اگر قرار باشد از میان محصولات تاریخ BMW فقط چند نام را انتخاب کنیم که هویت این برند را ساختهاند، سری ۳ قطعاً یکی از آنهاست. خودرویی که از سال ۱۹۷۵ وارد بازار شد و طی هشت نسل، تقریباً تبدیل به متر و معیار کلاس سدانهای لوکس متوسط شد.
به گزارش اکوایران سری ۳ فقط یکی از محصولات BMW نیست؛ برای سالها بخش مهمی از تعریف یک سدان اسپرت آلمانی بوده است.
نسل اول سری ۳ در سال ۱۹۷۵ و با اتاق E21 معرفی شد. بعد از آن E30، E36، E46، E90، F30 و G20 آمدند و هر نسل تلاش کرد همان فرمول آشنا را بهتر کند: موتورهای قدرتمند، هندلینگ دقیق، محوریت راننده و طراحیای که قرار نبود بیش از حد از نسل قبلی فاصله بگیرد. به همین دلیل است که بسیاری از علاقهمندان خودرو، سری ۳ را یکی از مهمترین و حتی بهترین محصولات تاریخ BMW میدانند.
این خودرو البته هیچوقت بدون رقیب نبوده است. مرسدسبنز با C-Class مستقیماً برای همین بازار جنگیده و لکسوس نیز با IS وارد میدان شده است. هر دو رقیب در نسلهای مختلف خودروهای بسیار جدی ساختهاند و در برخی زمینهها حتی توانستهاند فرمول BMW را به چالش بکشند. اما در ارزیابی بسیاری از رسانهها و کارشناسان خودرو، سری ۳ همچنان یکی از معیارهای اصلی این کلاس باقی مانده است.
حالا اما BMW تصمیم گرفته یکی از محافظهکارانهترین فرمولهای تاریخ خود را تغییر دهد.
نسل هشتم سری ۳ با کد G50 برای مدل سال ۲۰۲۷ معرفی شده و قرار است یکی از مهمترین محصولات BMW در دوران گذار این شرکت به نسل جدید طراحی و فناوری باشد. این خودرو از زبان طراحی جدید BMW با عنوان Neue Klasse استفاده میکند، زبانی که پیشتر در محصولات برقی جدید این شرکت دیده شده بود و دقیقاً همینجا ماجرا جنجالی میشود.
BMW در نسلهای قبلی تلاش میکرد طراحی سری ۳ را تکامل دهد، نه اینکه آن را از نو تعریف کند. اما G50 با جلوپنجرهای متفاوت، چراغهای باریکتر، فرم جدید دماغه و خطوط سادهتر آمده است. BMW در این نسل حتی برخی عناصر کلاسیک خود، از جمله فرم «شِنَک» یا همان shark nose، را به شکلی مدرن بازتعریف کرده است.
در واقع BMW دارد همان کاری را با سری ۳ میکند که چند سال قبل با برخی مدلهای دیگرش انجام داد: ریسک کردن با چیزی که نباید زیاد دستکاری میشد و این بار ریسک روی مهمترین سدان برند است.
BMW برای نسل جدید همچنان موتورهای درونسوز را کنار نگذاشته است و مدل برقی i3 که هماندازه و همخانواده مفهومی سری ۳ است، روی معماری جدید Neue Klasse ساخته میشود. بنابراین برخلاف تصور اولیه، سری ۳ و i3 صرفاً دو نسخه از یک خودرو نیستند و زیرساخت متفاوتی دارند.
نسخه 330 با موتور چهارسیلندر ۲ لیتری توربوشارژ، ۲۵۵ اسببخار قدرت دارد. در طرف دیگر، M350 xDrive قرار گرفته که از موتور ۳ لیتری ششسیلندر خطی B58 به همراه سیستم هیبریدی استفاده میکند و ۴۳۷ اسببخار قدرت تولید میکند. این نسخه چهارچرخ محرک است و BMW برای آن شتاب صفر تا ۶۰ مایل بر ساعت حدود ۳.۶ ثانیه اعلام کرده است.
