هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

مدیرعامل خانه هنرمندان ایران گفت: در نهایت، ما در فضای موجود کار صنفی را پیش می‌بریم و سعی می‌کنیم با هوشمندی از ظرفیت‌های حداقلی استفاده کنیم تا فعالیت‌های فرهنگی و صنفی هنرمندان دچار وقفه نشود.

به گزارش میراث آریا به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، موسسه حقوق و هنر به همراه گروه حقوق خانه اندیشمندان علوم انسانی و مجموعه‌ای از نهادهای صنفی هنری از جمله خانه سینما، خانه موسیقی، خانه تئاتر و خانه هنرمندان ایران انجمن صنفی کارگردانان تئاتر ایران، عصر روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران، میزبان رویداد صنفی نشست «خانه دوست کجاست؟ گره‌گشایی از تشکل‌های صنفی هنری» بود.‌ در این رویداد، ضمن بیان چالش‌های حقوق تشکل‌های صنفی هنری، به کتاب «سازمان‌یابی صنفی هنرمندان: راهنمای حقوقی تشکل‌های صنفی هنری ایران» پرداخته شد.

طی این مراسم امیر اثباتی، نادره رضایی، محمدمهدی عسگرپور، مهدی کوهیان، شهرام گیل‌آبادی، علیرضا گیلوری، نگار نادری‌پور، حمیدرضا نوربخش، کامبیز نوروزی و وحیدآگاه سخنرانی کردند. دبیری برنامه را نیز احسان حاجی‌پور(کارگردان تئاتر) بر عهده داشت.

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

در ابتدای این برنامه محمد مهدی عسگرپور مدیرعامل خانه هنرمندان ایران با اشاره به دوره‌های مدیریتی خود در سال ۱۳۸۷ و دوران حضورش در خانه سینما گفت: من از سال ۸۷ وارد فعالیت‌های صنفی شدم. اگرچه در این مسیر با ماجراها و چالش‌های متعددی مواجه بودیم، اما بخش زیادی از این مسائل ریشه در رویکردهای گذشته دارد.

او با بازخوانی فضای سیاسی سال ۸۷ و مواجهه با دولت وقت، به طرحی اشاره کرد که از دل همان گفت‌وگوها بیرون آمد و توضیح داد: در آن مقطع، مسئله جایگاه و وظایف صنفی ما مطرح شد. ما حرف دولت وقت را جدی گرفتیم و تلاش کردیم بر مبنای مسائل حقوقی، جایگاه واقعی صنف را تعریف کنیم. این اقدام، پیش از ماجرای تعطیلی خانه سینما، ما را به سمت هدف بزرگی سوق داد؛ یعنی تأسیس سازمان نظام صنفی سینمایی کشور.

عسگرپور با تأکید بر اینکه این طرح همچنان یکی از درخشان‌ترین ایده‌ها برای حوزه هنر است، افزود: ایده ما این بود که سینماگران نیز مانند پزشکان یا مهندسان، صاحب یک سازمان نظام صنفی مشخص باشند. در واقع، هدف این بود که با تصویب قانونی در مجلس، همانند سایر سازمان‌های حرفه‌ای، اعضای این صنف صاحب کدهای مشخص شغلی شوند و از طریق این نهاد معتبر، مجوزهای حرفه‌ای خود را دریافت کنند. این سازوکار می‌توانست اعتماد متقابل میان جامعه و هنرمندان را تضمین کند.

مدیرعامل خانه هنرمندان ایران در بخش دیگری از اظهاراتش به روند پیگیری این لایحه اشاره کرد و گفت: ما برای به ثمر نشستن این ایده، پیگیر برگزاری جلسات با مسئولان مجلس شورای اسلامی بودیم. دلیل اصلی این رجوع به مجلس این بود که دولت وقت در سال ۸۸ هنوز نگاه مثبتی به مقوله صنف نداشت و با سوءتفاهم‌های جدی نسبت به فعالیت‌های صنفی مواجه بودیم؛ بنابراین، برای پیشبرد این لایحه و ارسال آن از دولت به مجلس برای تصویب نهایی، مسیر مجلس را در پیش گرفتیم تا شاید راهکاری قانونی برای ساماندهی مشاغل سینمایی پیدا کنیم.

او در ادامه روایت خود از تلاش‌ها برای تشکیل «سازمان نظام صنفی سینمایی»، به موانع ساختاری و تغییرات سیاسی سال ۸۸ اشاره کرد و گفت: وقایع خرداد ۸۸ موازنه تعاملات را برهم زد. در آن دوران جلساتی برگزار شد، اما موضوع بحث ما تحت‌الشعاع شرایط سیاسی قرار گرفت. با این‌حال، ما به‌طور مشخص بر روی این ایده تمرکز کردیم که چگونه می‌توان این لایحه را به نتیجه رساند.

