باستانشناسان فرانسوی در جریان کاوشهای پیش از اجرای یک پروژه عمرانی در شهر گرونوبل، بقایای نادری از یک چوبهدار متعلق به قرن شانزدهم میلادی را کشف کردند؛ سازهای که نهتنها محل اجرای احکام اعدام، بلکه نمادی از قدرت قضایی و تنشهای مذهبی در فرانسه دوران جنگهای داخلی بوده است.
بهگزارش میراث آریا، در جریان کاوشهای باستانشناسی پیش از بازطراحی بلوار اسپلاناد در شهر گرونوبل فرانسه، پژوهشگران مؤسسه ملی پژوهشهای باستانشناسی پیشگیرانه فرانسه (Inrap) به بقایای یک چوبهدار تاریخی برخوردند که قدمت آن به میانه قرن شانزدهم میلادی بازمیگردد. منطقه اسپلاناد در گذشته بخشی از دشتهای سیلابی دو رودخانه ایزر و دراک بوده و لایههای زمینشناسی آن ترکیبی از رسوبات طبیعی رودخانهای و خاکریزیهای انسانی را در خود جای داده است، موضوعی که از قرنها سیلاب، زهکشی تدریجی و گسترش شهری حکایت دارد.
در حاشیه محل کاوش، باستانشناسان به پیِ سنگی چهارگوشی برخوردند که در کنار آن، ۱۰ گودال تدفین حاوی بقایای دستکم ۳۲ فرد کشف شد. این اجساد بدون جهتگیری مشخص، بدون آیینهای تدفینی و بهشکلی نامنظم در خاک رها شده بودند که خود نشانهای روشن از تدفینهای مجرمانه و تحقیرآمیز است.
پس از بررسی فرضیههای مختلف، پژوهشگران با تطبیق دادههای باستانشناسی با اسناد تاریخی، موفق شدند این سازه را با چوبهدار تاریخی پورت دو لا روش در گرونوبل تطبیق دهند، محلی که در منابع مکتوب دوره رنسانس فرانسه بهعنوان محل نمایش اجساد محکومان شناخته میشود.
بر اساس اسناد آرشیوی، این چوبهدار بین سالهای ۱۵۴۴ تا ۱۵۴۷ میلادی ساخته شده و شامل هشت ستون سنگی بوده که روی پایهای مربعیشکل به ضلع ۸.۲ متر قرار داشتند. بر فراز این ستونها، سازهای چوبی در ارتفاعی حدود پنج متر نصب میشده است. ارتفاع زیاد بنا و وجود خندقی در اطراف آن، سازه را از خطر سیلاب محفوظ نگه میداشت. تعداد ستونها نیز معنا و جایگاه خاصی داشت: در نظام قضایی فرانسه، تعداد پایههای چوبهدار نشاندهنده سطح قدرت دادگاه بود، به گونهای که دادگاههای محلی دو یا شش ستون داشتند، در حالی که چوبهدار سلطنتی مونتفوکون در پاریس دارای ۱۶ ستون بود.
طبق اسناد قضایی، افراد محکوم ابتدا در داخل شهر گرونوبل اعدام میشدند و سپس اجساد آنها برای عبرت عمومی بر چوبهدار خارج از شهر آویخته میشد. برخی از بقایای کشفشده احتمالا به شورشیان پروتستان و چهرههای شاخص جنبش هوگنوها در جریان جنگهای مذهبی فرانسه، از جمله بنوآ کرویه و شارل دو پویی مونبرون، تعلق دارد.
نحوه دفن اجساد (شامل پرتاب بدنها به گودالها، قطعهقطعهکردن یا جابهجایی اندامها) نشان میدهد که مجازات تنها به مرگ محدود نبوده و تحقیر اجتماعی و دینی محکومان پس از مرگ نیز بخشی از نظام تنبیهی آن دوره محسوب میشده است.
با فروکشکردن تنشهای سیاسی و مذهبی در اوایل قرن هفدهم و گسترش شهر گرونوبل، این چوبهدار بهتدریج از کاربری خارج شد و در نهایت به فراموشی سپرده شد، تا اینکه اکنون، پس از چند قرن، بار دیگر در قالب شواهد باستانشناسی سر از خاک برآورده است.
این کشف، دریچهای تازه به درک تاریخ عدالت، مجازات و مناسبات قدرت در اروپای پیشامدرن میگشاید و نشان میدهد که چگونه باستانشناسی میتواند لایههای پنهان تاریخ اجتماعی را آشکار کند.
انتهای پیام/
دولت اندونزی در حال بازنگری سیاستهای ورود گردشگران خارجی و بررسی گسترش مجدد نظام معافیت روادید برای برخی کشورهاست؛ اقدامی که با هدف افزایش رقابتپذیری صنعت گردشگری، جذب بیشتر گردشگران بینالمللی و تقویت اقتصاد گردشگری این کشور دنبال میشود.
در جهانی که مرز میان کار، مصرف و استراحت بهسرعت در حال فروپاشی است، خواب دیگر به یکی از کمیابترین و ارزشمندترین داراییهای انسان معاصر بدل شده است. همزمان با گسترش فرهنگ بهرهوری بیوقفه و اقتصاد شبانهروزی، صنعت نوظهوری با عنوان «گردشگری خواب» شکل گرفته که وعده بازگرداندن آرامشی را میدهد که زندگی مدرن از انسان سلب کرده است؛ آرامشی که گاه بهای آن به دو هزار دلار برای یک شب اقامت میرسد.
یافتههای تازه باستانشناسی، روایت رایج از سرنوشت پمپئی پس از فوران سهمگین کوه وزوو را به چالش کشیده است. برخلاف تصور دیرینه مبنی بر متروک شدن کامل این شهر پس از فاجعه سال ۷۹ میلادی، شواهد جدید نشان میدهد گروهی از بازماندگان و احتمالا مهاجران تازهوارد، در دل ویرانههای خاکسترگرفته پمپئی به زندگی بازگشته و برای چندین قرن، شکلی از سکونت اضطراری و غیررسمی را در این شهر نابودشده استمرار بخشیدهاند.
گزارش تازه گروه هتلهای هیلتون از تحولی عمیق در الگوهای سفر جهانی حکایت دارد؛ تغییری که نشان میدهد گردشگران امروز بیش از آنکه در پی مقصد باشند، به دنبال تجربهاند. آرامش ذهنی، خلوت فردی، پیوندهای خانوادگی و کشف هویت شخصی، به تدریج جایگزین انگیزههای سنتی سفر شده و چشمانداز تازهای را پیش روی صنعت گردشگری جهان قرار داده است.
Δ