سری ۳ جدید از نظر ابعاد نیز بزرگتر شده است. طول خودرو به حدود ۴۷۵.۵ سانتیمتر و فاصله محوری به حدود ۲۸۵.۸ سانتیمتر رسیده است. عرض نیز به حدود ۱۸۵ سانتیمتر افزایش یافته است. یعنی BMW در کنار تغییر چهره، فضای بیشتری هم برای نسل جدید ایجاد کرده است.
داخل کابین هم انقلاب طراحی ادامه دارد. نمایشگر مرکزی ۱۷.۹ اینچی، نسل جدید سیستم اطلاعات و سرگرمی و مهمتر از همه فلسفه جدید BMW در طراحی داشبورد، سری ۳ را از فضای کابین نسلهای قبلی دور کرده است. این تغییرات بخشی از همان رویکرد Neue Klasse است که BMW میخواهد به تدریج در مدلهای مختلف خود گسترش دهد.
در نسخه برقی i3 نیز این تغییرات حتی رادیکالتر است. i3 50 xDrive با دو موتور برقی در مجموع ۴۶۳ اسببخار قدرت دارد، معماری ۸۰۰ ولتی را به کار میگیرد و قابلیت شارژ با توان حداکثر ۴۰۰ کیلووات برای آن اعلام شده است. ظرفیت باتری نیز ۱۰۹ کیلوواتساعت است و BMW بردی در حدود ۴۴۰ مایل با استاندارد EPA را هدف گرفته است.
سری ۳ جدید از نظر فنی احتمالاً یکی از پیشرفتهترین نسلهای این خودرو است.اما مسئله اصلی جای دیگری قرار دارد: آیا مشتری سری ۳ حاضر است خودرویی را بپذیرد که دیگر شبیه همان سری ۳ آشنای همیشگی نیست؟
این سؤال برای BMW جدیتر از همیشه است. چون سری ۳ فقط یک محصول نیست که اگر طراحیاش شکست خورد، شرکت بتواند مدل دیگری را جایگزین آن کند. این خودرو بخشی از هویت برند است.
BMW در واقع با Neue Klasse میخواهد یک نسل جدید از محصولات خود را تعریف کند. همانطور که خود BMW برای خودروهای Neue Klasse از مفهوم «قلب جدید برند» استفاده کرده، سری ۳ نیز یکی از مهمترین ویترینهای این تغییر است.
قیمت دلار در شش روز گذشته ۱۴.۵ درصد رشد کرده، اما خودرو در همین مدت عمدتاً بین ثبات تا ۷ درصد افزایش قیمت داشته است؛ شکافی که بیش از هر چیز از رکود شدید و افت قدرت خرید در بازار خودرو خبر میدهد.
بهترین خودروهای برقی بازار نشان میدهند فراغت از بنزین و هزینههای آن در ایران هنوز یک کالای لوکس است؛ جایی که برای عبور از جایگاه سوخت و پیمایش بیش از ۶۰۰ کیلومتر با یک شارژ، باید چندین میلیارد تومان هزینه کرد.
پراید برای سالها فقط یک خودرو نبود؛ به یکی از نمادهای مناقشه در صنعت خودروی ایران تبدیل شد؛ محصولی که از یکسو میلیونها ایرانی تجربه مالکیت و رانندگی با آن را داشتهاند و از سوی دیگر، بارها زیر تیغ انتقاد مسئولان، کارشناسان و افکار عمومی قرار گرفته است. سعید مدنی، مدیرعامل سابق سایپا اما از زاویه دیگری به این خودرو و سالهای پرحاشیه تولید آن نگاه میکند. او در گفتوگو با اکوایران میگوید خودش پراید داشته و با آن سفرهای زیادی رفته است و تأکید میکند نمیتوان بهسادگی حکم داد که پراید «خودروی بدی» بوده؛ چراکه حتی امروز نیز بسیاری از مردم با همین خودرو کار میکنند و نان خانوادهشان را درمیآورند.
وقتی از نیروی انسانی مازاد در صنعت خودروی ایران حرف میزنیم، ممکن است تصور شود این مسئله یکی از مشکلات خاص اقتصاد ایران است؛ اما تجربه صنعت خودروی آلمان نشان میدهد که حتی یکی از صنعتیترین اقتصادهای جهان هم با چالش مشابهی روبهروست.
Δ