تنگه هرمز معمولاً بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان شناخته میشود، اما نقش این گذرگاه به نفت و گاز محدود نمیشود.
بررسیها نشان میدهد بخشی از زنجیره تأمین مواد اولیه حیاتی برای صنایع پیشرفته، از جمله تولید ریزتراشهها و باتری خودروها، به این مسیر وابسته است؛ وابستگیای که در صورت بروز اختلال، میتواند پیامدهایی فراتر از بازار انرژی داشته باشد.
در چنین شرایطی، برخی نشانهها از شکلگیری یک ریسک جدید در صنعت خودرو حکایت دارد؛ ریسکی که هنوز بهطور کامل در بازارها منعکس نشده است.
بحران فولکسواگن دیگر فقط مشکل یک خودروساز نیست. کاهش تقاضا، هزینه بالای تولید، تعرفههای آمریکا و رقابت چینیها، مدل صنعتی آلمان را زیر فشار برده و آینده صنعت خودروی اروپا را هم به خطر انداخته است.
دلار پس از صحبتهای شب گذشته مسعود پزشکیان افزایشی شد و به محدوده ۲۰۵ هزار تومان رسید، اما بازار خودرو هنوز واکنش یکدستی به این سیگنال نشان نداده است. قیمتها نوسانی و بیرمقاند و بازار همچنان برای افزایش مقاومت میکند.
تهدید جدید دونالد ترامپ برای اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر خودرو و قطعات وارداتی از کانادا، برخلاف تصور کاخ سفید، فقط کانادا را هدف نمیگیرد؛ زنجیره تولید خودروسازی آمریکا بهشدت به کانادا گره خورده و اجرای این تعرفه میتواند هزینه تولید و قیمت خودرو در هر دو سوی مرز را بالا ببرد.
بحث درباره تخلف احتمالی مونتاژکاران خودرو، از خوداظهاری در ارزش کالاهای وارداتی گرفته تا بهرهمندی از ارز ارزانتر، موضوعی است که باید دستگاههای نظارتی و قضایی درباره آن تصمیم بگیرند. اما شاید پرسش مهمتر، یک گام عقبتر باشد: اگر طبق اظهارات مطرحشده، یک خودروساز طی چهار سال حدود ۶ میلیارد دلار ارز دریافت کرده، این منابع میتوانستند در کجا هزینه شوند و چه فرصتهایی در مقابل آن وجود داشت؟
Δ