عسگرپور با بازخوانی مشاوره‌های دریافتی در آن زمان گفت: به ما گفته شد که ارائه طرح از بیرون دولت به مجلس، روند تصویب بسیار پیچیده‌ای دارد و بهترین حالت این است که دولت از آن پشتیبانی کند. اما نکته کلیدی اینجاست؛ در کمیسیون‌های مربوطه، چنان مقاومت‌هایی شکل می‌گرفت که عملاً مانع از پیشبرد کار می‌شد.

مدیرعامل خانه هنرمندان تأکید کرد: پیگیری چنین طرح‌های کلانی نیازمند یک هم‌افزایی بی‌سابقه در ارکان قدرت است. حرف مسئولان وقت این بود که این نوع طرح‌ها زمانی به سرانجام می‌رسند که مجلس با شما هم‌سو باشد، کمیسیون فرهنگی با این مفاهیم آشنا باشد و دولتی با جسارت پشت سر شما بایستد که قوه قضاییه و سایر نهادها نیز با آن همراهی کنند. اگر حتی یکی از این پارامترها وجود نداشته باشد، چنین طرحی ابتر می‌ماند و پیگیری آن تنها به خستگی منجر می‌شود.

او با اشاره به تغییر دولت در سال ۹۲ و بازگشت دوباره این بحث به میز مذاکره، از یک چالش هویتی پرده برداشت و گفت: در آن سال‌ها این پرسش مطرح بود که ما دقیقاً کجای ساختار قانونی کشور ثبت شده‌ایم؟ آیا نظام صنفی هستیم یا یک مؤسسه فرهنگی؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها ظرفیتی که داشت، ثبت در قالب مؤسسات فرهنگی بود که با ماهیت صنفی ما همخوانی کامل نداشت.

عسگرپور به تلاش‌های صورت‌گرفته برای یافتن راهی میان‌بر اشاره کرد و گفت: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی این امکان را داشت که بدون ورود به ماهیت تخصصی هنر و فرهنگ، در ثبت صنفی به ما کمک کند. تلاش‌های زیادی شد تا این ارتباط میان ما و وزارت کار شکل بگیرد و مقدمات آن برای تحقق مطالبات صنفی در دولت آقای روحانی فراهم شود.

رئیس هیات مدیره خانه سینما در بخش دیگر این نشست، در تحلیل چالش‌های پیش‌ روی فعالیت‌های صنفی، به تقابل میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اشاره کرد و آن را رقابتی پیچیده خواند و گفت: پس از آنکه وزارت کار دریچه‌ای جدید برای ثبت نهادهای صنفی هنری گشود، وزارت ارشاد که پیش‌تر تنها در قالب مؤسسات فرهنگی اجازه فعالیت می‌داد، با تکیه بر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، به رقیبی جدی برای این مسیر تبدیل شد.

او با انتقاد از ناپایداری قوانین و تکیه بر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: این مصوبات به‌گونه‌ای است که با تغییر دولت‌ها، به‌راحتی می‌توان آن را تغییر داد. ما با مواردی مواجه شدیم که به ما می‌گفتند باید خود را با وضعیت جدید تطبیق دهیم؛ این یعنی ما همواره در حال ساختنِ خانه روی آب هستیم.

عسگرپور با اشاره به سوءتفاهم‌های پیش‌آمده در دوران دولت روحانی، تصریح کرد: در آن مقطع، تفاهم‌نامه‌ای میان وزارت ارشاد و وزارت کار منعقد شد، اما با طرح شکایت‌هایی، مسیر ما به چالش کشیده شد. در آن لحظات دچار تردید شدم؛ آیا باید به تنظیمات پیشین بازگردیم یا تلاش کنیم همین راهِ طی‌شده را به سرانجام برسانیم؟ شرایط درست مثل مونتاژ سکانس‌های پایانی یک فیلم بود که ناگهان کسی بگوید باید از اول دوباره تدوین شود.

مدیرعامل خانه هنرمندان ایران با هشدار نسبت به راهکارهای گمراه‌کننده افزود: اینکه می‌توانیم در جاهای مختلف ثبت شویم، یک سراب است. وقتی صنف در دو جا ثبت شود، باید دو مجمع عمومی برگزار کند و این یعنی زمینه‌سازی برای انحلال و پیچیدگی‌های بی‌پایان؛ در نهایت هم نتیجه این می‌شود که در هیچ‌کجا به رسمیت شناخته نمی‌شویم.

