باستانشناسان جمهوری چک در جریان یکی از گستردهترین پروژههای کاوش نجاتبخشی سالهای اخیر در اروپای مرکزی، موفق به شناسایی بیش از یک هزار اثر و ساختار باستانی در مسیر احداث خط راهآهن سریعالسیر در دره رود «هانا» شدند؛ کشفی استثنایی که با آشکارسازی شواهدی از سکونت، آیینهای تدفینی، تولیدات فلزی و تعاملات فرهنگی از عصر برنز تا دوره امپراتوری روم، افقهای تازهای را در شناخت تاریخ جوامع باستانی این منطقه میگشاید.
به گزارش خبرنگار میراثآریا، جمهوری چک شاهد یکی از مهمترین دستاوردهای باستانشناسی سال در اروپای مرکزی است؛ جایی که کاوشهای نجاتبخشی پیش از اجرای پروژه احداث خط راهآهن سریعالسیر میان «نزامیسلیتسه» و «کویتین» در دره رود هانا، به کشف مجموعهای کمنظیر از آثار و بقایای فرهنگی متعلق به بازهای گسترده از عصر برنز تا دوران امپراتوری روم منجر شده است.
این پروژه باستانشناسی که در محدودهای به طول حدود ۱.۲ کیلومتر انجام شده، تاکنون بیش از یک هزار اثر، ساختار و یافته فرهنگی را آشکار کرده و از سوی متخصصان به عنوان یکی از بزرگترین و ارزشمندترین عملیاتهای میدانی سال جاری در منطقه اروپای مرکزی ارزیابی میشود.
بر اساس نتایج اولیه پژوهشها، این محوطه تصویری کمسابقه از تداوم استقرار انسانی، تحول فناوری و مناسبات اقتصادی جوامع باستانی طی چندین هزاره را ارائه میدهد. در میان یافتههای بهدستآمده، بقایای خانههای چوبی متعلق به فرهنگ «وتروف» از عصر برنز، سفالینههای متنوع، دوکهای نخریسی، مهرههای زینتی و سنجاقهای استخوانی از اهمیت ویژهای برخوردارند؛ آثاری که ابعاد مختلف زندگی روزمره و ساختارهای اجتماعی ساکنان این منطقه را روشنتر میکنند.
کاوشگران همچنین موفق به شناسایی گورهای انسانی، تدفینهای آیینی، کارگاههای فلزکاری، کورههای ذوب فلز و قالبهای سنگی تولید ابزارهای فلزی شدهاند؛ شواهدی که از جایگاه برجسته این منطقه در شبکههای تولید و فناوری عصر برنز حکایت دارد. مجموعهای از اشیای برنزی شامل تبر، دستبند، چاقو و سنجاق نیز از دل این محوطه تاریخی به دست آمده است.
در میان یافتههای شاخص، کشف ابزاری بسیار نادر متعلق به دوره روم باستان برای کشیدن و تولید سیم فلزی، توجه ویژه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. نمونههای مشابه این ابزار در سطح اروپا بسیار محدود بوده و مطالعه آن میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره فناوریهای فلزکاری و انتقال دانش فنی در جهان باستان فراهم کند.
یکی از شگفتانگیزترین بخشهای این کاوش، کشف گودالی حاوی شش جمجمه انسانی است؛ یافتهای که باستانشناسان آن را احتمالاً با آیینهای مذهبی یا مناسک تدفینی اواخر عصر برنز مرتبط میدانند. این فرضیه از آن جهت اهمیت دارد که در آن دوره، سوزاندن اجساد و خاکسپاری بقایای سوختهشده، شیوه غالب تدفین در بسیاری از جوامع اروپای مرکزی به شمار میرفت و دفن مستقیم بقایای انسانی پدیدهای کمتر متداول بوده است.
شواهد گسترده بهدستآمده از فعالیتهای فلزکاری نیز نشان میدهد که این منطقه حدود سه هزار سال پیش یکی از مراکز مهم تولید و فرآوری فلزات در اروپای مرکزی بوده است. پژوهشگران در حال انجام آزمایشهای تخصصی برای تعیین منشأ مواد اولیه، فناوریهای مورد استفاده و شبکههای احتمالی مبادلات اقتصادی مرتبط با این مرکز تولیدی هستند.
تمامی آثار مکشوفه برای انجام مطالعات تکمیلی به مراکز پژوهشی و موزههای منطقه منتقل شدهاند و قرار است پس از پایان فرآیندهای علمی و مستندسازی، بخشی از این یافتهها در قالب نمایشگاههای عمومی در معرض دید علاقهمندان قرار گیرد.
انتهای پیام/
در جهانی که مرز میان کار، مصرف و استراحت بهسرعت در حال فروپاشی است، خواب دیگر به یکی از کمیابترین و ارزشمندترین داراییهای انسان معاصر بدل شده است. همزمان با گسترش فرهنگ بهرهوری بیوقفه و اقتصاد شبانهروزی، صنعت نوظهوری با عنوان «گردشگری خواب» شکل گرفته که وعده بازگرداندن آرامشی را میدهد که زندگی مدرن از انسان سلب کرده است؛ آرامشی که گاه بهای آن به دو هزار دلار برای یک شب اقامت میرسد.
یافتههای تازه باستانشناسی، روایت رایج از سرنوشت پمپئی پس از فوران سهمگین کوه وزوو را به چالش کشیده است. برخلاف تصور دیرینه مبنی بر متروک شدن کامل این شهر پس از فاجعه سال ۷۹ میلادی، شواهد جدید نشان میدهد گروهی از بازماندگان و احتمالا مهاجران تازهوارد، در دل ویرانههای خاکسترگرفته پمپئی به زندگی بازگشته و برای چندین قرن، شکلی از سکونت اضطراری و غیررسمی را در این شهر نابودشده استمرار بخشیدهاند.
گزارش تازه گروه هتلهای هیلتون از تحولی عمیق در الگوهای سفر جهانی حکایت دارد؛ تغییری که نشان میدهد گردشگران امروز بیش از آنکه در پی مقصد باشند، به دنبال تجربهاند. آرامش ذهنی، خلوت فردی، پیوندهای خانوادگی و کشف هویت شخصی، به تدریج جایگزین انگیزههای سنتی سفر شده و چشمانداز تازهای را پیش روی صنعت گردشگری جهان قرار داده است.
در حالی که صنعت گردشگری جنوبشرق آسیا پس از سالها رکود ناشی از همهگیری کرونا نشانههای احیا را بروز داده بود، تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پیامدهای آن بر بازار جهانی انرژی، بار دیگر این صنعت را در معرض چالشی جدی قرار داده است؛ بحرانی که با افزایش هزینه سوخت، اختلال در شبکه پروازی، رشد قیمت بلیتها و کاهش تقاضای سفر، چشمانداز فصل اوج گردشگری تابستانی را با ابهام مواجه کرده است.
Δ