در این مسیر اساسی و کارساز خواند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آیین آغاز به کار هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر در شوشتر، آب را امری قدسی و فراتر از یک عنصر مادی دانست و تاکید کرد: هنر ایرانی از دیرباز با آب عجین بوده و سازههای آبیتاریخی شوشتر جلوهای درخشان از این پیوند تاریخی است.
خدمات ماندگار زندهیاد عبدالکریم بهنیا، آبشناس برجسته و ملقب به «پدر علم قنات ایران»، در حاشیه هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر تجلیل شد.
هجدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر با شعار «سرزمین من/ ایران، تجسم آب» شامگاه چهارشنبه در میراثجهانی سازههای آبیتاریخی شوشتر رسماً کار خود را آغاز کرد.
Δ