او با نقد رویکرد حاکمیت نسبت به هنرمندان، گفت: به نظر می‌رسد مجموعه حاکمیت میلی برای استقرار سازمان نظام صنفی هنر ندارد. در حالی‌ که تکلیف سازمان‌های نظام مهندسی و پزشکی کاملاً روشن است، حوزه فرهنگ و هنر همچنان به عنوان یک نقطه ملتهب دیده می‌شود. من همچنان معتقدم باید به سمت تشکیل سازمان نظام صنفی برویم، اما تحقق آن مستلزم الزامات ساختاری و دولتی است که متأسفانه در حال حاضر انگیزه‌ و روحیه لازم برای آن وجود ندارد.

عسگرپور در جمع‌بندی دیدگاه‌های خود پیرامون وضعیت موجود، به ناگزیریِ بهره‌گیری از پایگاه‌های فعلی در فقدان یک سازمان نظام صنفی مقتدر اشاره کرد و با تأکید بر اینکه در شرایط فعلی و با توجه به اتکای مجوزهای ارشاد به شورایعالی انقلاب فرهنگی، همچنان وزارت کار امکان درست‌تری برای تعریف روابط صنفی و شغلی هنرمندان است و در این‌باره گفت: در غیاب آن سازمانِ مطلوب، شاید امکان درست تری که بتوانیم به آن تکیه کنیم تا روابط صنفی و شغلی مان حفظ شود، وزارت کار است. اگرچه وزارت ارشاد هم شرایط جدیدی را ایجاد کرده و تلاش داشته بخشی از اشکالات گذشته را مرتفع کند، اما نباید فراموش کنیم که همچنان با چالش‌های ساختاری مواجهیم.

مدیرعامل خانه هنرمندان ایران با نگاهی محتاطانه به اعتبارات قانونی مجوزهای صادره، افزود: آنچه امروز به‌عنوان مجوز به ما ارائه می‌شود، برآمده از مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی است؛ مصوباتی که من از نظر حقوقی چندان آن‌ها را مستحکم نمی‌دانم. از سوی دیگر، ما هم‌زمان مجوزهای خود را از این نهاد دریافت می‌کنیم و هم‌زمان درگیر چالش‌های اجرایی در سایر بخش‌ها هستیم که این تداخل، شرایط را پیچیده می‌کند.

او در پایان با اشاره به ضرورت بازنگری در این مسیر، گفت: در نهایت، ما در همین فضای موجود کار را پیش می‌بریم و سعی می‌کنیم با هوشمندی از ظرفیت‌های حداقلی استفاده کنیم تا فعالیت‌های فرهنگی و صنفی هنرمندان دچار وقفه نشود.

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

یک چالش بی‌پایان

حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی، در این نشست با انتقاد از بلاتکلیفی وضعیت حقوقی و صنفی هنرمندان در ایران، تأکید کرد که جامعه هنری بیش از هر زمان دیگری فقدان حمایت‌های ساختاری را با گوشت و پوست خود لمس می‌کند.

نوربخش با اشاره به شرایط دشوار هنرمندان در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از بحران کرونا و تحولات اجتماعی اخیر، گفت: ما بیش از هر زمان دیگری احساس بی‌پناهی می‌کنیم. این یک فاجعه است که در مواقع بحرانی، هیچ نهادی مسئولیت حمایت از اهالی فرهنگ و هنر را بر عهده نمی‌گیرد.

مدیرعامل خانه موسیقی با نقد وضعیت قانونیِ اصناف هنری، از آن با عنوان شترگاوپلنگ یاد کرد و افزود: از دهه‌های گذشته، تعیین تکلیف جایگاه صنفِ هنر در وزارت فرهنگ و ارشاد یا وزارت کار به یک چالش بی‌پایان تبدیل شده است. در دولت گذشته تلاش‌هایی برای رسیدن به تفاهم میان وزارت کار و وزارت ارشاد انجام شد و قرار بود انجمن‌های هنری تحت نظارت وزارت کار ثبت شوند تا از امنیت شغلی برخوردار باشند، اما متأسفانه آن مسیر نیز به سرانجام مشخصی نرسید.

او با طرح این پرسش که وضعیت قانونی اصناف هنری امروز چیست؟ تصریح کرد: در حالی که هنرمندان حوزه پاپ شاید با اتکا به اسپانسرها فعالیت کنند، اما موسیقیِ هویتی و تاریخی ما به دلیل فقدان چتر حمایتی صنف، در تنگنا قرار دارد. ما به جای شرحِ مکررِ دردهایمان، باید مطالبه‌گری جدی داشته باشیم.

نوربخش در پایان تأکید کرد: مطالبه اصلی ما بازگشت به مصوبات قانونی است. چرا با وجود گذشت سال‌ها و تغییرات دولتی، همچنان باید در بلاتکلیفی به سر ببریم؟ این موضوع باید به مطالبه جدیِ تمام اهالی هنر تبدیل شود تا تکلیف وضعیت صنفی ما یک‌بار برای همیشه روشن شود.
 

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

چرا اصرار داریم چرخ را از اول اختراع کنیم؟

امیر اثباتی، طراح شاخص سینما و رئیس انجمن طراحان فیلم، با انتقاد از وضعیت بلاتکلیف تشکل‌های صنفی در ایران در نشست رونمایی از کتاب «خانه دوست کجاست؟» موانع پیش‌روی اصناف را در سه محور اصلی تحلیل کرد.

او نخستین و بزرگ‌ترین گره را رویکرد ساختار قدرت به فرهنگ دانست و تأکید کرد: نگاه حاکمیت به فعالیت‌های هنری مبتنی بر سوءظن و بی‌اعتمادی است. حاکمیت نگرانِ شکل‌گیری و قدرت گرفتن نهادهای مستقل مدنی است که می‌توانند مطالبات اجتماعی را نمایندگی کنند؛ به همین دلیل آزادی عمل مناسب را از آن‌ها سلب می‌کند.

اثباتی با اشاره به رویه‌های غیرشفاف نظارتی گفت: دخالت‌های غیرقانونی در تولید و انتشار آثار، سانسورهای غیرپاسخگو و تقسیم هنرمندان به خودی و غیرخودی، همگی ریشه در این بی‌اعتمادی عمیق دارد. تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، نگارش مصوبات و دستورالعمل‌های حقوقی تنها روی کاغذ باقی می‌ماند و با کوچک‌ترین شکایت یا فشار، کل ساختار صنفی زیر سؤال می‌رود.

رئیس انجمن طراحان فیلم با اشاره به اینکه مبانی حقوقی (از قانون اساسی تا مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی) به اندازه کافی وجود دارد، افزود: ما در عمل همیشه لنگیم؛ چراکه امنیت شغلی، بیمه بیکاری و آزادی بیان در عمل به رسمیت شناخته نمی‌شود. چرا اصرار داریم چرخ را از اول اختراع کنیم؟ مدل‌های موفق جهانی برای تعامل دولت و صنف وجود دارد که نقش حداقلی و حمایتی دولت در آن‌ها تعریف شده است؛ اما متأسفانه ما راهکارهای منطقی را رها کرده‌ایم و درگیر پیچیدگی‌های بی‌حاصل شده‌ایم.

او در بخشی از سخنانش به نقد درون‌صنفی پرداخت و گفت: باید اعتراف کنم پس از سال‌ها فعالیت، معتقدم فرهنگ و دانشِ کارِ تشکیلاتی در میان اعضای اصناف بسیار ضعیف است. اکثریت اعضا منفعل یا ناامیدند و کار صنفی را تنها به هیئت‌مدیره سپرده‌اند. ما خودمان بخشی از این مشکل هستیم.

اثباتی تأکید کرد: راه برون‌رفت از این وضعیت، تبدیلِ «اصلاح فرهنگ تشکیلاتی» به یک گفتمان عمومی است. باید کار فرهنگی کنیم و این ضعف را به بحث بگذاریم. اعضای صنف باید هم به حقوق خود آگاه باشند و هم به نقش و مسئولیت‌هایشان. تا زمانی که مشارکت جمعی اتفاق نیفتد، راهکارهای حقوقی به تنهایی کارساز نخواهد بود.

رئیس انجمن طراحان فیلم در پایان با اشاره به نمونه‌های شکست‌خورده در تعامل با نهادهای دولتی، بیان کرد: امید بستن به سلیقه مدیرانِ ناپایدار که گاهی سعی در حل مشکلات دارند، راه حل ریشه‌ای نیست. باید فضای مطالبه‌گری را از حالت اقلیت خارج کرده و به یک نیروی تأثیرگذار برای تغییر شرایط تبدیل کنیم.
 

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

باید میان «تنظیم‌گری صنفی» و «نظارت حکومتی» تفکیک قائل شد

مهدی کوهیان، حقوقدان حوزه فرهنگ و هنر، در نشست بررسی وضعیت حقوقی تشکل‌های هنری، از یک مشکل جدی برای اصناف فرهنگی پرده برداشت و اعلام کرد: ریشه این اتفاق را در نبود شناسایی قانونی اصناف هنری به‌عنوان نظام صنفی دانست.

او با اشاره به تجربه اخیر خانه سینما در پیگیری مشکلات مالیاتی گفت: چند روز پیش همراه گروهی از دوستان به مرکز دادرسی مالیاتی رفتیم تا درباره مشکل نمایندگان صنف در شوراهای حل اختلاف گفت‌وگو کنیم. این شورا سه عضو دارد: یک قاضی، نماینده اداره مالیات و نماینده صنف مربوطه. اما از سال ۱۴۰۰، با اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم، امکان معرفی نماینده از سوی تشکل‌های فرهنگی حذف شده است.

کوهیان گفت: تا پیش از آن، نهادهایی چون خانه سینما، خانه موسیقی و خانه تئاتر نمایندگان خود را در این هیئت‌ها داشتند، اما حالا چنین حقی از آن‌ها گرفته شده است؛ چراکه در ساختار رسمی کشور، تشکل‌های هنری هنوز صنف محسوب نمی‌شوند.

این حقوقدان توضیح داد: طبق قانون اساسی، دو اصل مرتبط با امور صنفی وجود دارد. اصل ۲۶ درباره حق تشکیل انجمن‌ها و تشکل‌هاست، و اصل ۲۸ درباره حق انتخاب شغل و وظیفه دولت در تنظیم‌گری اشتغال است. بر اساس این اصول، دولت باید چارچوب قانونی برای فعالیت‌های حرفه‌ای از جمله اصناف هنری ایجاد کند تا آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های رسمی مثل هیئت‌های حل اختلاف مالیاتی حضور داشته باشند.

او تأکید کرد: نبود این نظام صنفی رسمی باعث شده هنرمندان در فرآیندهای تصمیم‌گیری اقتصادی و حقوقی نادیده گرفته شوند. تا زمانی که تشکل‌های فرهنگی به‌صورت قانونی به‌عنوان صنف شناخته نشوند، نه در امور مالیاتی و بیمه، نه در تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی نماینده‌ای نخواهند داشت.

کوهیان با تأکید بر اینکه باید میان تنظیم‌گری صنفی و نظارت حکومتی تفکیک قائل شد، گفت: وقتی از نظام صنفی حرف می‌زنیم، منظورمان سپردنِ تعیینِ ضوابطِ شغل به خودِ اهالی همان حرفه است؛ چیزی شبیه به سازمان نظام پزشکی یا نظام مهندسی. ما به نهادی نیاز داریم که بدون دخالت در محتوای آثار، وظیفه تنظیم بیمه، دستمزد، قراردادها و ساعات کاری را بر عهده بگیرد.

او در پایان بیان کرد: حتی اگر تشکیل سازمان نظام هنری سخت باشد، راهکارهای حقوقی برای اصلاح تصویب‌نامه‌های موجود و رفع ایرادات شورای نگهبان وجود دارد. ما نباید صرفاً با مذاکره و تکیه بر سلیقه مدیرانِ مستقر، امور صنف را پیش ببریم. وضعیت ما اکنون شکننده است؛ چرا که با تغییر یک دولت یا یک مدیر، کلِ جایگاهِ صنفیِ ما ممکن است نادیده گرفته شود.

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

چالش انقطاع مدیریتی در بروکراسی / هنرمند نمی‌تواند در تریبون‌ها سرمایه اجتماعی نظام تلقی شود

در ادامه نادره رضایی، معاون پیشین امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دلیل انتشار عمومی این جمع‌بندی را «انقطاع مدیریتی» در بروکراسی دانست و گفت: این‌که با تغییر مدیران، تجربه‌ها گم می‌شود و مدیر بعدی باید مدت‌ها زمان بگذارد تا دوباره به همان نقطه برسد.

او گفت: انتشار این متن، تلاشی بوده تا مسیر حداقلی برای ادامه کار باقی بماند و مدیر بعدی بداند نقطه شروع کجاست و خط قرمزها چیست.

رضایی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: این‌که با گذشت سال‌ها از رخدادهای سیاسی و اجتماعی گذشته، اکنون حتی برخی بانیان یا فعالان آن دوره‌ها با اتهام‌های سنگین‌تری مواجه می‌شوند و فضای اتهام‌زنی جای بحث کارشناسی را می‌گیرد.

او سپس به نقش این کارگروه در بزنگاه‌ها اشاره کرد و گفت: معاونت هنری برای برخی پرونده‌ها و اتفاقات، ناچار بوده موضع بگیرد و پیگیری کند؛ نه از منظر سلیقه شخصی، بلکه از منظر منافع کشور و وظیفه وزارت فرهنگ در قبال هنرمندان. رضایی تصریح می‌کند که در بسیاری از موارد، بدون وجود چنین سازوکاری اساساً امکان پیگیری منسجم وجود نداشت.

رضایی درباره دوگانه‌سازی‌های فرساینده خودی و غیرخودی و معیارهای مبهم گفت: اگر در ساختار تصمیم‌گیری مدام دست به تفکیک زده شود، طبیعی است که در بزنگاه‌ها نیز نباید انتظار همراهی گسترده داشت. بعد خودی و غیرخودی می‌کنیم؛ بعد در بزنگاه‌ها می‌گوییم چرا تعداد استوری‌ها کم است.

معاون پیشین امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ابراز تأسف از اینکه پس از سه دهه فعالیت صنفی، هنرمندان هنوز درگیرِ ابتدایی‌ترین حقوق خود هستند، گفت: اینکه هنوز باید در جلسات رسمی درباره کد شغلی، بیمه، بازنشستگی و شناسنامه هنری بحث کنیم، نشان‌دهنده یک مشکل ساختاری عمیق است. هنرمند نمی‌تواند در تریبون‌ها سرمایه اجتماعی نظام تلقی شود، اما در مسائل اولیه زندگی خود نادیده گرفته شود. این دوگانگی باید پایان یابد.

او با اشاره به حوادث تلخ دی‌ماه، بر ضرورت عبور از نگاه‌های امنیتی و حذفی تأکید کرد و افزود: تا ابد زخم دی‌ماه با ماست و نمی‌شود که این دوپارگی را ندید، برای ترمیمش تلاش نکرد و انتظار داشت که همه پای کار بیایند.

رضایی ضمن اشاره به موضع‌گیری‌های برخی هنرمندان در دوران بحران، گفت: در جلسات کارگروه چهره‌ها، دلسوزانه به دوستان امنیتی گفتم که سکوتِ بسیاری از هنرمندان، از سرِ عناد نیست؛ بلکه از سرِ دلسوزی برای بقای ایران است.

معاون پیشین امور هنری با نقدِ نگاه‌های افراطی و حذفی گفت: جامعه ایران متکثر است و هیچ گروهی نمی‌تواند گروه دیگری را حذف کند. تلخ‌ترین اتفاق، دیدنِ برخی صداها در خارج از کشور بود که به خیالِ نجاتِ ایران، برای دشمن متجاوز می‌رقصیدند؛ اما ما هم باید صادقانه بپذیریم که وقتی در فضای داخلی، مدارا، شنیدنِ صداهای متفاوت و پذیرش تنوع وجود نداشته باشد، این شکاف‌ها عمیق‌تر می‌شود.

او در پایان، تفاوت کنشگر مرزی با کنشگر مدنی کلاسیک را در «اجماع‌سازی» دانست و گفت: سابقه کنشگری مدنی ما در سه دهه گذشته، اغلب نگاهی جدلی و سیاسی داشت که هدفش صرفاً محاجه و اثباتِ حضور در برابر حاکمیت بود. اما امروز نیازمند کنشگران مرزی هستیم که در تعادلی دشوار، میان جامعه، صنوف و حاکمیت بایستند. ما راهی جز مدارا، پذیرش تکثر و کنار گذاشتنِ دوگانه‌سازی‌های خودی و غیرخودی نداریم؛ چرا که اگر به این درک مشترک نرسیم، در بزنگاه‌های تاریخی، پیوند میان دولت و ملت دچار گسست خواهد شد.

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

هنر و رسانه را به مثابه یک «بوق» می‌بینند

در ادامه مراسم کامبیز نوروزی، حقوقدان فرهنگ و هنر، با نگاهی آسیب‌شناسانه به ریشه‌های تاریخی تقابل با نهادهای مدنی گفت: حکومت در ایران، از آغاز دوره دولت مدرن در سال ۱۲۹۹، همواره به شدت با شکل‌گیری تشکل‌هایی که امروز آن‌ها را نهاد مدنی می‌نامیم، مخالف بوده است. این نگاه ریشه‌دار است؛ چنان‌که در بررسی پرونده‌های سال ۱۳۴۷ متوجه شدم حتی در آن زمان هم نامزدهای هیئت‌مدیره شرکت‌های تعاونی باید توسط ساواک تایید صلاحیت می‌شدند.

او با اشاره به تداوم این نگاه امنیتی در دهه‌های اخیر تأکید کرد: امروزه تمام سازمان‌های صنفی، از کانون وکلای دادگستری تا اتحادیه‌های مشمول قانون نظام صنفی، تحت نظارت استصوابی سیستم حکومتی هستند. واقعیت این است که ساختار نظام قدرت در ایران پذیرای تقسیم قدرت نیست؛ در حالی که نهادهای صنفی با سازماندهی قدرت اجتماعی، ناگزیر در بخشی از قدرت سهیم می‌شوند و همین موضوع باعث می‌شود دولت از هر روزنه‌ای برای مداخله در آن‌ها استفاده کند.

نوروزی با مرور تجربه‌های اجرایی خود در نهادهایی چون انجمن صنفی روزنامه‌نگاران و خانه سینما بیان کرد: این تشکل‌ها همواره زیر ضرب فشارهای دولتی بوده‌اند. حتی در مورد انجمن‌های صنفی کارگری که قانوناً مشمول نظارت اطلاعاتی نبودند، در دوره دولت دهم آیین‌نامه‌ای غیرقانونی برای تایید صلاحیت نامزدهایشان تصویب شد. حقیقت این است که سیستم حکومتی، هنر و رسانه را به مثابه یک «بوق» می‌بیند که صرفاً باید فرهنگ قدرت حاکم را منتشر کند و با چنین نگاهی، عبور از پیچیدگی‌های قدرت با تکیه بر مقررات، بسیار دشوار است.

این حقوقدان، بخشی از چالش‌ها را متوجه فرایند هویت‌بنیانِ صنفی دانست و افزود: شکل‌گیری سازمان‌های حرفه‌ای مستلزم طی یک فرایند پیچیده و گاه دردناک اجتماعی است. ابتدا باید این ذهنیت شکل بگیرد که منافع یک فرد در کار صنفی نهفته است و این منافع برای همه اعضا، با هر گرایش سیاسی و مذهبی، یکسان است. ما نباید سطح انتظارمان را با اتحادیه‌های اروپایی مقایسه کنیم؛ چرا که توسعه حرفه‌ای در ایران موضوعی تازه است و تا همین دهه ۶۰، حتی نام عوامل فیلم‌ها در تیتراژها نمی‌آمد.

او در پایان با تأکید بر اینکه فرهنگ صنفی در فرایند تجربه اتفاق می‌افتد، بیان کرد: در حال حاضر با وضعیتی روبه‌رو هستیم که می‌توان آن را مقتضی مفقود و مانع موجود نامید. سیستم حکومتی تمایلی به استقلال صنوف ندارد و از سوی دیگر، صنف هنوز درگیر مسائل بنیادین است؛ به طوری که هنوز نتوانسته‌ایم حتی مسئله ساده‌ای مثل حق استفاده غیرمجاز از آثار موسیقی را حل کنیم، در حالی که این موضوع در دنیا به شکلی کاملاً نظام‌مند اجرا می‌شود.

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

میراث‌دار یک اشتباه بزرگ…

نگار نادری‌پور، مدیرعامل انجمن هنرمندان مجسمه‌ساز ایران، از ضرورت حفظ ساختار «سراسری» در تشکل‌های صنفی دفاع کرد.

او با ابراز نگرانی از تکثرگرایی مفرط که منجر به تضعیف اتحاد صنفی می‌شود، گفت: من نسبت به بحث تکثر نگرانم؛ اینکه هزاران شکل انجمن ایجاد شود، نگران‌کننده است. مانع اصلی ما برای انجام کار درست، همین اشکال متفاوت انجمنی بوده که اجازه نداده است با هم متحد شویم. تمام تلاش‌ها و مصوباتی که پیگیری کردیم برای این بود که بتوانیم تحت یک پرچم واحد متحد بمانیم.

نادری‌پور با نقد نگاهی که به دنبال محدود کردن انجمن‌ها به جغرافیای استانی است، تأکید کرد: واقعیت این است که انجمن صنفی سراسریِ وزارت کاری، بدون مصوبه دولت تشکیل نمی‌شود، در حالی که انجمن‌های استانی به راحتی شکل می‌گیرند. دغدغه اصلی ما اینجاست که اگر انجمن مجسمه‌سازان ایران تبدیل به انجمن مجسمه‌سازان تهران شود، فردا باید با انجمن‌های دیگر استان‌ها وارد چالش شود. این پراکندگی، به‌ویژه در بخش هنرهای تجسمی، از میزان حرفه‌ای‌گری صنف خواهد کاست؛ چرا که احتمال جذب اعضای غیرحرفه‌ای در تشکل‌های کوچک و منطقه‌ای بسیار زیاد است.

رئیس هیئت‌مدیره انجمن مجسمه‌سازان با اشاره به سوابق تاریخی این بحران صنفی بیان کرد: در دوره آقای احمدی‌نژاد، انجمن‌های سراسری ملغی شدند که این یک اشتباه بزرگ بود. ما به خاطر ماهیت کارمان باید بتوانیم در قالب انجمن‌های سراسری فعالیت کنیم. تمام تلاش ما در جلسات متعددی که داشتیم، از جمله با آقای شریعتمداری، بر این محور بود که ماهیت سراسری بودن صنف حفظ شود.

او در خصوص پذیرش جایگاه هنرمندان در وزارت کار توضیح داد: خوشبختانه جبهه پذیرش هنرمندان به عنوان کارگر (به معنای صنفی) در وزارت کار فتح شده است و آن‌ها مشکلی با عنوان آرتیست ندارند. من خودم از وزیر سؤال کردم و مسئله اصلی ما اکنون حل مشکل «سراسری» بودن است تا بتوانیم از اعتبار حرفه‌ای هنرمندان در سطح کشور صیانت کنیم.

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

لزوم تدوین نقشه راه مبتنی بر واقعیت‌های عصر جدید

شهرام گیل‌آبادی، رئیس انجمن صنفی کارگردانان تئاتر ایران، در نقدی صریح به ساختار مدیریتی فرهنگ، خواستار تدوین نقشه راهی مبتنی بر واقعیت‌های عصر جدید شد.

او با اشاره به کتابی که برآیند گفتگوهای صنفی است، گفت: اکثر حرف‌های ما زده شده و این کتاب اکنون آماده است؛ اگر در وزارت ارشاد، عقل معرفتی، هوشمندی و هوشیاری وجود داشته باشد، همین کتاب را به عنوان نقشه راه خود قرار می‌دهد. واقعیت این است که بیش از ۳۰ سال است که خانم‌ها و آقایان روی این موضوعات حرف می‌زنند و پیش از آن هم آقای دولت‌آبادی به من گفتند که ۴۰ سال روی این مسائل بحث شده است؛ یعنی تحقیقا ۷۰ سال پشتوانه بحث در این موضوعات وجود دارد.

گیل‌آبادی با انتقاد از وضعیت فعلی نهادهای متولی فرهنگ تأکید کرد: من از وزارت ارشاد مندرس و کهنه حال حاضر هیچ انتظاری ندارم، اما با این حال حرفم را می‌زنم. وقتی به روح زمانه نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که باید از بسیاری از این بحث‌ها عبور کنیم. در عصر سوپرتکنولوژی و رسانه‌های انسانی (Human Media)، ما با انسان هوشمندی مواجه هستیم که حتی به دو سال قبل خودش هم برنمی‌گردد. در همین بازه کوتاه، ایران تحولات متفاوتی را به چشم دیده که شاید معادل ۲۰۰ سال بوده است.

رئیس انجمن صنفی کارگردانان تئاتر ریشه اصلی چالش‌ها را در مسئله «ملت‌سازی» دانست و افزود: تمام این تحولات حول محور یک پرسش است؛ آیا ما توان تولید ملت را داریم یا نداریم؟ در عصری زندگی می‌کنیم که هیچ جامعه‌ای بدون «مدل» حرکت نمی‌کند. آمریکا، کوبا، اروپا و چین، تکلیفشان با مدل حکمرانی‌شان مشخص است و تمام گستره‌های توسعه‌یافته بر اساس همین مدل پیش می‌روند.

او در پایان با طرح یک پرسش کلیدی گفت: پرسش اساسی اینجاست که واقعاً مدل حکمرانی فرهنگی ما چیست؟ تا زمانی که تکلیف ما با این مدل مشخص نشود، نمی‌توانیم در مسیر توسعه و حل مشکلات صنفی گام برداریم.

هنرمندان بی‌پناهند/ استفاده از ظرفیت‌های حداقلی برای تداوم فعالیت‌های فرهنگی و صنفی

در  پایان این نشست وحید آگاه عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، وکیل دادگستری و گردآورنده کتاب «سازمان‌یابی صنفی هنرمندان» روی صحنه آمد و ضمن قدردانی از حاضران در این نشست صنفی و عوامل گردآورنده کتاب، از این اثر رونمایی کرد.

انتهای پیام/